۱۳۹۰/۱۰/۱۰

سال نو میلادی بر شما مبارک

آغاز سال 2012  شما مبارک.
امیدوارم امسال سالی پر از صلح و صفا و آزادی و رونق اقتصادی برای همه مردم دنیا و همچنین سال انقراض حکومتهای مقدس و جنایتکار باشد.
سالی که نکوست از بهارش پیداست. در آستانه سال جدید میلادی قانون تحریم بانک مرکزی نوید رخدادهای خوبی را میدهد.
امروزه نظام منحوس جمهوری اسلامی توی روندی قرار گرفته که هر روز بیشتر از پیش در منجلاب سقوط فرو میرود. هیچ بعید نیست که تا پایان سال 2012 بزرگترین اتفاق در خاورمیانه رخ دهد و این نظام اشغالگر به زباله دانی تاریخ انداخته شود و یک تف بزرگ هم رویش!

۱۳۹۰/۱۰/۰۷

بستن تنگه هرمز توسط نیروهای خودسر

یه بسیجیه از مسئول مافوقش می پرسد: حاجی! خیلی وقته سفارت مفارت اشغال نکردیم.بچه ها دارن روحیه شون میاد پایین. تو که با بیت «آقا» رابطه داری بگو اگر آقا صلاح بدونن بریزیم تنگه هرمز رو بگیریم.
- همینطوری که نمیشه تنگه هرمز رو گرفت. باید یه بهونه ای چیزی داشته باشیم.
- این که کاری نداره. بچه ها رو با چند تا اتوبوس میبریم اونجا زیارت عاشورا بخونند. بعد چند تا کارتن ساندیس خالی میکنیم توی محوطه تنگه. بقیه اش رو دیگه بسپارید دست برادرا.

۱۳۹۰/۱۰/۰۳

من واقعا مدیون اینترنت هستم

خدا پدر کسی که اینترنت را اختراع کرد بیامرزد. الهی نور به قبرش بیارد که این امکان را برای ما فراهم کرد که چشم و گوش مان باز بشود و حصاری را که در ذهن و باورهای ما ساخته بودند را از میان بردارد و واقعیت هاو حقایق را تا حدودی برای ما روشن کند.
بطور مثال من خودم تا قبل از اینکه به خارج کشور بیایم نمیدانستم «همجنس گراها» هم مثل بقیه آدمها موجوداتی هستند محترم  و تنها فرق آنها با ما تفاوتهای هورمونی و ژنتیکی آنهاست. فکر نکنید این تصور غلط فقط منحصر به من بود. خیلی از افراد همین تصور اشتباه را داشته و هنوز هم دارند.
بنظر من دلیل این امر برمیگردد به داستان قوم لوط که در قرآن آمده و همه ما در دوران کودکی ماجرای عجیب و غریب آنرا در کتاب تعلیمات دینی دبستان خوانده ایم. به ما یاد داده بودند که همجنس بازها (نمیگفتند همجنسگراها) آدمهای منحرف و فاسدی هستند که یا بچه باز هستند و یا کونی!

  در قرآن سوره ای هست  که در مورد سرگذشت قوم لوط است. ظاهرا در گذشته های خیلی دور در مکانی نامعلوم قومی زندگی میکرده اند که اینها علاقه زیادی به عمل شیرین لواط داشته اند. و بخاطر همین عادت بد گرفتار عذاب الهی شدند و از آسمان بر روی آنها تخته سنگ باریدن گرفت و نسل آنها از بین رفت.
جالب این است که این قوم لوط خیلی حشری بوده اند و حتی به دو میهمان پیامبر که در واقع از ملائک آسمانی بوده اند و مذکر هم بوده اند رحم نکردند. این دو جوان رعنا از آسمان به خانه حضرت لوط آمده بودند و چون خیلی خوش سیما و تپل مپل و سفید بودند مردان شهر فورا باخبر میشوند و در اطراف خانه پیامبر جمع میشوند و میگویند ما آمده ایم تا ترتیب میهمانهایت را بدهیم!
نکته جالب تر این است که در خود قرآن آمده که حضرت لوط دخترانش را به مردانی که خانه اش را محاصره کرده بودند هدیه داد و گفت بیایید ترتیب این دختران زیبا را بدهید و کاری به این فرشتگان الهی نداشته باشید ولی مردان قوم لوط که حسابی داغ کرده بودند و بقول امروزی ها کف کرده بودند این پیشنهاد را نپذیرفتند و یکراست رفتند ترتیب فرشتگان الهی را دادند و خدا هم عصبانی شد و بلا را بر سر آنها نازل کرد و همه را قلع و قمع کرد و به سزای اعمالشان رساند. ببینید خدا چقدر کارش درست است؟ به دو نفر تجاوز کردند. در عوض خدا عصبانی شد و یک نسل را از پیر و جوان و زن و مرد و کودک از بین برد!
خداوکیلی شما ببینید توی این داستان چند تا اشتباه فاحش و خلاف عقل و منطق وجود دارد؟

من این چیزها را شنیده بودم ولی هیچگاه فرصت فکر کردن در مورد آن را پیدا نکرده بودم تا همین اواخر که اینترنت به سراغ ما آمد و همه تابوها را شکست و فرصتی برای دوباره اندیشیدن را برای ما ایجاد کرد.
واقعا این یک میلیارد مسلمانی که در روی کره زمین زندگی میکنند تا بحال به مضحک بودن این داستان فکر کرده اند؟ اگرتابحال فکر نکرده اند با توسعه اینترنت و آسان شدن تبادل نظرها و افزایش آگاهی ها مسلما در آینده تجدید نظر در باورهای مذهبی صورت خواهد گرفت و مردم از خرافات و مذهب و اعتقادات مذهبی فاصله خواهند گرفت. دینی که همه اش از خشونت و بلای آسمانی و کشت و کشتار و قطع دست و پا و قصاص و سنگسار و اینجور چیزها حرف میزند جایی در باورهای نسل های آینده نخواهد داشت.

۱۳۹۰/۱۰/۰۱

اکبر گنجی: امریکا باید قیمت دلارش را بیاورد پایین

ما اصولا با همه چیز مخالفیم. با تحریم اقتصادی مخالفیم. با حمله نظامی مخالفیم. با تصویب قطعنامه علیه جمهوری اسلامی مخالفیم. با تحریم بانک مرکزی مخالفیم. با ممنوعیت خرید نفت مخالفیم. اصولا با هرچه که دل آقا را به درد بیاورد مخالفیم. 
ما با افزایش قیمت سکه و دلار مخالفیم و آنرا محکوم میکنیم. دلار باید دویست تومن باشد یعنی همان قیمتی که در زمان امام راحل بود. بیشتر از این نرخ خواست استکبار است و هر کس دلار را بیشتر از این نرخ بخرد یا بفروشد خائن است و در خط دشمن است. البته من شخصا با افزایش قیمت سکه مخالفتی ندارم ولی افزایش قیمت دلار چون مربوط به پول اجنبی است بشدت مخالفم. دلیل اینکه با افزایش قیمت سکه مخالفتی ندارم این است که چند تا سکه خریده ام و امیدوارم قیمت آنها سر به فلک بزند.
 اما دلار مال امریکاست و امریکا هم وضعیتش معلوم است. چند سال پیش حمله کرد ویتنام و آنجا جنایت کرد و بعد آمد ایران علیه مصدق کودتا کرد. پس بنابر این امریکا غلط کرده قیمت پولش در ایران گران شده است.
امریکا اگر راست میگوید و ریگی در کفش هایش نیست  بجای اینکه هواپیمای بدون خلبان بفرستد بالای سر ایران بیاید دلارهایش را بریزد توی یکی از اون هواپیماها و بفرستد بالای بیابان های اطراف تهران تا مردم بروند دلارها را جمع کنند و هم مشکل دمکراسی و مردمسالاری دینی حل بشود و هم قیمت سبزی و تخم مرغ و گوجه فرنگی یکخورده بیاید پایین.
البته یک وقت خدای ناکرده فکر نکنید که ما طرفدار این رژیم سلطانی هستیم ها؟
ما مخالفم این رژیم هستیم حسابی!
ما میگوییم کاری به کار این رژیم نداشته باشید بالاخره یکروزی نسل جدید و یا نسل بعد از آن کم کم تصمیم میگیرند که آیا اصولا خوب است که نظام سلطانی خودشان را براندازند و یا بگذارند نسل بعدی شان این کار را بکند. بهرحال ما که نمیتوانیم برای دو سه نسل بعد تصمیم بگیریم. درست نمیگم؟؟

۱۳۹۰/۰۹/۲۵

نامه سرگشاده به مقام معظم الاغ

محضر مبارک الاغ فرزانه سلام علیکم 

غرض از نگارش این نامه اصرار دوستان و آشنایانی است که از من خواسته اند تا به جنبش نامه نویسی خطاب به رهبری بپیوندم و مطالبی را خطاب به ایشان بنویسم اما از آنجایی که من شان و ارزش والای حضرتعالی را بمراتب بالاتر از مقام مزخرف رهبری میدانم و تذکر به ایشان را «خواندن یاسین در گوش خر» میدانم ترجیح دادم مصدع اوقات شریف حضرتعالی شوم و مطالبی را با نهایت فروتنی و احترام بیان دارم.

الاغ گرامی
من با رعایت انصاف از محضر شما گله مندم و دل پر دردی از جنابعالی و دیگر حیوانات شریف مثل شما دارم. گله من از این است که ما مردم ایران چه بدی به شما خانواده الاغ ها و قاطرها کرده بودیم که خودتان را کنار کشیدید و گذاشتید یک «آخوند بیسواد کله شق» بشود آقا بالا سر ما و همه مملکت را به این وضع تباهی و بدبختی بکشد؟ چرا لااقل یکی از شما عزیزان که موجودات زحمتکش و سربزیر و صبوری هستید نشدید رهبر مسلمین که ما اینقدر از دست این عوضی ها ظلم و ستم نکشیم و آواره این کشور و آن کشور نشویم؟ والله بحضرت عباس اگر یک الاغ سوار این ملت شده بود بهتر از این بود که یک آخوند سوار بر گرده این کشور و این ملت بشود. اصولا الاغ جماعت در قبال کاه و یونجه ای که میخورد لااقل به ملت سواری میدهد  اما آخوند هم میخورد و هم میکند و وقتی هم که سوار شود دیگر پایین نمی آید مگر با زور و کتک.

الاغا
ای که دردو بلایت بخورد توی سر مقام رهبری ما که اندازه یک خر هم نمی فهمد و برای هفتاد میلیون تصمیم میگیرد و هرکس هم مخالف نظرش باشد به زندان می اندازد و یا آواره خارج از کشور میکند. ای کاش تو شده بودی رهبر ما. ای کاش سرمایه های کشورمان را داده بودیم دست حضرتعالی و خانواده محترمتان. من بر این باورم که اگر حضرتعالی و بیت مکرم شما هر روز بجای خوردن کاه و یونجه پولها و اسکناس های خزانه کشور را تناول میفرمودید باز رقم خسارات وارده به اقتصاد کشور کمتر از میزان اختلاسی بود که این آقایون از چیب ملت کردند و منافع ملی را به یغما بردند.
ای الاغ خوب و نازنین- سر بر هوا سم برزمین
کاش سی سال پیش به حرف خمینی ملعون گوش میکردیم و اقتصاد کشورمان را یکراست میدادیم بدست یک خر چون او گفته بود اقتصاد مال خر است و اقتصاد دانان چرت میگویند. ای کاش یکی از شما خران باشرف سکان اقتصاد کشور را در دست گرفته بودید و نمیگذاشتید اقتصاد کشور ما به این وضع اسفبار برسد. بدون شک اگر یک الاغ عزیز روزانه چند کیلو گلاب به رویتان پهن میکرد روی اقتصاد ما باز به اندازه گندی که این آقایون ظرف سی سال به ارزش پول ملی زدند نمیشد.

مقام گرامی
سخن بسیار است و گفتن این چیزها دردی را دوا نمیکند. اینها اینقدر جفتک پرانی به ملت ما و به فرهنگ باستانی و اصیل ما کردند که حتی مغول ها هم نکردند. اینقدر به دنیای آزاد لگد زدند و دیگر ادیان را گاز گرفته اند که امروز دور از شما مثل خر توی لجن گیر کیرده اند. نه راه پس دارند و نه راه پیش. اینها رفتنی اند منتها دارند زور میزنند چند روزی بیشتر بر گرده این ملت سواری بگیرند.
بهرحال امیدوارم موفق و پیروز باشید و درد و بلایت بخورد توی سر مقام مزخرف رهبری

۱۳۹۰/۰۹/۲۰

او با ما نیست

December 12, 2011
President Barack Obama
The White House
1600 Pennsylvania Avenue
Washington, DC. 20500
Re: Imposing Sanctions against Islamic Republic Central Bank and oil exports
Dear Mr. President,
We, the undersigned, are a diverse but united group of pro-democracy Americans and Iranian-Americans expressing our astonishment and anger in the strongest terms regarding your continued misguided policies toward Iran and your administration’s opposition and refusal to placing of meaningful sanctions against the Islamic Republic.
We are appalled to hear yet again your administration continues to appease the Islamic Republic, a regime designated by the United States State Department as a “state sponsor of terrorism” and has now surpassed China on the issue of human rights violations. The Iranian mullahs routinely use torture, whipping, rape, stoning, hangings and mass executions have been well documented by Amnesty International and other human rights organizations.
The recent amendment to the National Defense Authorization Act authored by Senators Robert Menendez and Mark Kirk had an unprecedented support as demonstrated by the unanimous approval (100-0) in the Senate requiring sanctions on financial institutions that do business with the Central Bank of Iran. Next to oil, that finances the IRI’s terrorist activities, the Central Bank is the financial nerve center of the Islamic Revolutionary Guard Corps (IRGC), the entity directly responsible for regime’s proliferation procurement efforts.
more....

۱۳۹۰/۰۹/۱۹

خاک بر سرت اوباما با این هواپیمایی که ساختی

جمهوری اسلامی ادعا کرده که هواپیمای فوق پیشرفته جاسوسی امریکا را سالم به زمین نشانده و بر اساس گفته های یکی از مسئولین حتی تکنولوژی رمز گشایی این هواپیما را هم دراختیار دارد و بزودی خط تولید این هواپیما راه اندازی میشود. در همین راستا و برای پی بردن به صحت و سقم این ادعاها با یکی از کارشناسان نظامی این وبلاگ که آشنایی کاملی با اینجور هواپیماهای پیشرفته دارد و قبلا توی مکانیکی کار میکرده و مهارت زیادی در تعویض روغن و پنچرگیری ماشین های سواری و مخصوصا پیکان دارد وارد گفتگو شدیم و نظر کارشناسی ایشان را در این مورد جویا شدیم. ایشان در حالی که با یک تیکه پارچه دستهای روغنی خودش را پاک میکرد اظهار داشت:
« واقعا از زمانی که این اوباما آمده سر کار وضع تکنولوجی دنیا را خراب کرده. مرتیکه بیسواد برداشته هواپیمای جاسوسی ساخته آنوقت نه واسش آینه بغل گذاشته و نه صندوق عقب و نه حتی یک صندلی خشک و خالی برای راننده. وقتی هم که اعتراض میکنی میگه : خب. این هواپیمای بدون سرنشینه. درصورتی که اینها همه اش از متقلب بودن و پدر سوخته بازی اینهاست. امریکا چون درگیر بحران مالی و اقتصادی است بنابر این دارد توی تولیداتش صرفه جویی میکند. هواپیما ساخته شکل قورباغه. نه قیافه داره نه کیفیت. نمونه اش همین که جمهوری اسلامی با آن همه ناقص عقلی اش که حتی نمیتواند مهمات خودش را بدون دردسر جابجا کند زده یکی از این هواپیماهای زفرتی را انداخته پایین.
عموجان کار بلد نیستی خب. بکش کنار. برو از اون انگلیس ها یاد بگیر چطور ماشین پیکان را ساختند که هنوز هم بعد از پنجاه سال باز صنعتگرهای ما نمیتوانند مشکل برف پاکنش را حل کنند.
چرا پیکان؟ همین هواپیماهای مسافربری را ببین خدا بیامرز جیمی کارتر طوری ساخته که هنوز بعد از سی سال اینها موفق نشده اند از روی آن قطعات کپی سازی کنند و برای تامین آن قطعات مشکل دارند و هواپیماهای مسافربری در جمهوری اسلامی تبدیل شده به تابوت های پرنده. جمهوری اسلامی نمیتواند تایر هواپیمای پنجاه سال پیش را بسازد آنوقت این آقای اوباما آمده یک هواپیمایی ساخته که  براحتی توسط برادران بیسواد سپاه قابل ردیابی و کنترل است و جمهوری اسلامی اعلان کرده که از سال آینده صادرات هواپیمای بدون سرنشین را به تمام دنیا آغاز خواهد کرد و کشورها از هم اکنون بروند توی صف بایستند تا نوبت شان بشود.»

۱۳۹۰/۰۹/۱۶

اخذ ویزای مجازی امریکا صد درصد تضمینی تحویل درب منزل

موسسه جهانگردی و مسافرتی ملا تراول به کلیه هموطنان عزیز جهت سفر به سرزمین فرصتهای طلایی یعنی امریکای جهانخوار خدمات ویژه ای را تقدیم میدارد. از علاقه مندان عزیز دعوت میشود در ساعات اداری و با در دست داشتن مدارک زیر به سفارت مجازی امریکا مراجعه نموده و به دربان آنجا بگویید: ما از طرف شرکت ملاتراول آمده ایم. ملا سلام رساند و چون خودش سرش شلوغ بود و رفته بود حمام به ما گفت بروید سفارت مجازی امریکا ویزایتان حاضر است.

و اما مدارک لازم:
- پاسپورت مجازی بشرطی که شش ماه از مدت اعتبارش نگذشته باشد.
- دو قطعه عکس کاریکاتوری شش در چهار بدون روتوش و بدون فتوشاپ
- اجازه نامه رسمی و محضری از همسر مجازی به همراه یک نسخه از طلاق نامه مربوطه که قبلا به زبان انگلیسی با لهجه امریکایی ترجمه شده و ممهور به مهر وزارت دادگستری و یا نزدیکترین وزارت کشاورزی محل سکونت خود رسیده باشد.

لازم به ذکر است که ویزای مجازی متقاضیان همان جلوی درب سفارت توسط نگهبان و دربان سفارت صادر خواهد شد و بنابراین نیازی به صف کشیدن جلوی سفارت مجازی نیست. تازه این که چیزی نیست. امریکا درنظر دارد خودش یکنفر دوره گرد را مثل نمکی ها بفرستد توی کوچه و خیابان های تهران و همانجا یعنی جلوی منزل شما برایتان ویزا را صادر کنند.

۱۳۹۰/۰۹/۱۳

پیشنهاد تشکیل یک حزب فراگیر توسط آقای رضا پهلوی

امروز میخواهم دو کلام حرف جدی بزنم. البته ای کاش این نوشته را در جایی غیر از این وبلاگ میگذاشتم تا از درجه اهمیت آن کاسته نشود. بهر حال امیدوارم بقیه دوستان این پیشنهاد را پخته تر کنند و به گوش آقای پهلوی برسانند.
جناب آقای رضا پهلوی
من نه سلطنت طلب هستم و نه طرفدار مجاهدین. نه توده ای هستم نه چپی و نه حزب اللهی و نه اسهال طلب. من یک ایرانی مستقل هستم که علیه زمامداری و سلطنت پدر شما فعالیت مختصری در دوران نوجوانی کردم. اکنون وقت پرداختن به گذشته نیست و لذا میخواهم بعنوان یک ایرانی که درد وطن دارد پیشنهادی را به شما بدهم.
جناب پهلوی عزیز من شما را متعلق به همه نیروهای دمکراتیک و سکولار میدانم و فکر میکنم اگر کسی بتواند در این موقعیت حساس کاری برای ایران کند نباید درگیر وابستگی های گروهی و فرقه ای و حزبی خود باشد. امروز کشور ما در حساس ترین موقعیت خود قرار دارد. چه بخواهیم و چه نخواهیم جمهوری اسلامی کشور را به مرحله بی بازگشتی کشانده است و سنگی را در چاه آینده کشور انداخته است که صدتا عاقل هم به زحمت بتوانند آنرا بیرون بکشند.
امروز اگر نیروی آلترناتیوی برای رژیم درحال سقوط جمهوری اسلامی تشکیل نشود کشورهای قدرتمند با اعمال فشار بر جمهوری اسلامی سران این کشور را نهایتا به میز مذاکره و امتیازدهی خواهند کشاند که نتیجتا عمر این رژیم را طولانی تر خواهد نمود.

بنظر من با توجه به اینکه شما در میان نیروهای اپوزیسیون چه در داخل و چه در خارج و حتی در میان مردم عادی کوچه و خیابان از مقبولیت نسبی و بهتری برخوردار هستید بیایید و یک حزب فراگیر ملی را تاسیس کنید و از همه نیروها با هر گرایش و طیفی بخواهید عضو این حزب شوند و یا از این حزب پشتیبانی کنند.
یک حزب با پشتوانه قوی مردمی میتواند راهگشای بیرون رفت از بحران فعلی باشد.
امیدوارم روی این پیشنهاد فکر کنید و قبل از اینکه فرصتها بسوزد برای نجات کشورمان کاری انجام دهید.

۱۳۹۰/۰۹/۰۹

بازی باخت باخت برای جمهوری اسلامی

باور کنید این روزها از خوشحالی در پوست خودم نمی گنجم. شک ندارم نظام مقدس در سراشیبی بد اقبالی افتاده و هر روز خبرهای خوبتری را خواهیم شنید. چند تا نکته را بصورت خلاصه در این رابطه یعنی حمله اراذل و اوباش ذوب شده در ولایت به سفارت انگلیس بنظرم رسید که بد نیست برای شما هم بنویسم:
اول اینکه این قضیه ثابت کرد که رهبر فرزانه و مشاورینش به اندازه یک الاغ هم نمی فهمند. باور کنید این را از روی لج و دشمنی نمیگویم بلکه صد در صد بدان اعتقاد دارم. هر بچه کودکستانی هم اینقدر می فهمد که در شرایطی که همه دنیا داشتند مجازاتهای تحریم را برای این حکومت تنظیم میکردند بدترین چیز همان بود که به سفارتخانه یک کشور حمله کرد و همه دنیا را علیه این حکومت متحد نمود. اینها از روی خریت این آقایان است نه از روی تدبیر و تیزهوشی. 
در واقع معلوم شد که اینها هیچگونه تحلیل درستی از جهان و اوضاع و احوال داخلی و خارجی ندارند و همه کارهایشان مثل این کار از روی باد معده است. مثل این است که در بازی شطرنج در همان ابتدای بازی با یک حرکت احمقانه خود را در شرایط مات شدن قراد بدهی. برای من مثل روز روشن معلوم است که اینها مدیریت بحران بلد نیستند و زود شلوار خودشان را خراب میکنند.

مسئله دوم اینکه همه دنیا فهمید که جمهوری اسلامی قابل اطمینان نیست. اینها که به دیپلماتها در روز روشن حمله میکنند بعید نیست به یک قاچاقچی مکزیکی پول بدهند تا سر سفیر عربستان را زیر آب کند. چنین حکومت سرکش و چموشی که مقررات بدیهی بین المللی را رعایت نمیکند بطور حتم بعد از دستیابی به سلاح اتمی هم تبدیل به یک یاغی و راهزن تمام عیار خواهد شد. لذا بهتر است ترتیب این حکومت را همین الان بدهیم.

مسئله سوم این است که حمله به یک سفارت یعنی آغاز جنگ و تجاوز به حریم کشور دیگر. روشنفکرنماهای طرفدار جمهوری اسلامی یادشان باشد که جرقه شروع جنگ را جمهوری اسلامی زد و مسئولیت اتفاقات آینده نه با اسرائیل است و نه با امریکا. سر این فتنه دقیقا در بیت مقام مزخرف رهبری است. آقای گنجی و شرکای محترم! فردا نیایید و ننه من غریبم بازی دربیاورید. یادتان باشد این دسته گل آقاتون بود که اوضاع را به طرف جنگ و برخورد نظامی برد.

مسئله چهارم این است که این حکومت اینقدر بی آبرو و بی ریشه است که حمله به سفارت را به نیروهای معتقد به ولایت و یا بسیج و یا پاسدار نسبت نمی دهد بلکه با حقه بازی و کلاهبرداری آمده است از عنوان با هویت و بی پیرایه «دانشجویان» سو استفاده کرده است و این خود دلیلی است بر این مدعا که «دانشجو» در فرهنگ ما هویت و ریشه دارد ولی بسیجی و نیروهای ارزشی مورد تنفر عمومی قرار گرفته اند.
جا دارد در هفته آینده دانشجویان عزیز داخل و خارج کشور به دنیا نشان بدهند که دانشجوی ایرانی کیست. منتظر 16 آذر باشید. جوانان این مرز و بوم دوباره شگفتی آفرین خواهند بود.

۱۳۹۰/۰۹/۰۸

لطفا به سفارت زیمبابوه کاری نداشته باشید

دوستان عزیز! هموطنان گرامی! اینجانب برای یک سفر اضطراری دارم میروم زیمبابوه. امیدوارم برادران بسیجی کاری به سفارت این کشور افریقایی نداشته باشند و تا زمان برگشت اینجانب روابط دیپلماسی طرفین را گل آلود نکنند.
راستش از لحظه ای که این خبر را خواندم تصمیم گرفتم اگر آفتابه دستم هست بگذارم زمین و فورا خودم را برسانم به زیمبابوه.
امیدوارم ما هم مورد تجاوز خواهران بسیجی زیمبابوه ای قرار بگیریم.

۱۳۹۰/۰۹/۰۵

فرستادن کاوشگر ناسا به کره مریخ در راستای منحرف کردن جنبش وال استریت است

ای خدا لعنت بکند این رژیم آل اوباما را. این امریکایی های پدرسوخته پولهای مردم مستضعف امریکا را صرف فرستادن اسباب بازی به مریخ میکنند. ای خدا ما چقدر غصه بخوریم از دست جنایتهای امریکا؟
اون از حمله نظامی شان به عراق که صدام حسین بیچاره مظلوم را کشتند و مردم عراق را به خاک سیاه نشاندندو آن هم از کارشان در لیبی که مردم را از دست قذافی نجات دادند و به خاک سیاه نشاندند و این هم از عدم مداخله شان در اوضاع سوریه و یمن که انگار چشمانشان کور است و باباقوری گرفته و این همه جنایت را نمی بیند. حالا هم زمزمه حمله به مراکز نظامی جمهوری اسلامی عزیز و دوست داشتنی را دارند. ما باید هر جور شده با هم متحد بشویم و علیه امریکا با جنبش وال استریت ژورنال بیعت کنیم.

از نشانه های اصلی یک روشنفکر نمای ایرانی مقیم خارج کشور «غرب ستیزی» است. غرب ستیزی یعنی اینکه غرب هیزم تر به شما فروخته و ارث بابا بزرگ شما را بالا کشیده و یک لیوان آب هم رویش خورده است.
شما اگر میخواهید مثل ابراهیم نبوی و یا اکبر گنجی معروف شوید باید بتوانید علیه دنیای غرب و مخصوصا امریکا مقاله بنویسید و در رسانه های مختلف حرف بزنید. شما نباید در این راه اصلا خجالت بکشید. همینطوری دهانتان را باز کنید و علیه سیاستهای امریکای پدرسوخته سخنرانی کنید. ماشالله ماشالله بزنم به تخته در همین دنیای غرب اینقدر آزادی هست که شما بتوانید براحتی نمک را بخورید و علیه نمکدان شعار بدهید و هیچکس هم به شما کاری نداشته باشد.

شما باید فرض را بر این بگذارید که دور از شما - دور از شما- زبانم لال مخاطبان شما همگی خر تشریف دارند و اصلا متوجه مغلطه کاری های شما نمیشوند. سعی کنید روزی دو سه وعده یعنی قبل از صبحانه و نیمروز و قبل از خواب با مشتهای گره کرده علیه امریکا ده دقیقه با صدای بلند شعار بدهید و سیاستهای استکبار جهانی و امپریالیسم بین المللی را در منطقه محکوم کنید. کارتان نباشد که چی درست است و چی غلط. همیشه همه تقصیرات را بیندازید گردن امریکا.
مثلا اگر حاکمان جمهوری اسلامی خواستند بلند پروازی نظامی کنند و خودشان را به بمب اتمی مجهز کنند و آینده منطقه را بخطر بیاندازند و در این میان کشورهای غربی احساس خطر کرده بخواهند جلوی این دیوانه ها را بگیرند شما نباید مقصر اصلی این ماجرا را که جان مردم ایران و منطقه را بخطر می اندازد محکوم کنید بلکه باید یکراست بروید علیه سیاستهای امریکا از زمان کریستف کلمب و ماجرای سرکوب سرخپوستان امریکا تا جنبش وال استریت حرف بزنید.
اگر امریکا به مردم یک کشوری کمک کرد بگویید آها . بخاطر بالا کشیدن ذخایر نفتی آنجا بوده و الا آنها که دلشان برای مردم نسوخته و اگر امریکا بهر دلیلی مداخله نکرد و کاری به کار انجا نداشت بگویید: ای پدر سوخته ها! حتما دستتان با سردمداران توی یک کاسه است و بقول معروف امریکا با سردمداران آن کشور از بالا سلام و علیک دارد و از پایین رفت و آمد!

واقعا اگر امریکا نبود کاسبی دو دسته خراب میشد: یکی حاکمان نظام جمهوری اسلامی و دیگری روشنفکرنماهای مقیم خارج کشور.

۱۳۹۰/۰۸/۲۹

آموزش صحیح نقل و انتقال مهمات در پادگان های سپاه

نظر به اینکه بخش عمده ای از بیابان های اطراف تهران تبدیل به انبار مهمات و مواد منفجره گردیده است و از آنجایی که تاکنون برای نگهداری و نقل و انتقال مواد منفجره هیچگونه استانداری وجود ندارد و ما برای اولین بار در تاریخ بشریت داریم مهمات را ذخیره و آنها را نقل و انتقال میدهیم بنابر این لازم است موارد ایمنی این کار را خودمان تدوین نماییم تا مثل انفجار ملارد باعث نشود سی چهل نفر شهید بشوند و دل دشمنان اسلام را شاد نمایند.

1- توجه داشته باشید که انبار مهمات و مخصوصا سکوهای موشکهای دوربرد را در نزدیکی دو مکان پادگان ها نسازید. یکی در نزدیکی میدان تیر یعنی همانجایی که آموزش تیراندازی به سربازها میدهند و دیگری در نزدیکی توالت عمومی پادگان.
نزدیکی این دو مرکز سوق الجیشی خیلی خطرناک است. فرض بفرمایید یک سرباز چاق یا یک گروهبان گارسیایی مثل سردار فیروزآبادی بخواهد برود دست به آب و خدای ناکرده شب قبل هم خوراک لوبیا خورده باشد. آنوقت با اولین گوز همه موشکهای ولایت منفجر میشوند و دل آقا را به درد می آورند.
2- اگر خواستید مهمات را جابجا کنید مثلا موشکی را از اینطرف پادگان به آنطرف منتقل کنید باید یادتان باشد که هیچوقت به تنهایی این کار را نکنید. مثل موقع اسباب کشی که مثلا میخواهید یخچال فریزر خود را از روی وانت پایین بیاورید و به داخل ساختمان منتقل کنید از همسایه ها و عابرین بخواهید که بیایند داخل پادگان و سر موشکها را بگیرند و با احتیاط به محل جدید انتقال دهند. ضمنا مواظب باشید به دیوارهای پادگان نمالید و خدای ناکرده روی موشکها خط نیفتد.
3- هیچگاه در کنار انبار مهمات بساط منقل و بافور و خدای ناکرده باربی کیو و کباب درست کردن و اینجور اعمال خلاف عفت عمومی را راه نیاندازید چون این موشکها حساسند و هرآن ممکن است بترکند و کار دستمان بدهند.
4- از آنجایی که این موشکها مجهز به انواع و اقسام سنسورهای الکترونیکی هستند هر لحظه ممکن است یکی از این سنسورها تحریک شوند و باعث انفجار شوند. بنابر این برای جلوگیری از تحریک شدن سنسورها از نصب هرگونه عکسهای سکسی و عبور خانم های بی حجاب و اعمال خلاف شئونات اسلامی در نزدیکی موشکها شدیدا خودداری فرمایید.
5- انجام برگزاری مراسم سینه زنی و زنجیر زنی و قمه زنی در جوار مرقد مطهر موشکهای اسلام بلامانع است مشروط به آنکه منجر به منفجر شدن انبار مهمات نگردد.
6- اگر خواستید یک موشکی را امتحان کنید که کار میکند یا خیر اول بروید کاتالوگ و دستورالعملش را بخوانید و یا بدهید برایتان ترجمه کنند. همینطوری بدون مطالعه نروید با دکمه هایش ور بروید.
ضمنا سر موشک را بگیرد آنطرف تر که نیروهای خودی را شهید نکند.

۱۳۹۰/۰۸/۲۵

اولین باری که اسرائیل تبرئه شد

بالاخره نمردیم و دیدیم که برای اولین بار در تاریخ پس از انقلاب یک حادثه ای در ایران اتفاق افتاد که جمهوری اسلامی دخالت امریکا و اسرائیل را در آن انکار کرد!
همیشه تقصیر همه اتفاقات کوچک و بزرگ را نسبت میدادند به استکبار جهانی و رژیم صهیونیستی اما این بار در مورد انفجار پادگان سپاه در ملارد میگویند: تقصیر اسرائیل و امریکا نیست. کار خودمان است. همش بخاطر بیعرضگی خودمان بود که موشکها منفجر شد.
ولی نمیدانم چرا امروز یکی از فرماندهان سپاه به اسرائیل گفته است که منتظر انفجارهای مشابه در اسرائیل باشید!
خب. اگر کار اسرائیلی ها نبوده پس این حرفها برای چیست؟

واقعیت امر این است که چه بخواهیم و چه نخواهیم جنگ بین جمهوری اسلامی و جهان غرب شروع شده منتها در پشت درهای بسته!
این روزها دقیقا شبیه روزهای واپسین جنگ ایران و عراق است که امریکا بدون سر و صدا وارد کارزار شده بود که منتهی به نوشیدن جام زهر گردید.

اگر انفچار اخیر کار اسرائیلی ها و امریکایی ها بوده باشد باید بپذیریم که برخلاف هارت و پورتهای آقایون این نظام غیر مردمی چقدر ضربه پذیر است و نیروهای غربی تا کجاهای این نظام نفوذ کرده اند.
این امر نشان میدهد برخلاف انتظار عموم امریکا یا اسرائیل قصد ندارند مواضع جمهوری اسلامی را مثل عراق یا لیبی مورد حمله هوایی آشکار قرار دهند. آنها برنامه دارند که توان نظامی ایران را از کار بیاندازند. بعد اگر نیروهای داخلی توانستند اوضاع را در دست خواهند گرفت و اگر بخاری از مردم بلند نشد لااقل رژیم را مجبور به عقب نشینی در سیاستهای خود خواهند کرد.

بنظر من اگر جمهوری اسلامی در روزهای آینده یک عقب نشینی بزرگ نکند و چرخش یکصد و هشتاد درجه ای در سیاستهای خود ایجاد نکندهر روز ضعیف تر و ضعیف تر خواهد شد تا آنکه متلاشی شود.
چه ما خوشمان بیاید و چه بدمان بیاید. حالا هی بروید و به اسم روشنفکر نماها بیانیه صادر کنید. اینها فایده ای نخواهد داشت. دنیا برای از بین بردن این رژیم تصمیم خود را گرفته است. بیخودی خودتان را سنگ روی یخ نکنید و اینقدر برای این آخوندها لابی نکنید. 

۱۳۹۰/۰۸/۲۲

آقای گنجی! حرامت باشد آن همه دلواپسی که برای تو داشتیم

تا بحال من فکر میکردم دلیل اینکه جمهوری اسلامی کسانی مثل اکبر گنجی را آزاد گذاشته تا بیاید خارج کشور این بوده که میخواست از شر یک زندانی سیاسی سمج خلاص شود. مثل یک بچه تخس و شلوغی که مدیر مدرسه پرونده او را میدهد دستش و از مدرسه بیرونش میکند تا برود توی خیابانها ولگردی کند.
ولی این روزها که دارد بوی الرحمن نظام مقدس به مشام میرسد با کمال تعجب مشاهده کردم که این آقای زندانی سیاسی سابق چه تحرکاتی را علیه امریکا شروع کرده و برای بقای رژیم در حال سقوط جمهوری اسلامی دست به چه کارها که نمیزند.

الان دیگر من شک ندارم که جمهوری اسلامی دقیقا روی شخصیت این آدم کار روانشناسی و کارشناسی کرده و او را با اهداف خاصی به خارج کشور فرستاده تا ضمن نفوذ به عمق صفوف اپوزیسیون بتواند در مواقعی که خطر سقوط نظام جدی تر میشود از اینگونه افراد بعنوان ستون پنجم استفاده کند.

یک نکته را هم اضافه کنم که اصولا افرادی که مخالف حمله نظامی امریکا به جمهوری اسلامی هستند دو دسته اند:
- دسته اول کسانی هستند که دلشان برای ایران و هموطنانشان می تپد.  آنها از این می ترسند که مبادا افراد بی گناه کشته شوند و مملکت درب و داغون شود.
خب. من به این گروه حق میدهم که چنین احساسات و اعتقاداتی داشته باشند. این ابراز مخالفت آنها از روی تمایل به بقای جمهوری اسلامی نیست بلکه احساسات پاکی دارند و خیال میکنند که مردم داخل ایران یکروزی انقلاب خواهند کرد و خودشان حکومت را از داخل تغییر خواهند داد. البته برایشان مهم نیست که این پروسه چه مدت میخواهد طول بکشد؟ ده سال؟ بیست سال؟ پنجاه سال؟

اما دسته دوم کسانی هستند که تحت پوشش "نه به حمله نظامی"  میخواهند جمهوری اسلامی را از سقوط حتمی نجات بدهند. اینها با هرچیز که موجودیت نظام را به خطر بیاندازد مشکل دارند و الا دلیلی ندارد که حتی با تحریم های اقتصادی و مالی  که توان حاکمیت را تضعیف میکند هم به مخالفت برخیزند. تو اگر ریگی به کفشت نیست چرا با تحریم ها هم مخالفی؟؟

من حساب این دو گروه را از هم جدا میدانم. خصوصا دسته اول  که اعتقاداتشان از روی حس میهن پرستی است و قابل احترام.
البته اینها نمیدانند که مردم داخل ایران خودشان قادر نیستند این حکومت را از پای دربیاورند. این یک واقعیت است و نه تحقیر. این وضعیت فقط هم منحصر به مردم ما نیست. مردم عراق هم خودشان قادر نبودند صدام را پایین بکشند. مردم لیبی هم همینطور.
همه دیکتاتورها مثل محمد رضا شاه و یا حسنی مبارک آدم های باکلاسی نیستند که  صدای انقلاب مردم را بشنوند و قدرت را براحتی رها کنند و کنار بکشند. بعضی از دیکتاتورها تا نابودی کشور می ایستند و فقط با زور مجبور به کناره گیری میشوند.
تلفات و خساراتی که جمهوری اسلامی روزانه به ایران و ایرانی وارد میکند به مراتب ویران کننده تر از خسارات ناشی از مداخله نظامی است. وجود جمهوری اسلامی مثل وجود غده سرطانی در داخل یک بدن است که اگر آنرا همین امروز جراحی نکنی فردا خیلی دیرخواهد بود.

۱۳۹۰/۰۸/۲۱

برادران بسیجی برگردید انفجار نبود

میگن امروز در یکی از کوچه موچه های کرج کارگرها داشتند تیرآهن از روی تریلی خالی میکردند بسیجی ها فکر کردند اسرائیل حمله کرده گذاشتند فرار!
الاغ جان! تو که حتی نمی تونی زاغه مهمات خودت را حفاظت کنی چطور میخواهی نیروگاه هسته ای را حفاظت کنی؟؟

۱۳۹۰/۰۸/۱۷

من به این نتیجه رسیده ام که جمهوری اسلامی به سرمان هم زیادتر است

خدمت دوستان و هموطنان عزیز و مخصوصا آن 120 نفر باصطلاح روشنفکری که وظیفه ای جز حفاظت از جمهوری اسلامی ندارند عرض میکنم که : قبول! حرف شما درست! اصلا جنگ بد است. جنگ دمکراسی نمی آورد. جنگ باعث میشود همه عمران و توسعه ای که نظام مقدس در ظرف این سی ساله انجام داده از بین برود. جنگ باعث میشود در مملکت فرار مغزها صورت بگیرد. جنگ باعث میشود فضای سیاسی میلیتاری و نظامی شود و انتخابات آزاد صورت نگیرد. جنگ باعث میشود وضعیت حقوق بشر خراب شود و آزادیهای مردم سلب گردد و هزارتا دلیل دیگر...
خلاصه نه اینکه ماشالله کشور ما سرآمد پیشرفت و توسعه در منطقه است می ترسیم جنگ باعث شود ما به یک کشور عقب افتاده تبدیل شویم. مثل عراق و لیبی و افغانستان. مردم در زمان صدام از بالاترین استانداردهای زندگی و ازادیهای فردی و اجتماعی برخوردار بودند و امریکا الکی الکی به آنجا حمله کرد و مردم را انداخت توی بدبختی. 
خدا نکند امریکا به ایران حمله کند و زبانم لال جمهوری اسلامی از بین برود. آنوقت مردم از بدبختی و فلاکت  چه خاکی توی سر خودشان بریزند؟؟

از امروز من طرفدار پر و با قرص شما هستم و هر کس خواست طرفداری از مداخله نظامی بکند چنان میزنم توی دهانش که بچسبد به دیوار!
ما ناسلامتی روشنفکران این جامعه هستیم و نباید بگذاریم مردم از دست نظام مقدس جمهورسی اسلامی راحت بشوند. ما که نمیخواهیم مثل لیبی بشویم که اراذل و اوباش چاقو کردند توی ماتحت رهبر معظم شان.
همین جمهوری اسلامی از سرمان هم زیاد است. خلایق هر چه لایق!

۱۳۹۰/۰۸/۱۵

چرا ما ایرانیان خارج از کشور از هم فرار می کنیم؟

من در مورد وضعیت ایرانیان ساکن دیگر کشورها خبری ندارم ولی  واقعا نمی توانم درک کنم چرا ایرانیان مقیم کانادا وقتی توی خیابان یا توی مال و فروشگاهها هموطنانشان را از دور می بینند فورا به بچه شان میگویند: هیس! ... ایرانیه ها!
بعد در حالیکه زیر چشمی همدیگر را برانداز میکنند به هنگام عبور از کنار هم سکوت میکنند تا طرف متوجه نشود که اینها هم ایرانی هستند و داشتند فارسی حرف میزدنند. گاهی عده ای از همین هموطنان عزیز با همان لهجه شیرین فارسی شروع میکنند با بچه شان انگلیسی بلغور کردن که مثلا به شما بفهمانند که «خارجی» هستند و تصور شما در مورد اینکه طرف ایرانی است اشتباه بوده است!
البته همیشه در همه جا استثناء وجود دارد ولی نمیتوان وجود این ناهنجاری را انکار کرد.

من دلیل واقعی این ناهنجاری را هنوز در هیچ مقاله و نوشته ای نخوانده ام ولی مطمئن هستم که قبل از انقلاب این بیماری در بین ایرانیان وجود نداشته است و آنچه که از بزرگترها شنیده ام ایرانی ها سابقا وقتی همدیگر را در غربت پیدا میکردند برخورد بسیار صمیمانه و گرمی با یکدیگر داشتند و سعی میکردند سنگینی آوار غربت را با همدلی و همزبانی سبکتر کنند.

حدس میزنم دلیل اصلی این ناهنجاری در واقع پیامدهای انقلاب اسلامی 57 و جابجایی قدرت در بین طبقات اجتماعی ایران در طول سی سال گذشته باشد که طبقه متوسط شهرنشین از صحنه سیاسی کشور حذف شد و در واقع بحران هویت بصورت یک بیماری مسری به همه ما سرایت کرد.
آدمهای لایق خانه نشین شدند و آدمهای نوکیسه سرمایه های کشور را غارت کردند و حالا آمده اند خارج کشور تا از قافله عقب نمانند. ما ملتی هستیم که از همدیگر زخم خورده ایم و این نظام و حکومت هر روز نمک بر این زخم پاشید تا کار به جایی رسیده که با غریبه ها بیشتر از هموطنانمان احساس قرابت و امنیت می کنیم.
بخاطر این است که وقتی همدیگر را می بینیم از یکدیگرفرار میکنیم و ترجیح میدهیم خود را خارجی به یکدیگر قالب کنیم!

راه اندازی سایت مشروطه

برای خواندن مطلبی درباره دروغگویی روحانیون از وبسایت مشروطه دیدن فرمایید. لینک اینجا