مصاحبه با یک جوان ایرانی:

اخیرا باخبر شدیم یکی از داشجویان عزیز که برای ادامه تحصیل به کانادا آمده بخاطر یک بوسه کوچولو در آسانسور٬ به سه ماه زندان محکوم شده.
برای اطلاع از کم و کیف قضیه٬ خبرنگار ما با این جوان رعنا مصاحبه کوتاهی انجام داده است که ملاحظه میفرمایید:

- ای جوان رعنا! چی شد که اینجوری شد؟ آیا این درست است که شما ممه یک خانم را در آسانسور ماچ کرده‌اید؟

- بسم الله الرحمن الرحیم. رب الشرح لی صدری و یسرلی امری والحلل عقده من لسانی یفقه قولی.
با درود به روان پاک بنیانگذار جمهوری اسلامی و با درود و سلام به مقام عظمای ولایت و با عرض تبریک بمناسبت دهه مبارکه فجر و پیروزی حق بر باطل٬ راستش اینها همه پروپاگاندای رسانه‌های غربی است تا نام ایران اسلامی را خراب کنند و با ایجاد جنگ روانی و تبلیغات منفی زمینه صدور قطعنامه تحریم در شورای امنیت را فراهم نمایند.

- ببخشید. ما خبرنگار صدا و سیما نیستیم. راحت باشید. لطفا بفرمایید اون ممه‌های استکباری چجوری بود؟ بادمجونی بود یا دلمه‌ای؟
- نه آقاجان! اصلا بدرد نمیخورد. مالی نبود. مزه خاک اره میداد.
- مگر خوردی؟
- نه بابا. فقط یک ماچ کوچولو کردم. اصلا حقیقتش را بخواهید این بود که ممه او به لب‌های من خورد. درواقع من باید از او شاکی میشدم.
- مرد حسابی! چرا اینکار رو کردی؟ مگر اینجا ایرانه. میدونی با این کارت آبروی جامعه ایرانی را بردی؟
- بیخود جوش آبروی ایران را نزن. آبروی ایران را دیگران دارند میبرند. من فقط یک یک بوس کوچولو کردم. گاز که نگرفتم!
اصلا تقصیر خودش بود. توی اسانسور شلوغ بود. چند نفر کنار هم ایستاده بودند. من هم جلوی در بودم. وقتی که اون خانمه خواست از آسانسور بیرون برود مجبور بود از لابلای بقیه افراد رد شود و در نهایت از جلوی من عبور کند. همینکه از مقابل من داشت عبور میکرد یکی از ممه‌هایش دقیقا سپر به سپر بطرف صورت من می‌آمد. وقتی که خیلی نزدیک شد یک دفعه احساس کردم یک چیز نرمی به لبهای من خورد. من هم که اهل تعارف و اینجور چیزا نیستم. دو سه قلپ خوردم!
- در خاتمه اگر پیامی برای خوانندگان این وبلاگ دارید بفرمایید.

- البته من کوچکتر از آنم که به خوانندگان وبلاگ شما پیام بدهم ولی پیام من به آنها این است که هر وقت دیدند ممه یک خانمی از جایش بیرون آمده و جلوی صورت شما قرار گرفت فورا آن را نبوسند بلکه با احتیاط آنرا به سر جای خودش برگردانند .

چه کنیم تا صلاحیت‌مان رد نشود؟

چه کنیم تا صلاحیت‌مان رد نشود؟

من نمی فهمم این اصلاح‌طلبان عزیز چرا اینقدر شلوغ میکنند؟
آدم باید انصاف داشته باشد. شما یک لحظه خودتان را جای هیئت های اجرایی و نظارت قرار بدهید. آخه اون بدبخت‌ها از کجا بفهمند که شما التزام عملی به اسلام دارید یا خیر؟ آنها که با شما دشمنی ندارند.
این وظیفه شما است که به یک طریقی مسلمان بودن خودتان را برای آنها ثابت کنید. آنها که علم غیب ندارند. از کجا بفهمند که شما واقعا مسلمان هستید یا کافر؟
من شنیدم یکی از افرادی که صلاحیتش را رد کرده‌اند رفته است مجلس و آنجا با صدای بلند شهادتین‌اش را گفته تا بدینوسیله ادعای مسلمان بودن خود را ثابت کند.
آقاجان اینطوری که نمیشود. مملکت حساب و کتاب دارد. قانون و مقررات دارد. ادعا کردن کافی نیست. باید شما به طریقی التزام عملی خود را ثابت کنید.
بنظر من هرکس میخواهد برود برای مجلس کاندیدا شود باید لااقل یکی از کارهای زیر را انجام دهد تا صلاحیتش رد نشود:

- وقتی برای ثبت نام به فرمانداریها مراجعه میکنید حواستان باشد حتما زیپ شلوارتان باز باشد و شورت تان شکافدار باشد. این یک روش ساده‌ و کم خرجی است برای اثبات اینکه شما ختنه شده‌اید و مسلمان زاده بدنیا آمده‌اید و دلیل محکمی است بر التزام عملی شما به اسلام و مقررات آن.

-اگر خجالت میکشید زیپ شلوارتان باز باشد و یا اگر اون ماجرا خیلی کوچک است و قابل رویت نیست٬ بهتر است یکی دو روز قبل از ثبت نام به عکاسی بروید و از روی آن٬ دو قطعه عکس۴ *۳ برقی تمام قد بدون روتوش و با حجاب اسلامی تهیه کنید. سپس عکس‌ها را پشت نویسی کنید. یادتان باشد مشخصات خودتان را حتما بنویسید که بعدا قاطی پاطی نشود و معلوم شود که مال شما کدام است.
برای محکم کاری و احتیاط بیشتر بهتر است دوتا فتوکپی خوانا هم از خودتان (پشت و رو) گرفته و به تایید کلانتری محل یا پایگاه بسیج و یا اداره ثبت احوال محل تولد خودتان برسانید و همه مدارک را مرتب کرده داخل یک پوشه بگذارید و موقع ثبت نام تحویل مسولین مربوطه دهید.
انشالله صلاحیت‌تان تایید میشود.

طریقه نوشتن مقالات علمی:

طریقه نوشتن مقالات علمی:

دوستان عزیز دانشجو!
اساتید دانشگاه و محققین گرامی!
دست نگه دا رید!
بیخود زحمت درس و تحقیق را به خودتان ندهید و عمرتان را بیهوده تلف نکنید.
من یک راهی را پیدا کرده‌ام که برای نوشتن مقالات علمی دیگر لازم نیست مطالعه کنید و تحصیلات علمی داشته باشید.
برای این کار فقط کافی است شما به اندازه یک آدم دیپلم ردی سواد داشته باشید و البته یک دیکشنری جیبی فارسی به انگلیسی هم تهیه کرده باشید.
بر پایه این روش٬ این مهم نیست که شما چه مطلبی و با چه کیفیتی می‌نویسید بلکه مهمترین عامل تبدیل مطلب بی محتوای شما به یک مقاله علمی ناب٬ استفاده از کلمه‌های انگلیسی بصورت یک خط در میان در لابلای جملات نوشته شده است.
مثلا من یک مقاله علمی نوشته‌ام که برنده جایزه نوبل شده و چند سال است که از آن بعنوان ماخذ در دانشگاه هاروارد استفاده میشود و از روی آن به دانشجویان رشته‌های مختلف دیکته میگویند:

کوکب خانم زن (Woman) پاکیزه و تمیزی است. وقتی که میخواهد شیر (Milk) گاوش را بدوشد ابتدا دستانش را با آب(Water) و تاید می شوید و موهایش را خیس میکند و با گاز پیک نیک سشوار می‌کشد. دندان‌هایش را مسواک میزند و(And) چلمش را با آستینش پاک می‌نماید.
کوکب خانم همیشه روی دبه شیر را با(With) پارچه تمیزی می‌پوشاند تا مگس توی آن نیافتد و غرق نشود.
کوکب خانم زن خانه‌دار زرنگی است. هروقت یک(One) مینی بوس میهمان سرزده به خانه او میریزند٬ او (She) هول نمیشود و با شوهرش دعوا نمیکند تا برود از بیرون غذا بخرد بلکه فورا به لانه مرغها میرود و از زیر(Under) مرغها چند تا تخم مرغ درشت برمیدارد و با آنها(Those) نیمروی خوشمزه درست میکند و جلو میهمانها میگذارد.
کوکب خانم در(Door) فعالیتهای اجتماعی نیز فعال است و همیشه در راهپیمایی‌های روز (Day) قدس شرکت میکند و علیه جنایات رژیم صهیونیستی در نوار (Caset) غزه شعار میدهد.
کوکب خانم وبلاگ هم دارد و هرروز مطالب جالبی می‌نویسد.
شب بخیر آقای گنجی!

من این اکبر آقای گنجی را خیلی دوست دارم ولی این موضوع باعث نمیشود پاسخ اظهارات چند روز گذشته‌اش را ندهم.
ایشان گفته بود: جمهوری اسلامی یک حکومت ارتجاعی نیست بلکه خیلی هم مدرن است.
من فقط به چند واقعیت در جمهوری اسلامی اشاره میکنم و قضاوت را به خود آقای گنجی محول میکنم:
۱- حدود سی سال است که در حکومت اسلامی مجرمین را به شیوه‌های قرون وسطایی و عصر حجری مجازات میکنند. مثلا طرف را از بالای کوه به پایین پرت میکنند. یا اینکه او را سنگسار میکنند و یا دست و پایش را بطور قطع میکنند یا تازیانه میزنند و ...
این نشانه مدرنیزه بودن است یا مراجعت به اعماق تاریخ؟

۲- در حکومت اسلامی پوشیدن چکمه برای خانمها نشانه تبرج است و با آن برخورد میشود. این نشانه جاهلیت است یا مدرنیزه بودن؟

۳- در حکومت اسلامی داشتن وکیل برای متهم عملی است ناخوشایند و چه بسیار اتفاق افتاده که خود وکیل بیچاره را هم بخاطر دفاع از متهم انداخته‌اند توی زندان.
بنظر شما این رویه قضایی نشانه تمدن است یا برگشت به اعماق تاریخ؟

۴- یکی از چیزهایی که خیلی جالب است این است که حکومت اسلامی با ظواهر مدرنیزاسیون سر ناسازگاری دارد. مثلا شما ببینید هنوز هم مشکل مخفی کردن و نشان ندادن سازهای موسیقی به هنگام نواختن یک آهنگ و یا سرود معمای حل ناشدنی است. حکومتی که هنوز مسئله به این واضحی را نمیتواند حل کند٬ چگونه میتواند جامعه را مدرنیزه کرده باشد؟

۵- مطابق قانون اساسی حکومت اسلامی٬ یک زن نمیتواند رئیس جمهور شود. آیا این یک نگاه مرتجعانه به زن نیست؟

۶- رئیس قدیمی ترین و مهمترین آکادمی ایران (دانشگاه تهران) را یکنفر غیر دانشگاهی گماشته‌اند برای اینکه جلوی انحراف و فساد دانشجویان گرفته شود. آیا این یک برخورد ارتجاعی با علم و دانش نیست؟

جوراب من کجاست؟

من دیشب جورابم را همین کنار کامپیوتر ار پایم درآوردم و الان هرچه میگردم نیست که نیست.
کی اون رو برداشته؟


شعبه ۱۱۰ اخذ رای:

اون قدیم‌ها یک روشی برای ترک سیگار بود که خیلی موثر بود . بعنوان مثال به فرد سیگاری٬ یک شکلات مخصوصی میدادند که شکل و قیافه‌اش خیلی شبیه سیگارمعمولی بود ولی مضرات سیگار واقعی را نداشت. لذا با این روش نیاز روحی و روانی معتادان به سیگار خنثی میشد و بتدریج آن فرد سیگار را ترک میکرد.


من هم بخاطر اینکه بعضی از دوستان و هموطنان علاقه‌مند و معتاد خویش به دادن (منظور رای دادن است) را ترک بدهم٬ از امروز یک صندوق رای گیری پای هر مطلب قرار داده‌ام که دوستان عزیز هر وقت اینجا تشریف می‌آورند چند تا رای بدهند و اشتهایشان برای دادن‌ به غریبه‌ها کم شود. شاید با این روش اسلام زودتر پیاده شود.

یادتان باشد در این روش رای گیری لازم نیست مشت محکم بزنید. فقط روی اون ستاره‌ها کلیک کنید.
جمهوری اسلامی شعبه تورنتو:

شانس رو می‌بینید؟ کنار دریا هم برویم٬ دریا خشک میشود و مجبور میشویم برگردیم توی وان حمام خونه خودمون شنا کنیم.
ما از دست مسخره‌بازیهای جمهوری اسلامی و بازار مکاره‌ای که به نام دین و در حقیقت برای خالی کردن جیب خلق الله درست کرده‌اند فرار کردیم و به کانادا آمدیم تا دیگر شاهد جهالت مردم ساده لوح و گوسفند منش نباشیم اما نمی‌دانستیم که قبل از اینکه پای ما به این سرزمین کفر برسد٬ جمهوری اسلامی برایمان در اینجا شعبه زده تا احساس دلتنگی نکنیم و بقول معروف «هوم سیک» نشویم.

آقاجان! امان از جهالت مردم! انگار این مردم هرجا که بروند جهالت خود را هم همراه می‌برند.
حالا قضیه چیست؟
اینجا یعنی توی تورنتو٬ یک مسجدی هست که نمونه تمام و کمال جمهوری اسلامی است. آیینه تمام نمای ولایت فقیه ولی در ابعاد کوچکتر آن است. این دو اینقدر شبیه هم هستند که انگار شما یک هویجی را از وسط به دو نیمه قاچ کنید.
این مسجد در واقع یک عبادتگاه نیست بلکه محلی است برای کسب و کار آخوند مربوطه. دین و دینداری و خدا و پیامبر و عبادت و عاشورا و شب احیا و غیره و غیره همه بهانه هایی هستند برای پر کردن جیب حاج آقا. دقیقا عین وضعیت حاکم بر جمهوری اسلامی.
تا زمانی که هر دینداری برای برقرار کردن ارتباط معنوی و درونی‌اش به معبودش ٬ به آخوند و کشیش و موبد متوسل میشود٬ باید انتظار داشت تا مورد سواستفاده‌ نمایندگان دروغین خدا قرار گیرد.

جمهوری اسلامی در یک شرایط خاص زمانی و در اثر خلا آگاهی جمعی٬ از حکومت دینی مسیر انقلاب مردمی سال ۵۷ را تغییر داد و نهایتا تبدیل به یک نظام سلطانی گردید که تمام تصمیمات مهم کشور توسط یکنفر و آنهم شخص سلطان گرفته میشود و در عوض شخص سلطان به هیچ کس پاسخگو نیست.
همین وضعیت هم در مورد این مسجد اتفاق افتاده. من داستان این مسجد را از طریق یک یکی از افراد مطلع دریافت کردم.
ظاهرا مکان این مسجد توسط یک پولدار عراقی هدیه داده شده تا از آن برای عبادت استفاده گردد ولی این آخوند زرنگ در یک اقدام زیرکانه قراردادی را با او می‌بندد و ملک مورد نظر را بنام خود به ثبت میرساند و بدین ترتیب مسجد تبدیل میشود به ملک شخصی حاج آقا.
حالا مردم از همه‌جا بیخبر هم وقتی مراسم دینی را میخواهند بجا آورند به آنجا میروند و مبالغی را به مسجد پرداخت میکنند. آنها نمیدانند که آنجا در واقع ملک شخصی آقاست و پولهایی که میدهند یکراست به جیب حاج‌آقا میرود.
ظاهرا و براساس شنیده‌های من٬ چند سال پیش چند نفر از حاج‌آقا میخواهند بیاید یک گزارش مالی در مورد درآمدهای هنگفت مسجد و موارد مصرف آنها بدهد که حاج‌آقا میفرمایند به شما چه مربوط؟ اینجا ملک شخصی من است و بعد از من به خانواده‌ام میرسد. لذا این غلط‌های زیادی به شما نیامده!
شباهت با جمهوری اسلامی را ملاحظه میفرمایید یا نه؟
من از دست این حاج آقا اصلا ناراحت نیستم. این یک آخوند است و اگر غیر از این بکند جای تعجب دارد ولی من در تعجبم از جهالت این مردم.
ای بدبخت‌هایی که به خاطر «رضای خدا» پولتان را انفاق میکنید٬ آیا شده یکبار به خود جرات بدهید و از کسی که پول را دریافت میکند بخواهید در مقابل این عمل شما پاسخگو باشد؟ اصلا جرات آنرا دارید؟
درست عین همین وضعیت در حکومت اسلامی شاهد هستیم. ای بدبختهایی که زرت و زرت به پای صندوقهای رای گیری میروید و آدمهای فرصت طلب و حقه باز و ریاکار را به قدرت میرسانید٬ آیا تا بحال از آنها خواسته‌اید که نسبت به رای شما پاسخگو باشند؟
اگر آنها پاسخگو نیستند شما چرا دوباره رای میدهید؟

گاز:

در پی قطع گاز در برخی از استان‌ها و بروز مشکلات و کمبودهای اخیر٬ واکنشهای جالبی از سوی افراد مختلف نشان داده شد که برخی از آنها را در اینجا میخوانید:

مقام معظم رهبری: آحاد ملت باید بدانند اگر قرار باشد بین گاز و لگد یکی را انتخاب کنید باید لگد را انتخاب کنید. هرزمان که شخصا ببینم گاز بهتر است خودم اولین نفری خواهم بود که آنرا بگیرم.

رئیس جمهور محبوب: من از همه ملت عزیز ایران میخواهم بیایند محله ما زندگی کنند. نه گازش قطع میشه و نه گوجه فرنگی‌اش گرونه.

کروبی: آخه این چه وضعیه؟ توی این مملکت آدم جرات نمیکنه نیم ساعت بخوابه. از زمانی که از خواب بیدار شدم دیدم گاز ما را قطع کرده‌اند.

جنتی: مملکتی که شرکت گازش زیر نظر شورای نگهبان نباشد همین میشود که می بینید. باید اول صلاحیت مشترکین گاز را بررسی کنیم و اگر معتقد به نظام و رهبری بودند گاز آنها را وصل کنیم. همینطوری که نمیشود.

اخبار صدا و سیما: موج سرما و یخبندان سراسر امریکا را در هم کوبید و آنها را بدبخت کرد. به گزارش واحد مرکزی خبر از واشنگتن مردم امریکا بدلیل قطعی گاز همگی سرما خورده اند و قرص سرماخوردگی هم ندارند. آب دماغشان هم راه افتاده و خواهان سرنگونی رزیم جورج بوش شده اند.

یک خواننده کیهان: از مسولین عزیز خواهش میکنم مقداری فشار گاز را کم کنند تا ما کمتر به گناه آلوده شویم.


ختنه درزبانهاي مختلف :

ايتاليايي: دولينو بريدینو
هندي: دولاهه كوتاهه
ژاپني: دولميشي كوتابيشي
عربي: الدول تحت الساتور
فرانسه: دو- دولیسیون اپوزیسیون
انگليسي : دودوليشن بريديشن
آلماني: ايشدول زوختول بریدوخ
افغاني: هي دودول بريده

(از ایمیل‌های رسیده)

مکالمات واقعی درگیری تنگه هرمز منتشر شد:

آقاجان! هم نوار پنتاگون جعلی بود و هم نوار منتشر شده توسط سپاه. اصل مکالمات رد و بدل شده بین قایق‌های سپاه و ناو‌های نیروی دریایی امریکا در تنگه هرمز بدست من رسیده که آنرا برایتان پیاده کرده‌ام:

قایق تندرو: بسم الله القاسم الجبارین! شما تا یک دقیقه دیگر منفجر میشوید!
ناو امریکایی: برو کنار جوجه! بزار باد بیاد!
قایق تندرو: بمن گفتی جوجه؟ الان بهت نشان میدم!
ناو امریکایی: جرات داری یک قدم جلوتر بیاد همچی میزنم که آش و لاش بشی.
قایق تندرو: اشهد ان لا اله الی الله...
(چند دقیقه میگذرد ولی اتفاقی نمی‌افتد...قایق همچنان بی‌حرکت وسط آبها ایستاده... ظاهرا اتفاقی افتاده... امریکایی‌ها حسابی گیج شده‌اند که چه اتفاقی افتاده...)
ناو امریکایی: پس چی شد؟ چرا حمله نمیکنی؟
قایق تندرو:اِ... چیزه... راستش...یادم رفته چاشنی انفجار را بیارم. همش تقصیر این مسئول تدارکاته. خدا لعنتش کنه. چاشنی‌ها را گذاشته توی انبار و آنجا را قفل کرده و خودش رفته اردبیل پیش زن و بچه‌اش. آخه میدونی! اونجا برف اومده و گاز قطع شده و حسابی اوضاع بهم ریخته. این مسئول تدارکات ما هم رفته پیش زن و بچه‌اش . حالا باید صبر کنیم تا برف ها آب بشن و دوباره مملکت شروع به کار کنه و مسئول تدارکات ما برگرده. پس هروقت برفها آب شد دوباره برمیگردیم.
خلاصه شرمنده! ببخشید مزاحم شدیم! با اجازه!
ناو امریکایی: بسلامت. سلام برسون. شما که عرضه ندارید شلوارتان را بالا بکشید و با آمدن نیم متر برف مملکت‌تان بهم میریزه چرا اینقدر مزاحم ما میشوید.

کشور نگو هلو بگو:

خوش بحال کسانی که زیر سایه حکومت گل و بلبل جمهوری اسلامی زندگی میکنند.
توی این کانادا اگر از آسمان سنگ هم ببارد محال است دانشگاهها و کارخانه جات و مراکز اقتصادی را تعطیل کنند. لامصبا مثل خر کار میکنن.
خوش بحال کشور اسلامی خودمون. اصلا کشور نگو هلو بگو!
الان بیش از یک هفته است کرکره مملکت را پایین کشیده‌اند و همگی رفته‌اند زیر کرسی. نه کاری دارند نه درس و مشقی. هیچکس نگران آینده نیست. اصلا نگرانی مال این خارجی‌های بدبخت کافر است که شب و روز کار میکنند و زحمت میکشند. ماشالله قیمت نفت شده صد دلار. حساب خزانه پرشده. حالا اینها را میخوریم و تا بعدش خدا کریمه.

شنیدم همه کلاسها تعطیل شده حتی دبیرستانها و دانشگاهها و موسسات تحقیقاتی. نه تنها گاز در بیشتر نقاط سردسیر کشور قطع شده بلکه از امروز برق و حتی تلفن هم در بعضی از مناطق قطع شده. نانوایی‌ها بدلیل نبود گاز دوباره به دوران عصر حجر برگشته‌اند و با سنگ چخماق و هیزم آتش درست میکنند. خلاصه شیرازه مملکت با آمدن نیم متر برف از هم پاشیده و کشور به خواب زمستانی عمیق فرو رفته. درست مثل جانوران خونسرد. آخه این چه وضع کشورداری است؟
جالب است که به رسانه ها و روزنامه‌نگاران دستور داده‌اند از انعکاس کمبودها ناشی از قطع گاز و مواد سوختی خودداری کنند و بیشتر در مورد مشکلات فرهنگی جوامع غربی مطلب بنویسند.
واقعا بنظر شما این حکومت نباید بخاطر این بی‌لیاقتی‌ها در مقابل مردم پاسخگو باشد؟
البته حرفم را پس میگیرم. آیا ملت ما اصولا اهل بازخواست کردن و پاسخ طلبیدن هست یا اهل تملق و ریاکاری منفعت طلبی؟
واقعا اگر مردم ما با دیدن این همه بی‌عرضگی‌ها باز بروند پای صندوق‌های انتخابات٬ آنوقت باید گفت: خلایق هر چه لایق.

پیشگوی‌های نوستراداموس درباره سال ۲۰۰۸

سال ۲۰۰۸ آبستن حوادث عجیب و غریبی است که البته آقای نوستراداموس همه آنها را پیش‌گویی کرده است:

۱- در سال ۲۰۰۸ امام زمان ظهور خواهد کرد ولی قبل از اینکه جهان را پر از عدل و داد کند بجرم مخالفت با ولایت فقیه بازداشت و روانه اوین میگردد. اتهامات نامبرده تلاش برای براندازی نظام و توهین به مسولین و همچنین غیبت غیر موجه عنوان میگردد.

۲- در سال ۲۰۰۸ برای اولین بار یک خانم خوشگل رئیس جمهور ایالات متحده امریکا خواهد شد. در پی این رویداد بی‌سابقه٬ مقام معظم رهبری بلافاصله خواهد گفت: حالا دیگه وقتشه! آخ جون! باید در اسرع وقت با امریکا ارتباط برقرار کنیم. من خودم پیشقدم میشوم.

۳- در سال ۲۰۰۸ خبرهای زیادی از ایران منتشر خواهد شد. در این سال چیزی به‌نام انتخابات مجلس برگزار خواهد شد که باز مثل همیشه شورای نگهبان صلاحیت همه را رد میکند و اسامی یک مشت آدم لبو ضفت به لطف امدادهای غیبی از داخل صندوق‌ها بیرون خواهند آمد. هارت و پورت کروبی هم بجایی نخواهد رسید. اصلاح‌طلبان از رو نخواهند رفت و تصمیم میگیرند برای انتخابات بعدی برنامه ریزی کنند و مردم را به پای صندوق‌ها دعوت کنند.

۴- در سال ۲۰۰۸ شیرمردی از سلاله پاک وبلاگ نویسان ظهور خواهد کرد و در زیر زمین منزلش یک بلاگرولینگ وطنی اختراع خواهد کرد تا بوسیله آن مشگل پینگ کردن بلاگ‌نویسان فارسی برای همیشه تاریخ مرتفع گردد.

۵- در تابستان سال ۲۰۰۸ دوباره مبارزه با بدحجابی شدت خواهد گرفت. در تابستان پوشیدن پوتین آزاد میشود ولی پوشیدن دمپایی لاانگشتی از مصادیق تبرج است و با آن برخورد میشود. همچنین این‌بار نیروی انتظامی به هرچیز قلمبه‌ای گیر خواهد داد. خدا به داد خانم‌های تپل برسد!