۱۳۹۰/۰۱/۰۸

سوالات فقهی در مورد جهاد اقتصادی

سوال- جهاد کردن اقتصادی واجب است یا مستجب؟
جواب- کردنش که واجب است بقیه اش هم مال خر است.

سوال- وظیفه یک جهادگر اقتصادی چیست؟ یعنی حالا که سال جهاد اقتصادی است وظیفه ما چیست؟
جواب- به خودتان بمب ببندید و بروید توی بانک ملی و کارهای استشهادی بکنید.

سوال- اگر استشهادگزار شک کند که ضامن انفجار کشیده و یا خیر و در همان لحظه جیش اش بگیرد تکلیف چیست؟
جواب- احوط آنست که بمب را در دست به آب منفجر کند.

 سوال- آیا  در سال جهاد اقتصادی و بمنظور تقویت بنیه اقتصادی مسلمین جیب بری و قاپیدن کیف پول عابرین پیاده که بعضا حجاب را هم رعایت نمیکنند جایز است؟
جواب- بنابر احتیاط واجب کیف را بقاپید و یک ماچی هم به نیابت ما از اون ضعیفه بکنید.

۱۳۹۰/۰۱/۰۶

عرب های عزیز! لطفا نوبت را رعایت فرمایید

بنظر من باید یک تابلویی درست کنیم و برویم آن را توی منطقه خاورمیانه و حومه نصب کنیم که رویش نوشته شده باشد « عربهای عزیز! لطفا نوبت را رعایت کنید. خیلی وقت است که  نوبت سید علی است. چرا اینقدر میزنید توی صف؟»
اول تونس بعد مصر بعد لیبی بعد یمن با زرنگی از ته صف آمدند و رفتند جلوی صف.
حالا سوریه هم از راه نرسیده زرتی رفت وایساد جلو.
 آخه این چه وضعیه؟

۱۳۹۰/۰۱/۰۵

دمکراسی از نان شب هم واجب تر است

حتما خبر دارید که نخست وزیر کانادا همیشه از برگزاری انتخابات زودهنگام طفره میرفت و دهان مخالفان را همیشه با مطرح کردن لزوم تکمیل ترمیم اقتصادی و عبور از بحران های مالی می بست. حتی این کشمکشها داشت به جاهای باریکی می کشید و اگر این اتفاق در یک کشور خاورمیانه ای و یا جهان سومی رخ میداد هیچ چاره ای برای پایین کشیدن آقای هارپر تخست وزیر از اریکه قدرت جز با تظاهرات خونین و یا تهاجم نظامی کشورهای دیگر نبود. در چنین کشورهایی یک نفر میرود آن بالا می نشیند و دلش نمیخواهد با زبان خوش پایین بیاید. حتما باید کشت و کشتار راه بیفتد. عده ای کشته شوند. عده ای زندانی و شکنجه شوند. عده ای از کشور فرار ی شوند تا بالاخره مردم او را مجبور کنند به خواست اکثریت تن دهد و دست از مسخره بازی دردارد.
اما در جایی که دمکراسی باشد این هزینه ها لازم نیست. نمایندگان پارلمان در یک اقدام انقلابی یک طرح و لایحه ای را می برند توی مجلس و برای برگزاری انتخابات رای گیری میکنند و قال قضیه را میکنند.
البته من از این آقای هارپر خوشم میاد ولی از دمکراسی بیشتر.
امیدوارم یکروز مردم کشورهای جهان سومی هم به این نقطه برسند.

۱۳۹۰/۰۱/۰۴

ایرانی های خارج از کشور چگونه مالیات میدهند؟

یکی از تفریحات سالم ما ایرانیان مقیم خارج از کشور پر کردن اظهارنامه های مالیاتی است که هر سال در چنین روزهایی صورت میگیرد.
اصولا در بافتهای سلولی ما یک ژنی هست که نسبت به مالیات و اینجور چیزها آلرژی شدید دارد و در صورت تماس با این مسئله ممکن است ایجاد خفگی و یا خدای ناکرده سکته قلبی نماید. بنابر این بهتر است دولتهای خارجی این واقعیت را درک کنند و هر چه زودتر ایرانی های عزیز گوگولی مگولی را از مالیات دادن معاف کنند. هم خودشان را راحت کنند و هم ما را.
شما نمیدانید این همشهریهای ما در تورنتو چه فیلمی بازی میکنند تا مبادا خدای ناکرده زبانم لال مشمول پرداخت مالیات شوند. 
از چند ماه قبل از فرا رسیدن «ایام خجسته و پر فضیلت فرم پرکنی» ایرانیان عزیز شروع میکنند به تحقیق و تفحص و یافتن یک حسابداری که باندازه کافی خلافکار باشد و بقول خودمان هفت خط روزگار باشد.
بهمین منظور به تمام حسابدارهای تورنتو و حومه زنگ میزنند و آنها را مصاحبه میکنند تا بفهمند طرف چند مرده حلاج است و آیا برای نبرد و رویارویی  با دولت کانادا بقول خودشان «کوالیفاید» هست یا خیر. اصولا ما مردمی هستیم که از حسابدار درستکار و مقرراتی خوشمان نمی آید.
بالاخره وقتی که حسابدار مورد نظر خودمان را پیدا کردیم اولین شرطی که برای او میگذاریم این است که : ببین! من نمیخوام مالیات بدهم بلکه سعی کن یکجوری فرم اظهارنامه مالیاتی رابنویسی که یک چیزی هم به ما برگردانند!
ما هیچوقت از حسابدارمان نمی پرسیم چگونه میتوانم در ازای دادن مالیات از مزایای آتی آن بهره مند شوم و برعکس اگر درآمدم را پایین نشان دهم چه مشکلاتی در آینده برایم بوجود خواهد آمد؟
البته این یک واقعیتی است که هیچکس از دادن مالیات خوشش نمی آید ولی توی ذات ما ایرانی ها یک حسی نهفته است که میخواهیم همه مردم و دیگران مالیات بدهند به جز ما!
بعد اگر نتیجه معکوس شد و برایمان یک بدهی مالیاتی گنده آمد فورا ذهن مان متوجه توطئه و همدستی آن حسابدار با دولت کانادا میشود و میگوییم: آقاجان! اینها از دولت کمیسیون میگیرند!
 قلم پایم بشکند اگر سال دیگر پیش آن حسابدار  وطن فروش خائن بروم!
راستی شما حسابدار خوب سراغ ندارید؟


۱۳۹۰/۰۱/۰۲

قابل توجه سردار ساندیسی سپاه: آقاتون تلویحا تکلیف را روشن کرد

دیروز آقای رهبر فرزانه در مشهد یک چیزهایی از دهانش در رفت که خاک بر سر بسیجی ها و آن سردار ساندیس مال سپاه شد.
آقا فرمودند: همان وقتی که جنگ غزه بود جوانان ما رفتند فرودگاه و عازم غزه شدند تا به مردم فلسطین کمک کنند. آنها واقعا عازم بودند. ولی راه بسته بود! و من جلوش را گرفتم که آنها نروند سرگردان شوند!
بعد آقا تصریح کرد که برای ما فلسطین و غزه و بحرین فرقی ندارد.
معنی این حرف این است که آی ذوب شدگان ساندیسی! الان که راه بحرین مثل غزه بسته نیست. بلند شوید و بروید آنجا به برادران و خواهران مظلوم بحرینی کمک کنید دیگه.
اگر راست میگید این گوی و این میدان!

۱۳۹۰/۰۱/۰۱

تشکر از پرزیدنت اوباما

واقعا پیام نوروزی آقای اوباما باعث غرور و خوشحالی است. خوشحالم از اینکه عظمت فرهنگ ایرانی از زبان رئیس جمهور قدرتمندترین کشور دنیا شنیده میشود. همان کشوری که سران جمهوری اسلامی سی سال سعی کردند الکی و بیخود و بی جهت آن را دشمن ملت ایران معرفی کنند.
خدا وکیلی کلاه خودمان را قاضی کنیم ببینیم پیام نوروزی آقای اوباما باعث فخر و افتخار ایرانی است یا پیام نوروزی رهبر خرفت و بیسواد جمهوری اسلامی؟ راستش را بخواهید من که اصلا نتوانستم حتی سی ثانیه آن قیافه نحس  اش را نگاه کنم و چرت و پرت هایش را تحمل نمایم. واقعا مردم ایران لیاقت شان بالاتر از این است که یک آدم احمقی مثل خامنه ای بیاید و برایشان تعیین تکلیف کند.

بهرحال من بعنوان یک ایرانی از آقای اوباما و مشاورانش صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم و فقط از آقای اوباما یک خواهش کوچولو دارم و آن اینکه: آقای پرزیدنت!  لطفا چند تا از اون موشکهای کروز را ...... (خودت که آدم فهمیده ای هستی دیگه. منظورم را گرفتی). مرسی.
ایشالله یک روز جبران میکنیم.

۱۳۸۹/۱۲/۲۹

پیام نوروزی بسیار تکان دهنده و دشمن شکن مقام عظما

من از همین جا عید نوروز را به تک تک شما تبریک میگویم و به شما هشدار میدهم که سال خوبی باید در پیش داشته باشید. سالی مملو از موفقیت شادی و سلامتی و در غیر اینصورت با متخلفان شدیدا برخورد قانونی خواهد شد.
 سالی که در پیش داریم سال« دشمنی مضاعف- خداحافظی مضاعف» نام دارد و شما از همین اول بسم الله شاهدش هستید که چه وضع بل بشویی خواهد شد. پیش بینی من این است که در سال آینده سوراخ موش قیمتش بالا میرود و ما باید از حالا بفکر اینجور چیزها باشیم.
الان استکبار جهانی به لیبی حمله نظامی کرده  آنهم در آستانه عید نوروز که قرار بود ما سر سفره هفت سین بنشینیم و شیرینی و اجیل بخوریم. اینها همه توطئه دشمن است تا سفر تاریخی حضرت آیت الله نوری همدانی به تانزانیا را تحت الشعاع قرار دهند. این بمباران ها همه بخاطر این است که توجه رسانه های بین المللی را از خطبه های نماز جمعه این هفته تهران منحرف کنند. بنابر این شما عزیزان حواستان باشد گول تبلیغات و ترفندهای دشمن را نخورید و الا با شما شدیدا برخورد خواهد شد.
باید سعی کنید بصیرت تان را ببرید بالا و هر چیز که من گفتم را قبول کنید و در غیر اینصورت در خط دشمن خواهید بود و خون شما مباح است و زن تان بر شما حرام میشود و اگر زن ندارید دوست دخترتان بر شما حرام میشود و باید او را به ما معرفی کنید تا برایتان حلالش کنیم همانطور که اسلام عزیز دستور داده.

بهرحال من بار دیگر به شما هشدار میدهم عیدتان مبارک باشد و به خداوند هم دستور میدهم سال جدید را سال پر برکت و رحمت قرار دهد و الا با او هم برخورد خواهم کرد.

۱۳۸۹/۱۲/۲۴

پیش بینی وقوع زلزله همزمان در تهران و ژاپن

دوستان ! مدیریت بحران را در زلزله ژاپن دیدید؟
حالا فرض کنید خدای ناکرده زبانم لال یکروز توی تهران و ژاپن بطور همزمان زلزله ای به قدرت 8 ریشتر بیاید میخواهیم پیش بینی کنیم که اوضاع و احوال مملکت چگونه میشود:
اولین اقدامی که حکومت انجام میدهد قطع اینترنت و سیستم های مخابراتی و موبایل و ارسال پیامک است. آنها تلاش میکنند از انعکاس خبر زلزله در رسانه ها جلوگیری کنند. سخنگوی وزارت خارجه وقوع زلزله را بشدت تکذیب میکند و آنرا یک دروغ خنده دار مدیای غرب اعلام میکند. 
در حالی که مردم در زیر آوار خرابی ها گیر کرده و نیاز به کمک فوری دارند سپاه پاسداران ضمن انتشار اطلاعیه ای به بازماندگان و کسانی که خانه شان را از دست داده اند هشدار میدهد با آنها برخورد کوبنده خواهد شد و همه افرادی که گول دشمن را خورده و در زیرآوار مانده اند را دستگیر و ضمن ضرب و شتم اسلامی انها را تحویل دستگاه قضایی خواهد داد.
هیئت دولت ضمن تصویب مصوبه ای سازمان هلال احمر را در سپاه پاسداران ادغام میکند چون اصولا کار را باید به اهلش سپرد.
وزیر اطلاعات در یک برنامه تلویزیونی ضمن تکذیب هرگونه زلزله ای از دستگیری دو سه نفر راننده تریلی و جوشکار اسکلت ساختمانی خبر میدهد که  از سوی بی بی سی ماموریت داشتند محموله های تیرآهن را در خیابان تخلیه کنند و در نتیجه سر و صدای مهیب تخلیه تیرآهن موجب توهم وقوع زلزله را در اذهان مردم ایجاد کنند و بدینوسیله براندازی سخت نمایند.
در حالیکه مردم درگیر زلزله شده اند و نمیدانند چه خاکی سر خودشان بریزند احمدی نژاد  یک نامه ای به نخست وزیر ژاپن می نویسد و از وی  دعوت میکند برای تعطیلات نوروز بیاید ایران. او همچنین در نامه اش تاکید میکند که : غصه نخورید که راکتورهای هسته ای تان در اثر زلزله خراب شد. ما حاضریم برایتان بسازیم از اولش هم بهتر!
علما و فضلای قم هم می نشینند و روی این موضوع مباحثه میکنند که اگر مردی در اثر زلزله از طبقه بالا به روی خانمی در طبق پایین بیفتد  و در اثر این سقوط آزاد دودولش دقیقا به محل مورد نظر فرو رود آیا غسل جنابت بر آنها واجب میشود با خیر؟

آتش مظهر روشنایی است

سرخی و گرمایش آتش سرمایه و اندوخته ماست در سرمای یخبندان پلیدی و ستم
چهارشنبه سوری خرافه نیست. یک سمبل است. سمبل یافتن راه در شبی ظلمانی است 
با روشن کردن آتش حیوانات درنده و وحوش خزنده را از خیمه گاه خویش دور میکنیم
به امید روزهای گرم و طلایی و روشن!

۱۳۸۹/۱۲/۲۲

به یاد ماندنی ترین جمله از مقام عظما در سال 89

اخیرا مقام عظما یک مسابقه ای گذاشته برای هر کس که به یادماندنی ترین فرمایشات ایشان را در سال 89 نقل کند جایزه نفیسی به او داده خواهد شد.
من چون حافظه ام خوب نیست  فقط جدیدترین اظهارات ایشان  که در مورد نکوهش فحاشی خطاب به بسیجی ها و لباس شخصی ها ایراد فرموده اند را به یاد دارم.
مقام عظما خطاب به برادران بسیجی  و ذوب شده در ولایت فرمودند:« مادرقحبه ها! اینقدر فحاشی نکنید»

۱۳۸۹/۱۲/۲۱

مراجع تقلید قم وقوع «سونامی» در ژاپن را شدیدا محکوم کردند

دیروز در قم شایع شد که حدود هفتصد نفر در ژاپن توسط «سونامی» کشته شدند. این خبر را ابتدا  یکی از جوجه طلبه های قم از طریق ماهواره همسایه شان مطلع شد و سپس وی سراسیمه و دوان دوان خود را به بیوت یکی از آیات عظام رساند و خبر را به اطلاع معظم له رسانید. معظم له هم خیال کرد که «سونامی» اسم پادشاه یا رئیس جمهور یا نخست وزیر ژاپن است که دستور کشتار مردم مظلوم ژاپن را داده است  لذا خیلی ناراحت شد.
معظم له اولی گوشی تلفن را برداشت و به معظم له دومی خبر را داد. معظم له دومی با شنیدن این خبر گفت: انالله و انا الیه راجعون و سپس گوشی تلفن را برداشت و به معظم له سومی زنگ زد. معظم له سومی هم با شنیدن این خبر حلقه های اشک در گوشه چشمانش جمع شد و بعد از فین کردن دماغش با صدایی بغض آلوده گفت: ما باید از مردم مظلوم و خداجوی ژاپن حمایت کنیم و مشت محکمی به دهان «سونامی» جنایتکار بزنیم. معظم له سومی هم به معظم له چهارمی زنگ زد و گفت: حاج آقا تبریک! موج حرکتهای اسلامی از تونس و مصر و بحرین و لیبی به ژاپن رسید و متاسفانه هفتصد نفر کشته شده اند. ما باید اطلاعیه بدهیم و آن مردک سونامی را محکوم کنیم.

چیزی نگذشت که خبر به گوش برادران بسیج و اصحاب ساندیس دوست رسید. فورا همدیگر را جمع کردند و به سمت سفارت ژاپن حرکت کردند. در جلوی سفارت ژاپن یک عابر پیاده که در دستش تخمه ژاپنی بود را به اتهام  همکاری با رژیم سونامی و ارتباط با سران فتنه مورد ضرب و شتم قرار دادند و از وزارت خارجه خواستند هرچه سریعتر رابطه سیاسی با دولت ژاپن را قطع کند. در پایان تظاهر کنندگان بسیجی ضمن خواندن بیانیه شدید الحنی اقدامات امریکا و انگلیس و شوروی سابق را محکوم کردند و خواستار دستگیری مجدد سران فتنه شدند. در خاتمه بین تظاهر کنندگان تعدادی ساندیس قرعه کشی شد و به برندگان خوش شانس اهدا گردید.

۱۳۸۹/۱۲/۱۵

طاقت بیار رفیق


آقای مهاجرانی! صدای انقلاب مردم ایران را بشنو

این بحثهایی که اخیرا آقای مهاجرانی مطرح کرده وقتش الان نیست. مال هفت هشت سال پیش است. همان زمانی که آقای مهاجرانی در وزارت تشریف داشتند و روزنامه ها و مطبوعات کشور یکی پس از دیگری توسط دادستانی پلمب میشد این بحث ها هم مطرح می شد. 
از آن زمان تا زمان حال خیلی چیزها تغییر کرده و مخصوصا این دو سال اخیر اتفاقات زیادی رخ داد که دیگر طرح چنین بحث هایی مثل اینکه "انقلاب یا اصلاحات" جواب خودش را یافته و بقول علما مطرح کردنش بلاموضوع است. مردم راه اصلاحات را امتحان کردند و نتیجه ای نگرفتند. در انتخابات میلیونی شرکت کردند و در روز روشن تقلب دریافت کردند. راه پیمایی میلیونی سکوت کردند گلوله و باطوم و شیشه نوشابه دریافت کردند. همه راههای پرهیز از خشونت را طی کردند و نتیجه ای نگرفتند به ناچار راه انقلاب و سرنگونی حکومت را برگزیدند.
آقای مهاجرانی! اینکه جمعیت توی خیابانها میریزند و مرگ بر خامنه ای میدهند چیزی نیست جز انقلاب. اگر شما هنوز نشسته اید و به بهانه تحلیل منشور سبز مردم را از سرکوب شدیدتر میترسانید این مشکل شماست که صدای انقلاب مردم را نشنیده اید.
ماهیت حرکت اعتراضی مردم مدتهاست که از اصلاحات و اسهال طلبان عبور کرده و تا سرنگونی این نظام هر روز عمیق تر و رادیکالتر خواهد شد.
ضمنا جناب مهاجرانی! سعی نکنید مردم را بترسانید. بالاتر از سیاهی که رنگی نیست. وضعیت ما که از وضعیت مردم لیبی بدتر نمیشود. چگونه است که شما انقلاب مردم لیبی را تحسین میکنید ولی مردم را از ادامه راههای انقلابی میترسانید؟؟

۱۳۸۹/۱۲/۰۹

فردا شلوار لباس شخصی ها را دربیاورید

صرفه نظر از اینکه ما کروبی و موسوی را قبول داشته و یا نداشته باشیم ماجرای دستگیری این دو نفر نوعی مانور قدرت است که از سوی حاکمیت علیه مردم قلمداد میشود. خامنه ای با این کارش میخواهد بگوید که ما اینها را دستگیر و به مجازات میرسانیم و شما هم هیچ غلطی نمیتوانید بکنید.
همین باعث شده که قضیه حیثیتی شود. یعنی زورآزمایی حاکمیت با مردم.

من بیش از آنکه از این قضیه ناراحت باشم از این رنج می برم که مردم و جوانان بی تجربه ما باور ندارند که ابعاد قدرتشان تا کجاست و اگر واقعا همت کنند بساط این حکومت جلاد را در کمتر از یک هفته میتوانند جمع کنند و بیاندازند توی سطل آشغال.
متاسفانه  جوانان ما در مبارزه با نظام میلیتاری خامنه ای کم تجربه اند و دارند هر روز همان تاکتیک های تکراری را ادامه میدهند.
عزیزان من! هیچ نظامی و هیچ حکومتی با شعار دادن و تظاهرات خشک و خالی سقوط نکرده و نمی کند. (لااقل حکومت های کودتایی و میلیتاریستی را فقط با زور میتوان ساقط کرد) .
بنابر این باید طرحی نو انداخت و  از شیوه های دیگر به مصاف دشمن رفت.

من نمیخواهم از این فاصله دور بقول معروف رهنمود بدهم ولی واقعا دلم میسوزد از اینکه عده ای این جوانان ما را بد راهنمایی میکنند.
عزیزان من! شما اینقدر دنبال این نباشید که از امام حسین تا میدان آزادی که بیش از دهها کیلومتر است جمعیت را به خیابان بکشید.
خب. فرض کنید این همه جمعیت هم آمدند که چی؟ آیا حکومت نمیداند که شما در اکثریت هستید؟ آیا خامنه ای با دیدن انبوه جمعیت عقب نشینی میکند؟ اگر او میخواست این کار را بکند دو سال پیش یعنی وقتی سه چهار میلیون نفر به خیابان امدند این کار را میکرد.
بجای آن سعی کنید که در گروههای پنجاه نفری- صد نفری در محله های مختلف به خیابان بیایید و با نیروهای رژیم درگیر شوید.
اینقدر منتظر نشوید که به شما حمله کنند. اینطوری شما بیشتر صدمه می بینید و هزینه بیشتری میدهید. سعی کنید اول شما به آنها حمله کنید و تعدادی از آنها را دستگیر و خلع سلاح کنید. آنوقت ببینید چگونه نیروهای آنها ریزش میکند.
این کارها در قدرت شما هست اگر خودتان به نیروی اتحاد و همبستگی خودتان ایمان داشته باشید.
اگر چهارتا لباس شخصی را لخت کرده و کون لخت توی خیابان رها کنید آنوقت خواهید دیدد ساندیس خورها چگونه  به گه خوردن می افتند. اگر دو تا کلانتری را خلع سلاح کنید آنوقت خامنه ای یکبار دیگر می آید و گریه و زاری میکند. بهترین دفاع حمله است.
آهای ملت!
شل بگیرید سفت میخورید.
نزنید - میخورید.
اینقدر به این رژیم  ساقط شده اسقاطی بیش از این مهلت ندهید. کار را تمام کنید. شما میتوانید. باور داشته باشید که میتوانید..

۱۳۸۹/۱۲/۰۷

امام خمینی: هاشمی از خامنه ای بدتر خامنه ای از هاشمی بدتر هردو از هم پلیدتر هردو از هم خبیث تر

توی این سی سال گذشته شما هیچ جنایتی را نمی توانید پیدا کنید که  در پس پرده آن رفسنجانی خبیث  دستی نداشته باشد. از ماجرای حذف مهندس بازرگان بگیر تا بنی صدر و گروههای چپ و مجاهدین و آیت الله منتظری و سوء مدیریت در جنگ و جاانداختن خامنه ای بعنوان رهبر و فقیه و مجتهد و غیره و غیره.
بی جهت نیست که دست از حمایت خامنه ای برنمیدارد چون میداند با سقوط خامنه ای همه با هم سقوط خواهند کرد و تازه نوبت افشا شدن پنهان کاریهای حضرات خواهد شد.

۱۳۸۹/۱۲/۰۵

آقای کروبی و آقای موسوی همانجا بمانید تا روز سه شنبه!

یک وقت فکر نکنید که من انقلابی و میهن پرست نیستم ها.  فکر نکنید که من دلم آزادی و دمکراسی و پیشرفت و کرامت انسانی نمی خواهد ها.
من دلم همه اینها را میخواهد ولی راستش میدانید چیه؟
من سرم یک خورده شلوغه. یعنی وقت ندارم. راستش تمام روزهای هفته ام از قبل پر شده.
ببینید!  روزهای شنبه که وقت دندانپزشکی دارم. 
روزهای یکشنبه که باید برم خانه مامانم اینا.
روزهای دوشنبه  از ساعت 8 صبح میروم سر کار و شب میام خونه.
روزهای چهارشنبه کلاس نقاشی دارم. تازه باید مژگان اینا رو هم  ببرم کلاس بدنسازی.
روزهای پنج شنبه هم باید ننه بزرگم را ببرم سر قبر آقاجان خدا بیامرز. شبش هم که معلومه که گرفتارم. 
روزهای جمعه هم که یا میهمان می آید خانه مان و یا ما دعوت هستیم.
بنابر این فقط روزهای سه شنبه میماند که میشه رفت توی خیابان و مبارزه سیاسی کرد. البته آنهم از ساعت سه بعد از ظهر تا پنج و نیم. بعدش دوباره کار دارم باید بروم جایی.

۱۳۸۹/۱۲/۰۳

دم مردم لیبی گرم!

چه کسی فکر میکرد مردم لیبی اینقدر جیگر داشته باشند که با یک حکومتی که یک دیوانه بیابانگرد سردمدار آن است وارد چنین مبارزه جانانه ای شوند؟ قضیه مردم لیبی با قیام مردم مصر و تونس از زمین تا آسمان فرق میکند. بن علی دیکتاتور تونس همان روزهای اول فلنگ رو بست و در رفت. در مصر اما قضیه فرق میکرد. مبارک درست است که یک دیکتاتور بود ولی آدم واقع نگر و معقولی بود. او همین که دید مردم او را نمی خواهند ترجیح داد کشورش بیش از آن درگیر تنش و التهاب نشود. این بود که منافع کشورش را بر منافع شخصی اش ترجیح داد و البته مجبور به این کار شد اما با این تفاوت که او اصرار به خونریزی نداشت.
اما قضیه قذایی فرق میکند. این یارو یک دیوانه عوضی است که روزهای اول مردم را با تیربارهای ضد هوایی به رگبار بست و در روزهای اخیر با هواپیماهای جنگی تظاهرکنندگان را هدف حمله قرار داد. یعنی یک گاو وحشی تمام عیار مثل مقام عظمای خودمان البته قذافی یک گاو وحشی است و مقام عظما یک خر چموش.
اگر بخواهیم قیام مردم لیبی را با مردم ایران مقایسه کنیم باید الحق و انصاف به مردم لیبی بخاطر این همه عزم و استواری و همت والا تبریک بگوییم. نه اینکه خدای ناکرده بخواهم در مورد مردم خودمان نظر منفی ای داشته باشم . جوانان ما در این یکی دو سال اخیر شاهکار کردند ولی واقعا کار مردم لیبی قابل تحسین تر است.  خوشبختانه توی مردم لیبی روشنفکران کج اندیشی مثل آنچه که ما داریم وجود ندارد.
اگر این اتفاقات وحشتناک بجای لیبی در ایران رخ میداد و مثلا خامنه ای دستور میداد مردم را با موشک شهاب بزنند و یا آنها را با هواپیما بمباران کنند حتما یک عده پیدا میشدند و در مورد اینکه ما باید بصورت عدم خشونت جواب خشونتهای رژیم را بدهیم سخنرانی میکردند و یا مقاله می نوشتند.
مردم ما به خیابان ها می آیند که تظاهرات کنند و اعتراضات خود را به حکومت نشان دهند اما مردم لیبی به خیابان می آیند تا قذافی را از قدرت پایی بکشند. این است فرق قضیه!
ما برای به خیابان آمدن منتظر دستور هستیم و منتظر مناسبت اما مردم لیبی به خیابانها آمدند و یکراست رفتند سراغ مراکز دولتی و تسخیر مراکز قدرت.
اگر مردم ما اراده کنند که بصورت تهاجمی قال قضیه را بکنند این حکومت توان ایستادگی در برابر خشم مردم را ندارد و کمتر از یک هفته سقوط میکند.

۱۳۸۹/۱۲/۰۱

احیای چاهلیت عرب در چمهوری اسلامی

قبایل عرب در پیش از اسلام یک سنتی داشتند که به زور از یکدیگر پیمان همکاری میگرفتند. اسم این اعلام همکاری «بیعت» نام داشت.  در آن ایام بربریت قدرتمندان دیگران را به زور شمشیر مجبور میکردند که با آنها بیعت کنند.بیعت گرفتن بعد از اسلام نیز ادامه یافت. معاویه و یزید همه را مجبور میکردند که یا با آنها بیعت کنند و یا آماده کشته شدن باشند.
این سنت جاهلیت کم کم به فراموشی سپرده شد تا اینکه با ظهور نظام جمهوری اسلامی در ایران دوباره احیا گردید. این که می بینید این روزها خامنه ای  زورش به مردم نمیرسد دارد گیر میدهد به تک تک افراد سیاسی ساکت که چرا شما در برابر سران به اصطلاح فتنه موضع گیری نمیکنید چیزی نیست جز احیای همان سنت اعراب بیابانگرد عصر جاهلیت که در حکومت امام زمان دارد اجرا میشود.
عده ای از اوباش و کیهانیان را فرستاده جماران تا رفسنجانی و نوه خمینی و حسن روحانی و غیره را تحت فشار قرار دهند که یا علیه سران فتنه موضع شفاف بگیر و یا اینکه آماده برکناری از عناوین حکومتی باش. همین کار را با قالیباف شهردار تهران کردند که او بلافاصله لبیک گفت. زندانیان آزاد شده مثل ابطحی و عطریانفر و خیلی های دیگر را مجبور میکنند علیه چنبش اعتراضی مردم چیزی بگویند و در غیر اینصورت دوباره به زندان برخواهند گشت. خانواده صانع ژاله  را تحت فشار قرار میدهند که چهار کلام چیزی بگویند که دل اینها خوش شود.
این همان سنت جاهلی عرب است که در دنیای متمدن امروز شاهدش هستیم. بیعت گرفتن یک حرکت ضد انسانی و ضد بشری است. اینکه دیگران را مجبور کنی علیه سران فتنه موضع گیری کنند ثابت میکند که با تهدید و ارعاب میخواهند برای این نظام ساقط شده اعتبار و حیثیت جمع کنند.
از نظر من این نشانه آخرین نفسهای حیات نظام  جمهوری اسلامی است و چنین تلاشهای مذبوحانه دیگر نمی تواند این جنازه در حال احتضار را نجات دهد.

راه اندازی سایت مشروطه

برای خواندن مطلبی درباره دروغگویی روحانیون از وبسایت مشروطه دیدن فرمایید. لینک اینجا