پست‌ها

نمایش پست‌ها از November, 2005
تصویر
گزارش هيئت تحقيق و تفحص:بدنبال انتشار فيلم جنجالی اظهارات احمدی نژاد در مورد سفرش به نيويورک، کميته حقيقت ياب متشکل از تعدادی آدمهای درست و حسابی مامور شدند تا در اين مورد تحقيق و تفحص کنند و با شاهدان عينی اين ماجرا گفتگو کرده و نتيجه را گزارش کنند. لذا با طرح سوال زير نظرات چند نفر از شاهدان عينی را جويا شدند:- ميدونيد که رئيس جمهور محبوب ما در مورد سفرش به سازمان ملل يه حرفهايی زده که ما نميدونيم راست ميگه يا شر و ورّه. لطفا شما که از نزديک شاهد ماجرا بوديد نظرتان رو بفرماييد.حاج آقا کوفی عنان: صددر صد راست ميگه. بحضرت عباس راست ميگه. اين تن بميره راست ميگه. چرا شما بهتان ميزنين به اون زبان بسته. من خودم شاهد بودم. خودم ديدم که موقع صحبتهای احمدی نژاد هيچ کس از جايش تکون نميخورد. آخه ميدونيد هربار که يه نفر ميره پشت تريبون سازمان ملل سخنرانی کنه، بقيه سران کشورها مرتب شلوغ ميکنن و از سر و کول هم بالا ميرن. پاکن و مدادتراش همديگه رو برميدارن. گوش بغل دستی شون رو می پيچونن. با هم کشتی ميگيرن و گاهی دعوا ميکنن. يه بار هم زدند لوله بخاری نفتی سازمان ملل افتاد توی صحن اجلاس. خلاصه خيلی…
يه سوال: جريان اون عربه به گوش تون خورده؟؟
سگ مطهر:اکه! همه کاسه کوسه هامون بهم ريخت. تازه داشتيم برای مقلدان و مومنين و مومنات تسهيلات جديد مذهبی را تنظيم ميکرديم و ميخواستيم امروز يا فردا اونا رو اعلام کنيم که همه چيز بهم خورد و زحمات ما به باد فنا رفت. آخه اين چه خبر ناگواری بود که روزنامه جمهوری اسلامی نوشت که ورود اون هاپوهه به حرم مطهر امام رضا يه توطئه بوده و توسط عناصر سود جو طراحی شده بود. آخه ما چيکار کنيم از دست شما؟ چقدر من بايد از دست اين اينترنت و وسائل ارتباطی و اينجور قرتی بازی ها حرص بخورم؟بابا جون! ما ميخواستيم همانجور که ماهی اوزون برون رو حلال اعلام کرديم ميخواستيم به ميمنت ارادت اون هاپوهه به عصمت و ولايت، از اين پس سگ رو مطهر اعلام کنيم. چند تا حديث و روايت آکبند آکبند از ته انبار حجره مون پيدا کرديم که مويد اين بود که هر که چند تا موی سگ را توی جانمازش بگذارد ثواب دو رکعت نماز او سنگين تر از کوه اورست است.قرار بود دولت همه سگها رو جمع اوری کنه و براشون اسکان متناسب با شان روحانی آنها فراهم کنه. قرار بود نگهبانهای ادارات و بانکها رو بندازيم بيرون و سگها رو جای اونها بزاريم تا مشکل بيکاری برادران و خواهران…
هم نوايی:قبل از انقلاب توی فيزيک يه پديده ای بود بنام اصل رزونانس يا تشديد يا همنوايی. نميدونم الان هم هست يا اون هم ممنوع شده ولی اون زمان يه اصل علمی بود که توی کتابهای علوم دبيرستان بود. هم نوايی يعنی اينکه اگر يه جسمی مرتعش بشه جسم مجاور خودش را نيز مرتعش کنه که گاهی جسم دوم ارتعاشش بيشتر از جسم اول خواهد بود.خب، اين جريانی که ميخواهم براتون تعريف کنم را شخصا از زبان يکی از علما شنيدم و بنظر ميرسد واقعی واقعی باشد. اون عالم که الان خیلی هم مشهور است برای من چنين تعريف کرد:اون قديم مديم ها که هنوز انقلاب نشده بود ، ما هنوز به آلاف و الوفی(يا علوف) نرسيده بوديم و مثل حالا سوار بنز ضد گلوله نشده بوديم و کمک هزينه ای که از دفتر مراجع عظام ميگرفتيم کفاف اموراتمون رو نميداد. بخاطر همين اگه ما رو برای خواندن روضه هرجا دعوت ميکردند با سرو کله ميرفتيم حتی اگه دهات اطراف شهر بود.يه بار توی وسط تابستون ما رو دعوت کردند به يه روستا تا بريم روضه بخونيم. خونه از اون خونه قديمی های کاه و گلی بود که معمولا يه طبقه اند. وقتی يا الله گويان وارد حياط خونه شدیم ديدیم تعدادی گوسفند و بز …
يک موضوع و سه خاطره:آقا! ما از اول بچگی تا بحال از نظر سلمانی شانس نياورديم و هميشه با آرايشگاهی که ميرفتيم مشکل داشتيم. نه اينکه فکر کنيد ما خيلی خوش تیپ بوديم و وسواس داشتيم که مبادا جای پای سلمانی روی کله ما بماند و ديگه دخترها ما رو نيگاه نکنند، بلکه بخاطر اين بود که چون کله ما يه خورده کج و معوج و قناسه ميترسيديم سلمانی ناشی قيافه مون رو از اين که هست بدتر کنه. لذا هميشه از دوستان آدرس يه سلمانی خوب رو می پرسيدم ولی از شانس بد ما هر کدوم اونها يه مشکلی داشتند که امروز ميخوام سه خاطره واقعی از سه تا سلمانی رو براتون تعريف کنم:خاطره اول:توسط دوستان و آشنايان يه سلمانی پيدا کرده بودم که مغازه اش نزديک پل کريمخان و کمی بالاتر از واحد دخترانه دانشگاه آزاد بود. اين سلمانی کارش بيست بيست بود. هر مدلی که ميخواستی برات ميزد. خودش بچه شمال بود وهنوز لهجه رشتی اش را از دست نداده بود. همه چيز اين آرايشگر خوب بود جز يک چيز و آن هم اين بود که خيلی چشم چران بود. باور کنيد چند بار اين مسئله برای من اتفاق افتاد که دقيقا در همان موقع که او مشغول تنطيم خط ريش يا ميزان نمودن حد و حدود سبي…
لب تاب ما هم سرقت شد!رئيس جمهور محبوب سازمان مللجناب حاج آقا کوفی عنانهمانطور که استحضار داريد در روزهای اخير موج سرقت های زنجيره ای لب تاب ها در سراسر جهان آغاز گرديده و باعث نگرانی عوام و خواص شده است. آخرين حلقه اين زنجيره غیر انسانی بسرقت رفتن لب تاب شريف ما بود که شرح ماوقع را معروض ميدارم:عاليجناب آق کوفی
روز يکشنبه چندم شوال المحرم، جهت خريد پاره ای اقلام ضروری از منزل خارج شدم و طبق معمول لب تاب فقيدم را به نیت استفاده از اوقات فراغت مثل نشستن در اتوبوس یا معطل شدن در صف نانوایی و غيره همراه خودم بردم.از آنجا که ايام الله کريسمس نزديک است فکر کردم بهتر است به يکی از فروشگاههای زنجيره ای اينجا بروم و مايحتاج هفتگی و همچنين مخلفات و ملزومات مناسک کريسمس را از يک محل واحد ابتياع کنم تا در وقت صرفه جويی کرده باشم.الغرض، در داخل فروشگاه بودم که متاسفانه احساس شديدی به قضای حاجت به من دست داد ، لاجرم راهی بيت الخلا شدم. حضرتعالی بخوبی مستحضريد که درب و ديوارهای توالت های اين فروشگاهها بسيار کوتاه است و فقط قسمت ميانی تنه شخص را استتار ميکند و پاها از پايين تا زانو و همچنين بخشی از قس…
ادامه سرگذشت مش تقی:خب، قرار شد ما يه واحد توليدی کنسانتره پشگل بزنيم. از اون روز به بعد توی کوچه و خيابون هرچی پشگل ميديديم جمع ميکرديم و ميريختيم توی يه کيسه پلاستيک تا بعنوان مواد اوليه کارخانه انبار شود. به فاميل و همسايه ها هم گفته بوديم که هر وقت گوسفندی رو قربانی ميکنند يا جايی پشگل اضافی ديدند برای ما جمع آوری کنند. اين بود که هميشه به هر مناسبت مهمانی ای بود مثلا جشن تولد يا ختنه سوران و غيره، فاميل هامون بجای هديه های متداول برامون يه بسته پشگل جمع آوری شده می آوردند.خلاصه حسابی افتاده بودم توی کار صنعتی و توليد. يه روز به ما خبر دادند مغازه ات را آب و جارو کن قراره سردار سازندگی به همراه مسئولين و مشاورين اقتصادی و فرهنگی و همچنين امام جمعه و جماعت محل و با حضور خبرنگاران رسانه های گروهی برای افتتاح و کلنگ زنی واحد توليدی شما تشريف بياورند. به همين خاطر رفتيم چند تا کلنگ شيک و آکبند خريديم و يه ريبان قرمز هم جلو درب مغازه چسبانديم تا در روز افتتاح توسط مقامات بالا دريده شود.فوری رفتيم بهشت زهرا به يکی از اون سنگتراشهای قبرستون که روی سنگ قبرها چيز مينويسند سفارش يه لوح يادب…
مش تقی نفت فروش:توی کوچه ما ، يه مغازه نفت فروشی قديمی بود که اسم صاحبش مش تقی بود. از زمانی که من خودم را ميشناسم قيافه مش تقی تغيير نکرده و هنوز هم همانجور که بوده هست ولی در فراز و نشيب های اين دوران ۲۷ ساله کسب و کار مش تقی مرتبا تغيير ميکرد و به جرات ميتوان گفت مغازه مش تقی آيينه کشمکشهای سياسی در ايران است.اولا کمی قيافه مش تقی را برايتان توصيف کنم: خنده دارترين قسمت صورت مش تقی اون سبيل هيتلری اش بود که مثل يه سوسک سياه بالای لبش قرار گرفته بود. بعضی از دندانهاش روکش طلا داشت و موقع بلند کردن پيت نفت، و زور زدن، دندانهايش ديده ميشد. يک گاری داشت که پيتهای نفت را روی آن ميگذاشت و به درب خونه ها ميبرد. از اون گاريهايی که هنوز هم توی بازار تهران استفاده ميکنند منتها نرده دارش. بعضی وقتها مش تقی يه لباس يک سره آبی تيره میپوشيد ولی بيشتر اوقات يه شلوار پارچه ای کهنه و يه کاپشن درب و داغون آبی رنگ ولی بهتر از مال احمدی نژاد به تن ميکرد. مغازه اش را ديگه نگو! همه جا چرب و نفتی، تاريک و پر از بشکه های بزرگ و کوچک و يه قيف حلبی خيلی بزرگ که به قيف رستم معروف بود.حالا بقيه را از زبان خود…
تصویر
بينواياناثر: ويکتور هوگو(عکس روی جلد کتاب بينوايان ج ۲)جلد دوم کتاب بينوايان اثر مرحوم ويکتور هوگو به بازار آمد. اين کتاب با کاغذ اعلای کاهی و در قطع وزيری توسط انتشارات حوزه هنرهای تجسمی گرمسار و در تيراژی دو سه تايی چاپ گرديد.در پشت جلد اين کتاب، گزيده زير که بخشی از اين اثر ادبی است چنين آمده است:”.... ژان والژان با قدمهای سنگين در پياده رو راه ميرفت . او در انديشه ای ژرف غرق شده بود که ناگهان بوی خيلی بدی به مشامش رسيد. با کنجکاوی فراوان رد بو را گرفت تا به کوچه پس کوچه های گرمسار رسيد. در آنجا ديد کسی کنار خيابان خوابيده. آهسته و آرام و درحالی که موظب بود کسی متوجه او نشود به نزديک منشا بو رفت و درحالی که دماغش را گرفته بود پرسيد: پسرم !اين بوی توست که اينجا را گرفته؟ خفه شديم. اه اه چيکار داری ميکنی؟- دارم تمرین میکنم . میخوام کیک زرد را غنی سازی کنم. بعدش ميخوام مهرورزی کنم. ژان والژان با مهربانی گفت: فرزندم! بلند شو .بلند شو برو دستشويی. اين مملکت که جای اين کارها نيست- ما می توانيم!“بها اين کتاب ۵۰۰۰ تومان است که همراه آن يک عدد کاپشن کرمی رنگ با مارک AHMADI NEJAD و همچنین…
تفسير يک حديث:

جوادي آملي در ادامه به ذكر روايت ديگري پرداخت كه پيامبر يكي از ياران خود را ديد كه جلوي چهارپاي خود لباسش را بالا زده است. علت را جويا شد. آن صحابه گفت حيوان گرسنه است و براي اينكه راه برود لباس را بالا آورده‌ام كه حيوان به اميد غذا به حركت خود ادامه دهد. پيامبر گفت: به حيوان هم وعده دروغ ندهيد. (منبع خبر)



مسئلتن:

وقتی لباستون را بالا ميزنيد چه چيز خوردنی برای يک اسب يا الاغ وجود دارد که به اميد خوردن اون دنبال شخص راه رفتن را ادامه ميدهد؟؟؟

برای توضيح اين شبهه بايد دانست که تفسير احاديث و روايات کار هر بُز نيست. برای درک معنا ی حديث شما بايد علم رجال بلد باشيد، علم کلام بدانيد ، تاريخ را خوب ياد گرفته باشيد و کمی هم علم ماتحت شناسی را ياد گرفته باشيد.

اون قديم قديما، اعراب باديه نشين کت شلوار که نداشتند، شورت و کرست و از اين قبيل قرتی بازی ها هم هنوز اختراع نشده بوده لذا مردمان صحرا نشين عربستان يک لباس بلند يکسره داشتند بنام دشداشه که خيلی لباس ساده و راحتی بود. نه دکمه ای داشت و نه زيپ و نه کمربند و از اين قبيل قر و فرّها. يک چيزی بود مثل لنگ. از مزايای اين لباس علاوه بر …
مملکتِ سگی:من سگ نيستم ولی سگها را دوست دارم(امام ملا حسنی رضوان الله عليه)به کانادا ميگن مملکت سگی. دليلش هم اين استکه اولا تعداد سگهاش از تعداد آدمهاش بيشتره ثانيا قوانين حمايت و حقوق سگها سفت و سخت تر از منشور سازمان ملل در مورد حقوق بشر رعايت ميشود. از نظر قانون کانادا فرقی بين يه سگ با يه آدم حسابی وجود نداره. جالبه که خود سگها هم اينو ميدونند و رعايت ميکنند(اين تصوير رو ببينيد و حال کنيد)آقا جون! هر بار که ما وارد آسانسور اين ساختمان مسکونی مون شديم سر وکله يه سگ پيدا شد که با ديدن ما هيجانزده شده و برای عرض ادب بسمت ما ميايد و تمام اعضا و جوارح ما را بو میکشد و بازرسی بدنی ميکند. بخاطر همین امر ما به سگ شناسی علاقه مند شده و مدتی است که تحقيقات علمی گسترده ای درمورد سگ و توله های آن را شروع کرده ايم.توی خيابونهای تورنتو ،توی پارکها، جلو خونه ها و بقيه جاهای اين مملکت خراب شده شما مردم زيادی رو ميبينيد که برای هواخوری سگشون را به بيرون آورده اند و با خود مسيری را قدم ميزنند. البته هيچ سگی در بيرون حق ندارد بدون قلاده باشد به همين خاطر بيشتر مردم قلاده بدستند. سگها آنقدر متفاوت…
طرز تهيه دوغ آبعلی:از آنجا که اون حسن آقا در وبلاگش به مردم طرز تهيه شراب را آموزش ميدهد تا آنها را از راه دين و ايمان بيرون برده و کمونيست و از خدا بيخبر کند، امروز تصميم گرفتيم برای صيانت از گمراهی مردم هميشه در صحنه طرز تهيه دوغ آبعلی گازدار که از میوه های بهشتی است را آموزش دهم:مواد لازم:- يخچال فريزر: به مقدار کافی- کاسه بزرگ سفالی آبی رنگ : به ميزان دلخواه- آب : يک سطل مرباخوری- نمک : يک قاشق چای خوری- گاز(برای گازدار شدن دوغ): يک کپسول پيک نيک- دوغ آبعلی: چند بطری- بقيه مخلفات : به ميزان دلخواهطرز تهيه:ابتدا بدويد سر کوچه محله تون و از بقالی محل چند بطری دوغ آبعلی گازدار ابتياع کرده و به خانه برگرديد.اگر بقالی دوغ آبعلی نداشت و گفت مشابه اش را داريم گول نخوريد و نخريد چون ممکن است کوکاکولای سفي…
حُسنی مبارک هم فيلتر شدبا اجرای طرح فيلترينگ سايتهای مستهجن و وبلاگهای سکسی از سوی حکومت اسلامی، کلمه حسنی مبارک رئيس جمهور مادام العمر مصر نيز فيلتر گرديد.بدنبال اين اقدام، کاردار سابق ايران در قاهره که برای يک سفر تجاری و فروش گليم به مصر سفر کرده بود از سوی دولت حسنی مبارک به وزارت خارجه مصر احضار شد و پس از زدن چند چَک آبدار و پيچوندن گوش وی، اعتراض دولت مصر را به وی ابلاغ کردند.کاردار سابق ايران ضمن تشکر بخاطر اون چک آبدار، گسترده شدن روابط تجاری دو کشور مصر و ايران را خواستار شد و تعهد نمود در اسرع وقت موضوع را به دولت متبوعش اطلاع و پاسخ مناسب را پيگيری نمايد. ***ظاهرا مکانيسم فيلترينگ جديد ديگر بر اساس آدرس سايتهاو يا آدرس آيينه آنها نيست بلکه بر اساس تشخيص کلمات بکار رفته در عناوين سايتها و وبلاگهای مستهجن است. مثلا کلمه ”پورنجاتی“ فيلتر ميشود چون ابتذای آن با ”پورن“ آغاز شده که خيلی سکسی است. يا مثلا کلمه” زنجان“ فيلتر ميشود چون در آن ”زن“ وجود دارد.(بگذريم از اون ”جان“ که ظاهرا يک آدم خارجی است و معلوم نيست با”زن“ و نامو…
تصویر
تحليل روانشناختی و اخلاقی از جوک های ايرانی:

بدليل کمبود سوژه ، بد نيست هر از چند گاه يکی از جوکهای ايرونی رو تحليل و تفسير کنيم چون بعضی از انها خيلی آموزنده اند. شما هم اگر جوک مناسبی يادتون هست بنويسيد تا آنها را هم در آينده مورد تجزيه قرار دهيم. (مهم نيست جوک قديمی باشد يا جديد)اين جوک را همه تون ميدونيد ولی شايد به عمق و ژرف معنای آن دقت نکرده باشيد:يه لری شبه زفاف ميره توی حجله. مطابق رسم و رسومی که هنوز هم در بعضی از نقاط کشورمون وجود دارد گروه ارکستر محلی بيرون اتاق منتظرند بمحض شنيدن صدای جيغ مخصوص، رهبر ارکستر فرياد ميزند: بَزنيد! منظورش اين است که ساز و آواز را شروع کنيد. گروه ارکستر هم با دستور رهبر معظم ارکستر ،طبل های بزرگی که با يک تسمه چرمی از گردنشان آويزان است و گوشتکوب بزرگی که در دست دارند را بصدا در می آورند و همه با هم و وحدت کلمه به پايکوبی و رقص روی می آورند.خلاصه يه بار همين که صدای جيغ فرا بنفش از اتاق بيرون اومد گروه موزيک شروع به نواختن کرد و ميهمانها مشغول رقصيدن شدند. در همين موقع داماد سراسيمه در حاليکه زيپ شلوارش را بالا ميکشيد و صورتش سرخ و گلگون شده …
رويت هلال ماه:اطلاعيه مهم دفتر ملا در مورد رويت هلال ماه:حسب اطلاع موثقِ خادم و خادمه مسجد محله ما که طبق معمول سنوات گذشته دهه سوم ماه مبارک رمضان را در پشت بام ميخوابند، در شب گذشته شیء مشکوکی را مشاهده کردند که يحتمل هلال ماه شوال بوده است فلذا ضمن قبولی طاعات و عبادات شما روزه داران عزيز، روز عيد فطر يا پنجشنبه خواهد بود يا جمعه و يا شنبه هفته بعد و اگر هيچکدام از اين ايام نشد احتمال قريب به يقين روز يکشنبه هفته آينده اعلام ميگردد.البته از آنجايی که ماه رمضان چند سال پيش را ۲۸ روزه اعلام کرده بوديم بد نيست جهت تصفيه حساب بدهی شما عزيزان، رمضان امسال را ۳۲ روزه اعلام کنيم. اينجوری بهتر است. از قديم گفته اند حساب حساب کاکا برادر.در ضمن اگر بعدا ثابت شود که آن شیء مشکوک را که خادم و خادمه مسجد بر روی پشت بام ديده اند هلال ماه نبوده بلکه آندو نفر در آن بالای پشت بام در تمام اين مدت مشغول مهرورزی بوده و ما را سر کار گذاشته اند، در آن صورت روزه یکماهه شما باطل است و بنا بر احتياط واجب بايد يک ماه ديگر روزه بگيريد و غسل جنابت بجا آوريد.والسلام عليکم و رحمت الله و برکاتهآخر ماخ…