۱۳۹۳/۰۲/۱۵

همایش دل پیچگان رهبری

در پی برگزاری همایش دل واپسان توافق هسته ای ما هم تصمیم گرفتیم مراتب دل پیچگی خود را از نرمش قهرمانانه مقام مزخرف رهبری در برابر استکبار جهانی اعلام داریم:
ما از روزی که آقا فرمودند اوضاع خراب است و باید نرمش قهرمانانه کنیم دلمان پیچ و  پیچ میروند و گلاب به روی تان اسهالی شده ایم بدجور! البته امر بر شما مشتبه نشود که ما هم اسهال طلب شده ایم. نخیر! ما را با آنها کاری نیست.بلکه ما دلمان برای ارمان های انقلاب اسلامی و رهنمودهای مقام مزخرف رهبری می سوزد که تو زرد از کار درآمد و همه فرمایشات  معظم له عوضی از آب درآمد.
آخر چه شد آنهمه عزت و اقتدار نظام که در گرو برنامه هسته ای بود؟ چقدر ما جشن هسته ای راه انداختیم و گفتیم کیک زرد درست کرده ایم که یک وجب روغن دارد. چقدر دانشمندان هسته ای ما در زیر زمین خانه شان انرژی هسته ای درست کردند. چقدر برادران بسیجی ما در اطراف مراکز هسته ای زنجیر انسانی تشکیل دادند و به غربی ها و اسرائیل پیام دادند که مگر از روی نعش ما رد بشوی و به این مراکز آسیب برسانی. برای رسیدن به بمب اسلامی اتمی با چه رویاها که سر به بالین نگذاشتیم و  در خواب چقدر پنبه ها که تناول ننمودیم. همه اش دود شد و رفت هوا.
ای دنیا... مصبت بسوزد!
من که خیلی حرصم گرفته. از این که می بینم این همه رفتیم توی نماز جمعه ها و عربده کشیدیم و امریکا را محکوم کردیم و قرار گذاشتیم که امریکا از بین برود ولی الان می بینم برعکس شده و این خودمان هستیم که داریم از بین میرویم از دست آقا عصبانی هستم. البته فرمایشات ایشان همیشه درست است و گهربار است چون معظم له رهبر فرزانه است ولی خدایی اش تازه فهمیدیم که معظم له اصلا اندازه خر هم نمی فهمد و کلا آرمانهای امام راحل را به فضولات شل و ول گاو تبدیل فرموده اند.
البته ما همچنان در خط رهبری و ولایت هستیم و گوش به فرمان فرمایشات ایشان هستیم. الان ایشان وقتی دیدند پرونده هسته ای را گند زدند حالا رفته اند سراغ رختخواب های مردم تا آنجا را هم به همین سرنوشت گرفتار نمایند. ایشان فرمودند همه مردها و زنها باید دست در دست هم بدهند و تا میتوانند بچه تولید کنند و توی رختخواب اینطوری بکنند و آنطوری نکنند. ما که از این همه تدبیر و دوراندیشی مقام عظما خیلی خوشمان آمده و قرار است تا کمرمان یاری میکند و تا جایی که تخم مرغ هایمان قادر به تولید اسپرم هست به امر مقدس و جهادی تولید بچه اهتمام ورزم و دین خود را به جمهوری اسلامی و ارمانهای امام راحل ادا نمایم. مطمئن هستم آقا با آن دوراندیشی که در مورد پروند هسته ای داشتند برای آینده فرزندان تولیدی ما برنامه دارند و فکر همه چیزش را کرده اند.
آی خانوم کجایی؟

۱۳۹۳/۰۲/۰۱

تماشاگه راز

مدتی است دستم به نوشتن نمی آید. نه بخاطر کم سوژه ای بودن اوضاع. ماشالله بزنم به تخته این آخوندا روز نیست که یک سوژه ای برای این ملت بدبخت درست نکنند. من مثل یک آدم متحیر کنار جاده ای ایستاده ام و صحنه پرت شدن ابوطیاره جمهوری اسلامی را به قعر دره نگاه میکنم.
واقعا وضعیت این آقایون دیدن ندارد؟ کو آن همه عربده کشی و آی نفس کش سردادن مقام مزخرف رهبری؟ یادتان هست قرار بود ذره ای از حق مسلم هسته ای کوتاه نیایند؟ یادتان هست این مردک میگفت هرکس با امریکا مذاکره کند با الفبای سیاست آشنا نیست؟ کجا رفت عزت اسلامی و مدیریت جهانی؟زپلشک!
این هم از وضعیت اقتصادی و گرانی بی حساب و کتاب. آقایون واقعا گه گیجه گرفته اند. یکروز میگویند جلو کنترل جمعیت را نگیرید و و جمعیت باید زیاد شود و روز بعد از مردم التماس میکنند که ترا خدا برای گرفتن یارانه ئبت نام نکنید چون پول مول در کار نیست و محمودآقا همه را هپلی هپول کرد و رفت.
این یارو روباه مکار هم دو سه ماهی خارجی ها را سرکار گذاشت و صحبت از تدبیر و اعتدال و اینجور چیزها کرد بعد که حالا بادش خالی شد و معلوم شد حتی عرضه آب خوردن هم بدون اشاره مقام مزخرف ندارد. دیگر خبری از آزادی زندانی سیاسی و حقوق شهروندی رفت پی کارش خلاص.
اینها اینقدر بدبخت شده اند که پول فروش نفت را باید بصورت قطره چکانی دریافت کنند. آنهم اگر به شرط اینکه هربار آزانس تایید کند که بچه خوبی بوده اند و بیخودی نگوزیده اند!
واقعا تماشایی است مششاهده به خفت افتادن این آخوندهای جنایتکار.
بقول شاعر:
باش تا صبح دولتت بدمد
کاین همه از نتایج سحر است

۱۳۹۲/۱۲/۲۷

سال نو بر همگان خجسته باد

به کوری چشم آخوندها عید نوروز را باشکوهتر از گذشته برگزار میکنیم.
عید همه شما مبارک
عید نوروز مهمترین عید ایرانیان است و هیچ حکومتی نتوانسته است در طول تاریخ این عید را از مردم ایران بگیرد.
سال خوبی را درپیش داشته باشید.
به امید پیروزی مردم ایران

۱۳۹۲/۱۲/۰۳

اوکراینی های عزیز! بی زحمت این عظمای ما را هم بیاندازید بیرون!

این اوکراینی ها واقعا ادمهای پوست کلفتی هستند. از سه ماه پیش رفتند توی میدان آزادی شهرشان و هرگز آنجا را ترک نکردند حتی زیر برف و باران و سرمای وحشتناک آنجا را یک ثانیه هم خالی نکردند.
ظاهرا اوکراینی ها کار و بار و زندگی نداششتند که اینهمه آنجا طاقت آورده بودند. بالاخره تظاهرات و راهپیمایی و تحصن توی خیابان بعد از چند ساعت و چند روز خیلی سخت میشود. بهرحال آنها چون مثل ما نبودند و فوری به خانه هایشان برنگشتند تا اینکه موفق شدند دیکتاتور دست نشانده روسیه را برکنار کنند و فراریش بدهند. ضمنا روسیه هم هیچ غلطی نتوانست بکند.

اابته راستش را بخواهید ما زیاد هم با این شیوه های مبارزاتی مردم اوکراین موافق نیستیم. یعنی میدانید اصولا حال و حوصله اینجور کارهای سخت و مزخرف را نداریم. من خودم که منتظرم بعد از اوکراین نوبت به ونزوئلا برسد بعد به شیلی و آرژانتین و سپس کوبا و تایلند و سوریه و لبنان و عربستان و بحرین.
وقتی مردم این کشورها موفق شدند در کشورشان دمکراسی برقرار کنند انوقت نوبت مردم کره شمالی و چین و اندونزی و گینه و سومالی و تانزانیا و اسکیموهای قطب و بومیان جنگلهای آمازون میرسد.
بعد ایشالله -گوش شیطان کر- وقتی همه کشورهای جهان سوم و عقب مانده و خاک برسر موفق شدند در کشورشان نظامهای مردمسالار را برقرار کنند بعد نوبت ما میشود که اگر خدا کمک کند و اگر طوفان و زلزله و دیگر حوادث غیرمترقبه نیاید ایشالله به امید پنج تن با کمک آقای روحانی و رفسنجانی و خاتمی میرویم که در کشورمان "مردمسالاری دینی" درست کنیم البته اگر مقام رهبری با این امر موافقت فرمایند.

۱۳۹۲/۱۲/۰۲

پیروزی برادران هاکی باز کانادا بر تیم دشمن

صحنه را دیدم.
بار دیگر برادران گمنام و ارزشی تیم هاکی کانادا موفق شدند با استعانت از رهنمودهای داهیانه مقام معظم رهبری مبنی بر "مسابقه مقاومتی" موفق شدند سیلی محکمی به دهان یاوه گوی تیم هاکی استکبار جهانی بزنند و پرچم پرافتخار نظام مقدس کانادا را بر فراز قله های پیشرفت سوشی کشور برادر روسیه برافراشته کنند و تیم دشمن را مجبور به نرمش قهرمانانه و شکست مفتضحانه نمایند.
نصرمن الله و فتح قریب
انجمن اسلامی هاکی بازان شرق کانادا و حومه

۱۳۹۲/۱۱/۳۰

اقتصاد مقاومتی ابلاغ شد یعنی چه؟

مقام مزخرف محورهای اقتصاد مقاومتی را به دولت ابلاغ کرد. اینجا چند نکته به نظظر میرسد:
اولا مقام مزخرف به اقتصاد چه ربطی دارد؟ مگر ایشان در   اقتصاد صاحبنظر است؟
ایشان چند کلاس درس اقتصاد خوانده؟ با کدام اسطوره اقتصادی نشست و برخاست کرده که اینطور در مورد اقتصاد یک مملکت میخواهد رهنمود بدهد؟
مثلا اگر برنده جایزه نوبل اقتصاد برای بهبود اقتصاد یک کشور رهنمود بدهد یک چیزی است اما یک گوشتکوب بیسواد بخواهد محورهای اقتصاد را برای یک کشور هفتاد میلیونی تعیین کند هم جای تاسف دارد و هم خنده.
ثانیا مگر مملکت دولت ندارد که رهبری مثل خروس بی محل خودشش را می اندازد وسط و اظهار فضولات میکند؟ پس یک دفعه درب وزارت اقتصاد و دارایی و بانک مرکزی را ببندید و کارها را بسپارید به بیت آقا.
ثالثا مگر اقتصاد مقاومتی قبلا نبوده؟ مگر در زمان احمدی نژاد نگفتید که داریم با اقتصاد مقاومتی کششور را اداره میکنیم؟ آیا اقتصاد مقاومتی یک حرف جدیدی است؟ 
تازه- حالا این اقتصاد مقاومتی یا مقاربتی چی چی هست؟
مقام عظما دستور داده در اقتصاد مقاومتی کاری کنید که تعداد بیکاران کم بشود!
آخه خره! مگر مشکل بیکاری با دستور این و آن حل میشود؟ تنها راه کم کردن بیکاران ان است که همه آنها را سوار اتوبوس بکنید و ببرید بیرون مرزها پیاده بکنید و از دستشان خلاص بشوید.
بعد ایشان باز شکرخوری کرده که تولیدات داخلی را رونق بدهید تا مردم جنس خارجی نخرند.
آخه اشگول! همه مراکز تولیدی کشور در زمان احمدی نژاد به تعطیلی کشیده شدند. اصلا ما تولیدات داخلی درست و حسابی نداریم که بخواهیم آنها را تقویت کنیم.
آن تعداد از تولیدات داخلی که خودشان را لنگان لنگان تا بحال به اینجا کشانده اند با سیاستهای مدبرانه شما قادر به رقابت با قیمتهای اجناس بنجول چینی نیستند.
واقعا توی بیت ایشان یک مرد پیدا نمیشود یک پیاله واجبی بریزد توی حلق ایشان تا یک ملت راحت بشوند؟

۱۳۹۲/۱۱/۲۰

برابری زن و مرد خلاف اسلام است

امام خمینی لعنت الله علیه در قم در مخالفت با اصلاحات موسوم به انقلاب سفید محمد رضا شاه سخنرانی کرد و گفت:
 
...شما آقایان در تقویم دو سال پیش از این- یا سه سال پیش از این بهایی ها مراجعه کنید. آنها (بهایی ها) ممی نویسند: تساوی حقوق زن و مرد!
آقای ششاه هم نفهمیده می رود بالای آنجا میگوید تساوی حقوق زن و مرد.
آقا! این را (بهایی ها) به تو تزریق کرده اند...نکن اینطور بدبخت!
تساوی حقوق مرد و زن حرف عبدالبهاست. تعلیم اجباری عمومی رای عبدالبهاست...
منبع:
 
از دوران صفویه به این طرف طبقه ای اجتماعی بوجود امد که رسالتش عقب نگاه داشتن مردم این سرزمین و چپاول دارایی های این مرز و بوم بوده و هست. شما تاریخ ایران را در دو سه قرن اخیر بخوانید. از زمانی که آخوند در ایران قد علم کرد ایران همواره به سمت قهقرا رفت. در طول این سالها هرگاه که از قدرت این طبقه کاسته شد و آنها منزوی شدند دریچه های تجدد و پیشرفت در حال گشودن بودند و هرگاه که اینها نفوذشان را در حاکمیت بیشتر کردند بدبختی و فلاکت از سر و روی این کشور شروع به باریدن کرد.
 
مردم ایران با وجود طبقه اخوند هرگزروی خوش نخواهند دید. این حرف این روزها نیست. این حرف را ایرج میرزا در صد سال پیش میگفت. بسیاری دیگر از روشنفکران و میهن دوستان هم گفتند.
اخوندها افرادی زبون و مفت خور هستند که از ساده لوحی مردم سواستفاده میکنند. تا خریت هست آخوند هم خواهد بود.
خوشبختانه انفجار اطلاعات در عصر ارتباطات باعث شده منحنی ساده لوحی و ززودباوری مردم تغییر کند. دیر یا زود چشم و گوش ملت بازتر خواهد شد و زیر بار هرشر ووری نخواهند رفت.
 
آنروز که امام خمینی لعنت الله علیه در روز روشن علیه برابری حقوق مرد و زن حرف میزد گذشت. امروز آخوندها به برکت آگاهی مردم سعی میکنند ماله کشی کنند که : بعله در اسلام زن و مرد با هم برابرند لاکن مردها برابرترند!

۱۳۹۲/۱۱/۱۱

در راهپیمایی روز 9 فوریه شرکت کنیم

بعد از سرکوب وحشیانه مردم در انتخابات 88 امیدوار بودیم مردم علیه این نظام یک دل و یکپارچه شوند و مسیر زندگی  خود و فرزندانشان را تغییر دهند و از این نکبت و بدبختی رها شوند اما با آمدن حسن روحانی دوباره پینوکیو فریب آقا روباهه را خورد و حافظه ملت بار دیگر ری ست شد و اصلا فراموش کرد که چگونه بچه های مردم را در روز روشن با تیر زدند و نقش زمین کردند. ملت یادش رفت چه کسی با وانت از روی مردم بی پناه رد شدند و دل و جیگر انها را به روی اسفالت ریختند.
 
یک عده در خارج و داخل گربه رقصانی کردند و با عربده های «روحانی مچکریم» آب پاکی ریختند بر روی همه اتفاقات گذشته و دستمال ابریشم را درآورده اند و برای بازگشت به ایران خوش رقصی میکنند.
 
اما هستند کسانی که جوزده نشدند و اسیر توهمات و خیمه شب بازیهای رژیم نشدند و حوصله شنیدن هیچ سخنی جز فروپاشی نظام ستمگر وخون آشام جمهوری اسلامی را ندارند. این دسته افراد توی زمین این نظام بازی نمی کنند و بازیچه سناریوهای فریبکارانه این حکومت نمیشوند.
من هیچگاه ناامید نشده و هرگز نخواهم شد. من با تمام سلول های مغزم اعتقاد دارم که این حکومت مایه عقب ماندگی ایران و ایرانی است و هیچ تردیدی ندارم که این حکومت جبار سرنوشتی جز فروپاشی و سقوط برای خود باقی نگذاشته است.
 
ما نباید با اسهال طلبانی که در خارج کشور دم از اصلاحات تدریجی و از داخل حکومتی میزنند همصدا شویم. شگرد اینها برای بقای جمهوری اسلامی همین است که  میگویند ایشالله روحانی همه چیز را درست میکند و کشور میشود مثل یک دسته گل بشرطی که یک مقداری به او فرصت بدهید.
 
 
 

۱۳۹۲/۰۹/۱۰

کاش من هم یک تایلندی بودم- امام خمینی

 
خدا شانس بدهد. این تایلندی ها نخست وزیر به این خوشگلی دارند باز ریخته اند تو خیابان و میگویند ما این را نمیخواهیم. بعد ما چند تا نره خر گردن کلفت ناچسب را کرده ایم حاکمان کشور و چپ و راست میگوییم: روحانی مچکریم!
باور کنید اگر تایلندی ها این خانم زیبا را نمیخواهند بهتر است او را بفرستند ایران تا بشود مقام معظم و خوشگل و مامانی ایران.
آنوقت ببنید اقتصاد ایران چگونه شکوفا میشود!
مردم قدر نمیدانند به خدا.

۱۳۹۲/۰۹/۰۴

درسهایی که از توافق نامه ژنو یاد گرفتیم:

توافقنامه یوم الله 24 نوامبر 2013 در ژنو درسهای آموزنده و ارزشمندی داشت که باید آنها را بخاطر داشت:
 
1- بر همه ثابت شد که هرگز جمهوری اسلامی با زبان خوش آدم نمیشود. حتما باید دو تا پس گردنی آبدار بخورد و تحت فشار قرار گیرد تا به قوانین بین المللی تن بدهد.
لذا این رژیم در داخل هرگز فضا را باز نخواهد کرد مگر اینکه حتما از سوی مردم تحت فشار قرار گیرد و یا جامعه بین المللی او را در گوشه رینگ برده و چپ و راستش کنند تا آنوقت حاضر به تغییر رویه شود.
 
2- ما که از قبل میدانستیم روسیه طناب محکمی نبوده و نیست ولی قرارداد ترکمنچای ژنو به جمهوری اسلامی نشان داد که آنهمه باج و امتیازاتی که به روسیه داده شد هیچ فایده ای برای این رژیم نداشت و روسیه هیچ کمکی به این رژیم نکرد و در موقع حساس جا خالی داد و حتی روسیه هم رفت توی جبهه غربی ها علیه برنامه هسته ای.
 
3- این بار سوم است که جمهوری اسلامی کاری را که باید در زمان خودش انجام بدهد آنقدر لفت میدهد که بعدا مجبور میشود با موضعی بسیار ضعیف تر از قبل همه شرایط طرف مقابل را بپذیرد. همین بساط را در زمان گروگانگیری سفارت امریکا داشتیم. مهندس بازرگان رفت با برژنسکی ملاقات کرد و داشت به توافقات خوبی میرسید که او را کله پا کردند و خودشان دو سال بعد رفتند الجزایر و تن به قرارداد یکطرفه ای دادند که هنوز هم داریم خسارتهایش را میدهیم.
بار دوم قضیه جنگ ایران و عراق بود که کله شقی و حماقت بی حد و حساب خمینی جان هزاران نفر را گرفت و میلیاردها دلار خسارت بجا گذاشت و در فرصتهای طلایی که می شد جنگ را تمام کرد نکردند تا نهایتا با ذلت و خاک توسری قرارداد 598 را با کله پذیرفتند.
این هم سومی اش بود که واقعا معرکه است. حالا زود است آقایون بفهمند تا کجا بهشان فرو رفته!
 
4- برخلاف تصور عوام که خیال میکنند این آخوندها خیلی زرنگ هستند و فکر همه چیز را کرده اند این قضیه نشان داد که اصلا اینطور نیست. آخوند جماعت نه برنامه دارد نه تحلیل نه برآورد علمی از رویدادها. آنها از بچگی سیکیم خیاری بارآمده اند و الان هم همینطور الله بختکی مملکت را دارند اداره میکنند. آخر کدام احمقی به اینها گفته که یواشکی میتوان بمب اتم ساخت. تازه به فرض اینکه دو سه تا بمب هم ساختید. مگر در مقابل هزاران بمب اتمی امریکا و اروپا چه کاری از شما ساخته است؟
آدمی که یک ذره عقل و دوراندیشی داشته باشد این همه هزینه را صرف یک امر نشدنی و بی حاصل نمیکند.
 اگر این همه پول را صرف ابادانی و صنعت مملکت کرده بودند الان کشور ما در منطقه حرف اول را میزد.
 
5- یادتان هست احمدی نژاد میگفت: یک دختر شانزده ساله توی زیرزمین خانه شان انرجی هسته ای درست کرده؟
درس پنجمی که از این توافق هسته ای ژنو میتوان گرفت این است که این خارجی ها خیلی گیج تشریف دارند. اینها همه مراکز هسته ای ایران را در توافقنامه شان ذکر کرده اند که باید مورد بازرسی قرار گیرد به غیر از زیر زمین آن دختر شانزده ساله!
حالا فردا اگر از تنبان یک آخوندی بمب هسته ای بیرون آمد این خارجی ها تعجب خواهند کرد.
 

۱۳۹۲/۰۹/۰۳

عظما جون! این دفعه صحنه را دیدی یا نه؟

عجب سیلی محکمی زدند این غربی ها به صورت مقام عظما. واقعا کیف کردم. دستشان درد نکند. من همیشه اعتقاد داشته و دارم که این آخوندها با همه حقه بازی و دوز و کلکی که در دی ای ان آنها هست ولی باز در صحنه دیپلماتیک در برابر غربی ها و مخصوصا امریکایی ها مثل یک عقب مانده ذهنی عمل میکنند.
بعد از این همه سال عملیات مذبوحانه هسته ای و بعد ازصرف این همه هزینه های نجومی برای تاسیسات اتمی و بعد از این همه خسارات عمیق ناشی از تحریم ها و بعد از ده سال مذاکرات بی حاصل و ادعای اینکه انرژی هسته ای از نان شب ما مهمتر است و ما حاضریم برای ان عملیات استشهادی بکنیم بالاخره آقایون مجبور شدند جام زهر را به حلقوم مقام مزخرف رهبری بریزند و توافقنامه ای را امضا کنند که نتیجه اش بیشتر به سود "دشمن" و "استکبار جهانی" است و همه ادعاهای آخوندها توزرد بیرون آمد.
اینها قبول کرده اند که به نمایندگان آژانس اجازه دهند تا  حتی "فیها خالدون" آنها را هم بازرسی و مانیتور کنند. غنی سازی بالاتر از 5 درصد را متوقف و ساخت تاسیسات پلوتونیوم را به حالت راکد درآورند. درعوض قرار شده 4 میلیارد دلار را ظرف 6 ماه آنهم قسطی و بصورت قطره چکانی بشرطی که بچه خوبی شود و به حرف بزرگترها گوش کند برایش آزاد خواهند کرد. تحریم فروش نفت و مبادلات پولی و بانکی که اصلی ترین محورهای اقتصادی هر کشور است همچنان پابرجا خواهند ماند.
 
خب. حالا من کاری ندارم که از فردا حزب اللهی ها و بسیجی ها مثل گوسفند به خیابان خواهند ریخت و این قراداد ترکمن-اشتون را جشن خواهند گرفت و آنرا با آزادی خرمشهر مقایسه خواهند کرد ولی خدا وکیلی این وسط این عظما بود که سیلی محکم به دشمن زد یا آنها بودند که چنان سیلی محکمی به ایشان زدند که صدای شتلق آن تا هفت تا همسایه هم شنیده شد؟

واقعا چطور کج اندیشی و خودخواهی و حماقت یکنفر باعث میشود یک ملت و یک کشور چنین خسارت عظیمی را متحمل شود؟
لابد مقام مزخرف رهبری این دفعه پیام میدهد که:
صحنه را دیدم
این دفعه به گور امام راحل خندیدم
که میگفت: امریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند!
 

۱۳۹۲/۰۸/۳۰

چرا خامنه ای به طاق طویله می کوبد؟

 
کسانی که در روستا زندگی کرده اند حتما شاهد عصبانیت اسب و الاغ و یابو در طویله بوده اند. صحنه عجیبی است. الاغ وقتی که عصبانی میشود بی مهابا به در و دیوار لگد میزند. گاهی از فرط عصبانیت آنقدر ارتفاع لگدپرانی اش زیاد میشود که نعلینش برخورد میکند به سقف طویله.
در چنین شرایطی نباید نزدیک مقام عظمای الاغ شد چون ممکن است یک لگد هم به بیضتین مبارک شما بزند و اسلام را عقیم کند. بهترین کار در چنین مواقعی این است که با احتیاط کامل از لای درب طویله مقداری یونجه بریزید جلوی الاغ و بروید سر کار و زندگی خودتان. شما که نمیتوانید با نصیحت کردن الاغ را آدم کنید و به او رفتار صحیح اجتماعی را آموزش بدهید.
 
باور کنید این تحریم ها دارد معجزه میکند. این تحریم ها خرخره نظام استبدادی را دارد له میکند. اینها حسابی دردشان گرفته و هیچ غلطی هم نمیتوانند بکنند. نه راه پس دارند و نه راه پیش. بخاطر همین است که خامنه ای دارد به در و دیوار لگدپرانی میکند. اینها زمام امور از دستشان در رفته. خزانه خالی شده و کفگیر به ته دیگ خورده. از حالا به بعد داستان جمهوری اسلامی دارد به جاهای خوبش میرسد. چنان سرنوشت نکبت باری برای اینها تدارک دیده اند که مرحله به مرحله تماشایی تر و دیدنی تر می شود.
مرحله اول تسلیم زبونانه اینها دربرابر "دشمن" است. یک قدم که عقب بروند پشت سرشان دره است. توقف ندارد. الفاتحه.
 
شما مطمئن باشید اینها با ذلت تمام در برابر غرب زانو خواهند زد. تا فردا صبر کنید.

۱۳۹۲/۰۸/۲۸

من تروریسم را محکوم می کنم ولی ای کاش بیشتر منفجر میکردند

منت خدای را عزو وجل که جلو سفارت در لبنان بمبی منفجر کرد و چند حزب الللهی لت و پار.
هر بمبی که منفجر شود ممد حیات است و مفرح ذات.
از دست و زبان که برآید
دستش درد نکند آنکه این کار را کرد.
 
دمش گرم ولی کاش یه خورده ملاتش را زیادتر میکرد.
 
 
 

۱۳۹۲/۰۸/۱۸

ظریف: ما از اول فعالیت هسته ای نداشته و نداریم. اینها را بدترجمه کرده اند!

وزیر خارجه جمهوری اسلامی در راه بازگشت به ایران در مصاحبه با یکی از خبرگزاریها که نخواست نامش فاش شود اظهار داشت: ما توی ایران اصلا هسته مسته نداریم... مطلقا نداریم....این تن بمیره نداریم. همه اینها را لابی صهیونیسم بد ترجمه کرده اند و شما غربی ها را به اشتباه انداخته اند. ما اصلا غنی سازی نداشته و نداریم و نخواهیم داشت. ما اصلا اورانیم نداریم. مواد رادیواکتیو نداریم. هسته نداریم. البته چند نوع هسته داریم که خشکبارفروش های ما اینها را به خارج صادر می کنند و این خارجی ها چون فارسی را خوب بلد نیستند "هسته شفتالو" را "غنی سازی" هسته ای ترجمه کرده اند. ما هزار بار از این آقای آماتو دعوت کرده ایم بیاید انبار هسته های زردآلو خودمان را به ایشان نشان بدهیم که قبول نکرد.
ما در مذاکرات با امریکایی ها گفتیم: شما بیایید این تحریم ها را بردارید ما یه خورده نفس بکشیم بعد ما در عوض صادقانه قول میدهیم بمب اتمی مان را زود درست می کنیم و بیشتر از این لفتش ندهیم.
 

۱۳۹۲/۰۸/۱۳

جزئیات مکالمات بی سیم محافظان خامنه ای که توسط امریکا شنود شد:

تیم محافظ: از ابوذر به یاسر... یاسر جواب بده
قرارگاه حفاظت: یاسر یاسر...ابوذر...موقعیت خودتان را گزارش کن
تیم محافظ: ما نیم ساعت است که پشت در مستراح منتظر هستیم. آقا اون تو هستن.
قرارگاه حفاظت: ابوذر! خاک بر سرتان...مواظب باشید زبانم لال بلایی سر آقا نیامده باشد.
تیم محافظ: یاسرجان! قبلا همه چیز توسط گردان عاشورا چک و بازرسی شده و چندین بار مستراح توسط  سردار فیروزآبادی امتحان شده.
(در این موقع صدای مهیبی از داخل دست به آب به گوش می رسد)
قرارگاه حفاظت: یاسر یاسر...ابوذر... ابوذر جواب بده... اون صدای چی بود؟ توپ 106 توی اونجا چیکار میکنه؟
تیم محافظ: یاسرجان! توپ 106 نبود. آقا گوز فرمودند
تیم حفاظت: ابوذر ابوذر... خوشا به سعادت تان... خبر خوشی بود. معلوم شد آقا حالشان خوب است الحمدلله.
 
چند دقیقه بعد:
تیم محافظ: از ابوذر به یاسر... یاسر جواب بده.... موقعیت اضطراری.... فورا یک لشگر هوابرد را بفرستید اینجا. قفل درب مستراح خراب شده و آقا اونجا گیر کرده اند... فورا کمک برسانید.
قرارگاه حفاظت: یاسریاسر...ابوذر ابوذر....نیروها توی راه هستند. به آقا روحیه بدهید. الان نیروهای کمکی از هوا و دریا می رسند.
چند دقیه بعد:
تیم محافظ: یاسریاسر...دیگه لازم نیست نیروی کمکی بیاد. آقا خودشان یاعلی گفتند و در باز شد. هق هق گریه....
قرارگاه حفاظت: هق هق گریه....
 
حالا این امریکایی های بدبخت چهار پنج سال است که دارند روی این شنود کار میکنند تا این مکالمات رد و بدل شده را شاید بتوانند تحلیل و آنالیز کنند.

۱۳۹۲/۰۸/۰۵

سیاست وادادن در خارج-سرکوب در داخل

این روزها جمهوری اسلامی در سیاست خارجی دست ها را بالا برده و برای عبور از گردنه بحران پرونده هسته ای حاضر است همه خواسته های غربی ها را تمکین کند. این ذات جمهوری اسلامی است که هرگاه احساس ضعف میکند فورا ننه من غربیم بازی درمی آورد و تا زانو در مقابل کانون قدرت خم میشود.
اما سیاست داخلی جمهوری اسلامی طور دیگری است. این رژیم در داخل احساس قدرت مطلق و بلامنازع میکند و درنتیجه همه چیز را با مشت آهنین و اعدام و ترور و زندان و شکنجه و بگیر و ببند جواب می دهد.
این خیلی مسخره است که عده ای از زندانیان را به تلافی حمله هم مسلک و یا هم گروه شان به مرزبانان در بلوچستان بیاورند واعدام بکنند. اصولا کسی که زندانی است دستش از همه جا کوتاه است و در اتفاقاتی که در بیرون زندان رخ میدهد بی تقصیر است.
در واقع اینجور اقدامات وحشیانه در داخل به تلافی وادادن در خارج است. اینها زورشان به امریکا و کشورهای غربی نمی رسد تلافی اش را سر نیروهای مخالف داخلی درمی آورند.
البته یک نکته را این رژیم باید یادش باشد. اینطور نیست که استفاده از مشت آهنین همیشه برای حکومت ها اقتدار بیاورد. گاهی اینگونه اقدامات جرقه ای در انبار باروت کینه و خشم مردم می شود که هیچ قدرتی را یارای مهار آن نیست. مگر اتفاقات سوریه از کجا شروع شد؟ رژیم سوریه چند تا کودک شعار نویس بر روی دیوارها را دستگیر کرد و فردای آن روز جنازه هایشان را در خیابان انداخت تا درس عبرتی برای دیگران شود درحالی که نمی توانست تصور کند این کبریتی که می کشد چه آتشی را خواهد افروخت.
من حالم از همه کسانی که دنبال کون دولت تدبیر و امید راه افتادند بهم میخورد. اینها در انحراف و فریب افکار عمومی شریک هستند. طوری از اعتدال و تدبیر و عقلانیت حرف میزنند که فقط مبتلایان به آلزایمر ممکن است حرف آنها را باور کنند و عملکرد سی و چند ساله این حکومت مذهبی را فراموش کنند.
این دوران هم خواهد گذشت و تق دولت تزویز و فریب بزودی درخواهد آمد. این حکومت نمی تواند خودش را از این مهلکه بیرون بکشد. هر امتیازی هم که بدهد خودش را بیشتر به مرحله مات شدن در بازی شطرنج اقتصادی و اجتماعی نزدیکتر میکند.
اینها فقط دارند زمان سقوط خودشان را طولانی تر میکنند.

۱۳۹۲/۰۸/۰۱

سفر زیارتی به کوبا و ملاقات با حوریان بهشتی

جای همه شما خالی. خدا قسمت کند شما هم مشرف بشوید به کوبای مٌعلا. خیلی سفر روحانی و پر از معنویتی است. این حاج آقای فیدل کاسترو هم مثل مقام مزخرف رهبری خودمان گند زده است به سرنوشت یک ملت و تا کپه مرگش را نگذارد و به ملکوت اعلی نرود آب خوش از گلوی این مردم بدبخت پایین نخواهد رفت.
مردک عوضی با شعار مبارزه با امپریالیسم و اینجور شر و ورهای پوسیده مردم را به چنان فلاکتی رسانده که حاضرند برای سیر کردن شکم خود و خانواده شان تن به هر ذلتی بدهند. باورتان نمیشود توی کوبا دستمال کاغذی جزو اقلام لوکس محسوب میشود. مستراح ها فاقد دستمال کاغذی هستند و در بعضی جاها جیره بندی است. یعنی بیرون مستراح یکنفر ایستاده و درازای مبلغی ئول خرد یکعدد و انهم نه بیشتر فقط یک عدد دستمال کاغذی میدهد. تصور بفرمایید این ملت بدبخت توی این سالها چه زجزی توی توالت کشیده اند بخاطر حماقتهای رهبرانشان.
متوسط درآمد ماهیانه یک کوبایی بین 15 تا 20 دلار است. بیش از هشتاد درصد مردم کشور زیر خط فقری که خود دولت کوبا آنرا ترسیم کرده بسر می برند. خط فقر در کوبا درآمد ماهیانه 200 دلار است.همه چیز در اختیار خانواده کاسترو است و بغیر از عده ای خاص بقیه مردم با فقر و تنگدستی دست و پنجه نرم میکنند. بیشتر درآمد حاصل از توریسم بجای اینکه صرف رفاه مردم شود صرف بازسازی آثار تاریخی انقلاب کوبا میشود که احتمالا تا سالهای سال ادامه خواهد داشت.
در گذشته های نه چندان دور کوبا صادرکننده شکر بود و در حدود 170 کارخانه شکر داشت. شوروی بخاطر حمایت از آرمان های مقدس مارکس و لنین بیشتر شکرتولید شده کوبا را با قیمت بالا میخرید. وقتی که شوروی متلاشی شد اینها نتوانستند شکرهایشان را بفروشند. تازه فهمیده بودند که کارخانه هایشان و محصولاتشان در رقابت های جهانی حرفی برای گفتن ندارند و به همین دلیل به تدریج کارخانه های شکر یکی پس از دیگری تعطیل شد تا جایی که امروز فقط 45 کارخانه شکر برایشان باقی مانده.
این کشوری که درهایش را برای دنیا بسته بود و شعار خودکفایی میداد اکنون بعد از هفتاد سال شعارهای توخالی به یکی از وابسته ترین کشورهای دنیا تبدیل شده است. تخم مرغ از برزیل می آید. شیر از کانادا. حبوبات از پرو. گوشت از هندوراس و بنزین از ونزوئلا.
بخاطر مبارزه با امریکا و غرب ورود کالا به کشور ممنوع است. البته اخیرا از روی ناچاری انها نیز به "نرمش قهرمانانه" روی آورده اند و اجازه داده اند تا ماشین های کره ای به کشور وارد شود.
مردم عادی کوبا نیز مثل مردم عادی خودمان عاشق امریکا هستند و مهاجرت و زندگی در امریکا برایشان یک رویاست. در کوبا هیچگس اجازه خروج از کشور را ندارد و باید بزور از نعمت رهبری داهیانه کاسترو و اخوان بهره بگیرند.
 
دختر هیجده ساله را با 25 دلار میشود به اسلام ناب محمدی دعوت کرد. بشتابید که از قافله عقب نمانید. در روایت هست هرکس زیارت کوبا کند خداوند در قیامت هفتاد هزار حوری را که قبلا میخواست به او بدهد را نمیدهد و میگوید: مرد حسابی! دخترهای کوبایی که از حوری های من خوشگل تر بودند. تو قبلا خودت را به فیض اکمل رسانده ای پس اینجا چکار میکنی؟

خلاصه هرکشوری که با امریکا درافتاد عاقبتش اینچنین میشود. من فکر کنم این امریکا سید است. آهش هرکس را میگیرد بدبخت میشود.
 

۱۳۹۲/۰۷/۲۱

نظر صریح حضرت امام در رابطه با امریکا

یک روز خدمت امام رسیدم حاج احمدآقا پسر امام گفت: امام رفته اند دست به آب.  مدتی منتظر شدیم خبری نشد. به حاج احمد آقا گفتیم برود و سر و گوشی آب دهد مبادا زبانم لال امام افتاده باشد توی چاله مستراح و خدای ناکرده بلایی سرش آمده باشد
حاج احمد آقا رفت و بعد از چند دقیقه با دست اشاره کرد که فلانی بیا. جلو رفتم . حاج احمد گفت: امام میخواهد از همان پشت درب مستراح موضوع مهمی را به شما بگوید. اشک توی چشمانم جمع شد و پرسیدم چرا اجازه نمیدهند داخل شوم و دستش را ببوسم. احمدآقا با اشاره گفت: امام دستش گیر است! فوری فهمیدم که چه خطایی کردم. عرض کردم: سراپا گوش هستم. فرمایش تان را بفرمایید.
امام در حالی که زور میزدند فرمودند:
مبادا با امریکا طوری بشود که اگر اینطور نشد بگویند چه و چه لاکن چنین نشود که اینطور بشود که باید باشد و آنطور نشود که  بهتر است بشود.
از خاطرات رفسنجانی جلد هشتم صفحه چندم
 
 

۱۳۹۲/۰۷/۲۰

روایات و احادیث در مورد مذمت فوتبال دستی

نقل است از ابو پشمک که روزی حضرت از مکانی میگذشت جوانانی را دید مشغول بازی کردن فوتبال دستی. فرمود: زنهار زنهار زنهار از نفس اماره و تخمه آفتابگردان و فوتبال دستی و زن فاحشه .
اصحاب عرض کردند: رابطه این چهار چیز در چه باشد؟
حضرت فرمود: کسی که نفس اماره را اطاعت کند لابد میرود و تخمه آفتابگردان میخرد و بعد با یک زن فاحشه  می رود سینما و با هم تخمه می شکنند و آشغالهایش را زیر صندلی سالن سینما میریزند و البته قبل از شروع فیلم ممکن است یک دست فوتبال دستی هم زده باشند که این از گناهان کبیره است و ملائک او را تا قیامت لعن و نفرین و فحش خوار مادر دهند.
اصحاب تا این سخن بشنیدند شیحه ای زدند و جملگی جان به جان آفرین تسلیم کردند.
حضرت هم راهش را گرفت و رفت.

۱۳۹۲/۰۷/۱۷

نظر آقای نتانیاهو به نظر من نزدیکتر است

باور کنید شناخت این آقای نتانیاهو از درک و شعور خیلی از تحلیل گران ایرانی بیشتر است.  از روز اول آوردن حسن روحانی به صحنه و شامورتی بازی های آخوندها فورا این آقای نتانیاهو قضایا را درست تشخیص داد و دقیقا زد وسط خال.
او به دنیا هشدار داد: سیاستهای جمهوری اسلامی عوض نشده بلکه مثل روباه مکار دارد از در دوستی و سازش  وارد میشود.
بارک الله به آقای نتانیاهو. دمت گرم.
ضمنا دمت گرم یک خورده دیگه بزن کون این فلسطینی ها پاره بشود. حال کنیم.
 

راه اندازی سایت مشروطه

برای خواندن مطلبی درباره دروغگویی روحانیون از وبسایت مشروطه دیدن فرمایید. لینک اینجا