تحصن و اعتصاب غذا:

تا درست شدن بلاگرولینگ اینجانب در تحصن هستم.

توی این مدتی که ما در اعتصاب غذا هستیم شما بروید اینجا را بخوانید
دیدید گفتم این اطلاح طلبان هدفی جز حفظ حکومت اسلامی ندارند و شعارهای آزادیخواهی و مردمسالاریشان برای فریب مردم است؟-
مصاحبه اختصاصی با حاج‌آقا گلستانی:

مصاحبه‌گر: حاج‌آقا. اخیرا دشمنان اسلام برای ضربه زدن به انقلاب و اهداف مقدس آن اقدام به انتشار فیلمی از جنابعالی کرده‌اند که مشغول ارشاد یک خانم جوان هستید. نظر جنابعالی در این مورد چیست؟

حاج‌آقا: بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین. الحمدلله رب العالمین
اوصیکم به تقوالله!
ای بندگان خدا تقوای الهی پیشه کنید تا به رستگاری و سعادت برسید و در قیامت از نعمتهای بهشتی بهرمند شوید. بحث تقوا مبحث بسیار مفصل و شیرینی است که در این مختصر نمی‌گنجد ولی اجازه دهید با چند روایت وارد این بحث شویم...

خبرنگار: خیلی ببخشید حاج‌آقا. این مصاحبه برای صدا و سیما نیست بلکه برای سایتهای اینترنتی است. شما خودتان را زحمت ندهید که در مورد تقوا برای مخاطبین ما توضیح دهید. اینها خودشان این چیزها را میدانند. لطفا بروید سر اصل مطلب.

حاج اقا: و اما در مورد بحث شیرین آن همشیره. قضیه اون خانم مفصل است و ریشه آن برمیگردد به وقایع صدر اسلام و جنگهای پیامبر عظیم الشان اسلام و...

خبرنگار: حاج‌آقا. باز هم ببخشید. خیلی عذر میخوام. لطفا مقدمه‌های تاریخی قضیه را قیچی کنید و بروید سر اصل مطلب. خواننده‌های ما نوشته‌های طولانی را دوست ندارند.

حاج‌آقا: آقاجان. اینطور که نمیشود! من باید از صدر اسلام شروع کنم و با آیات و روایات قضیه را برای شما باز کنم و سپس وصلش کنم به جریان کرب‌وبلا و بعد شروع انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی قدس سره تا بالاخره برسیم به اون همشیره.

خبرنگار: حاج‌آقا. شما لطفا همان قضیه همشیره را بفرمایید من خودم بقیه مطالب را از خطبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های نماز جمعه شما و درس اخلاق دیگر بزرگان و سخنرانی های آقای احمدی نژاد در سازمان ملل کپی میکنم و به توضیحات جنابعالی اضافه میکنم. حالا ترو خدا زودتر برویم سر اصل مطلب.

حاج‌آقا: عرضم به حضور با سعادت شما. یکروز خانمی نزد من آمد و یک سوال شرعی داشت. من بر حسب وظیفه‌ای که شرع مقدس بر دوشم گذاشته شده باید پاسخگوی نیازهای شرعی مردم باشم. از اون خانم خواستم اول حمد و سوره‌اش را بخواند. وقتی خواند دیدم خیلی غلط دارد. مخصوصا والضااااااالیییین را خوب نمی‌کشید. این بود که گفتم یکی دو ساعت بیایید منزل تا حمد و سوره‌اش را درست کنم.
آنروز عیال رفته بود مجلس ختم انعام و تا یکی دو سه ساعت منزل خالی بود. خلاصه وقتی اون خانم آمد هم حمد و سوره‌اش را درست کردم و هم حمد و سوره خودم را. خلاصه خیلی خوب بود. خداوند در قیامت او را با غلامان بهشتی محشور فرماید.

خبرنگار: ولی حاج‌آقا آخه اون زن شوهر داشت. پس از نظر شرعی اون چی میشه؟

حاج‌آقا: معلومه که شما اطلاعات مذهبی‌ات کم است که چنین سوالی را میکنی. اسلام عزیز یک دین کاملی است و برای همه چیز راه حل دارد. اسلام دینی است که هر طور که شرایط اقتضا کند قابل استناد است و هیچگاه ما را درمانده نمیگذارد.
راستی شما حمد و سوره‌ات را بخوان ببینم درست میخوانی یا نه؟

... در این هنگام خبرنگار ما در حالی که با هر دو دست شلوارش را محکم گرفته بود٬ از صحنه متواری شد و به کانادا آمد.
وعده‌های دو رئیس جمهور:

احمدی نژاد و خاتمی بطور جداگانه قول دادند اگر این دفعه رئیس جمهور شدند کارهای زیر را عملی کنند:
اول احمدی‌نژاد:

- جمع آوری و برگرداندن پول نفت از سر سفره‌های مردم
- حل مشکلات اقتصادی و کاهش نرخ تورم در زنگبار و زیمبابوه
- بسط آزادی پوشش زنان در ونزوئلا
- حل مشگل مسکن در نوار غزه
- افزایش تولید برق و کاهش ساعات خاموشی از طریق دادن وام‌های بلاعوض به سریلانکا جهت تاسیس و راه‌اندازی نیروگاه آبی
- پاک کردن اسرائیل از روی نقشه جهان
- حمایت دولت از فعالیتهای تحقیقاتی دختر بچه‌های شانزده ساله که در زیر زمین خانه‌شان انرجی هسته‌ای اختراع میکنند
- افزایش تعطیلی رسمی کشور به ۳۶۵ روز
- افزایش سفرهای نیویورک از سالی یکبار به هفته‌ای سه بار
- حل مشگل ترافیک تهران و شلوغی نانوایی‌ها از طریق افزایش فرار مغزها و متخصصین و هنرمندان و ورزشکارها و مردم عادی
- دعا برای تعجیل در ظهور آقا

حالا قول‌های آقای خاتمی:

- برگزاری کنفرانس بین المللی در مورد گفتگوی تمدن‌ها در سراسر شهرها و روستاهای کشور و نقاط محروم
- نشست هفتگی صاحبنظران و اندیشمندان جهان در مورد بررسی تاریخ هزار ساله تاثیر دین بر مذهب و برعکس
- گردهمایی صاحبان اندیشه در مورد فلسفه ارسطو و تطابق آن با مبانی اگزیستانسیالیسم و اندیشه ‌اصالت وجود
- تهیه طرح های حمایتی از دست اندرکاران کنفرانس مقایسه اندیشه‌های ژان پل سارتر با مارتین هایدگر و گابریل مارسل و یافتن جواب این معما که بالاخره آزادی بیان خوب است یا خیر؟
- افزایش مشارکت مردمی و در جریان قراردادن مردم در امور کشور از طریق سخنرانی در مورد فلسفه و اخلاق ارسطو و آلبرت کامور و سیمون دوبووار و غیره
- محرومیت زدایی و حل مشکلات اقتصادی کشور از طریق افزایش آگاهی‌های روستائیان عزیز در مورد مکاتب فلسفی اومانیسم و پراگماتیسم و بقیه ایسم‌های دیگر.
«دست به آب رفتن سرطان‌زاست!»

فرض کنید یکنفربخواهد کمی شیطنک کند و جمله بالا را بعنوان یک خبر علمی و پزشکی به صدا و سیما بدهد تا از شبکه اول پخش شود.
حالا ببینید بعد از انتشار این خبر چه اوضاعی شود!
بدون شک انتشار این خبر میتواند مملکت را بهم یریزد. مثلا کسبه و بازاریها هرچه آفتابه توی انبار دارند و آنها را برای روز مبادا احتکار کرده بودند می‌ریزند توی بازار. قیمت سنگ توالت حسابی میکشد پایین در عوض قیمت سکه و دلار سر به فلک میزند. خانم‌ها بجای جراحی دماغ٬ میروند سراغ جراحی بستن سوراخ‌های انتهایی. میزان خورد و خوراک مردم کم میشود و محصولات کشاورزی روی دست تولید کنندگان باد میکند. خلاصه اوضاع بیشتر از وضع فعلی قاراش‌میش میشود و مسولین مملکت مجبور به مداخله و موضع‌گیری میشوند:

مقام معظم رهبری:
دشمن بداند ما تا آخر ایستاده‌ایم. آنها باید آرزوی دست به آب رفتن ما را به گور ببرند. آحاد ملت هم باید خودشان را کنترل کنند و پشت مسولین را خالی نکنند.

رئیس جمهور محبوب:
در سفر اخیری که به نیویورک داشتیم واقعا فضل الهی همیشه همراه ما بود. توی هتلی که مستقر بودیم نه نمازخانه‌ای بود نه دستشویی. در عوض توی هر اتاقی یک جای محقری بود اندازه یک حجره حوزه. البته خیلی تمیز وشیک بود. یک چیزسفید مثل صندلی گذاشته بودند وسط آنجا. یک دری داشت که وقتی آنرا باز میکردی آب زلالی توی اون بود که آدم دلش میخواست یک قلپ از آن بخورد. امریکایی‌ها بما میگفتند باید بروید بالای اون صندلی و بنشینید و کارتان را بکنید.
ما اول قبول نکردیم. گفتیم لابد توطئه‌ای توی کار هست. بعد فهمیدیم نه واقعا آنها خودشان هم برای دستشویی از همان وسیله استفاده میکنند. این بود که با برادرها مشورت کردیم و تصمیم گرفتیم یواشکی توی گلدانها جیش کنیم. بعضی‌ها هم زیر تشک و داخل کمد کارشان را کردند. خلاصه اینطوری بود که زیر بار حرف زور آنها نرفتیم.

کروبی:
ما همیشه در خط امام راحل حرکت میکنیم وگوش به فرمان مقام رهبری می سپاریم. ایشان اگر بفرماییند شلوارتان را خیس کنید ما لحظه‌ای درنگ نمیکنیم. من خودم همین امروز قبل از اینکه کاندیدا شدنم را رسما اعلام کنم رفتم و از داروخانه یک بسته پوشک بچه خریدم و یکی از آنها را پوشیدم و حالا آمدم خدمت شما.

یکی از مراجع قم:
دست به آب رفتن اگر از روی ریا باشد حرام است و طهارت او باطل است ولو ماتحتش را صدبار وارد آب کر نماید.

معجزه‌ای دیگر:

هیچ دقت کرده‌اید از روزی که ما دعای مخصوص «وال استریت» را خواندیم٬ وضع و اوضاع اقتصادی جهان بهبود یافته و از حالت رکود بیرون آمده؟
باز هم ایمان نمی‌آورید؟
انتخابات در کانادا

خدا پدر ادیسون را بیامرزد که دمکراسی را اختراع کرد. واقعا دمکراسی خیلی چیز خوبیه اگر بدرستی اجرا شود. یکی از مواهب دمکراسی٬ ساده بودن انتقال قدرت است. یعنی هروقت که یک حزب یا گروه سیاسی عملکرد خوب و قابل قبولی نداشته باشد با یک رای گیری بدون تقلب و یا کم تقلب٬ میتوان قدرت را به گروه رقیب منتقل کرد.
بر خلاف ایران که مردم با هزار خواهش و التماس تلاش میکنند آخوندها قدرت را به دیگران منقل کنند و البته آنها هم سفت چسبیده‌اند به چیز قدرت و حاضر نیستند به زبان خوش آنرا ول کنند. هزار تا انتخابات هم که برگزار شود باز آنها بر مسند قدرت نشسته‌اند و فقط چهره‌ها عوض میشود نه سیاست و برنامه و فکر و نحوه مدیریت.

امروز در سراسر کانادا آخرین روز انتخابات بود. ما هم رفتیم و رای دادیم تا مشت محکمی به دهان یاوه‌گویان شرق و غرب زده باشیم.
حالا قرار است تا چند ساعت دیگر نتیجه رای گیری اعلام شود.
البته خوشبختانه یا بدبختانه کانادا فاقد شورای نگهبان است و لذا تکلیف مردم و رای ها مشخص است . در اینجا صندوق‌ها را باطل نمیکنند تا نامزدهای مورد نظر به پیروزی برسند. سیستم برگزاری انتخابات طوری است که حتی اگر کسی مثل کروبی هم چرت بزند و حتی خوابش ببرد در تعداد آرای او دخل و تصرفی نمیکنند.
خوشبختانه ارتش و سپاه و بسیج کانادایی‌ها در سیاست دخالت نمیکنند و شناسنامه جعلی چاپ نمیکنند.

انتخابات در یک فضای بدون در میان کشیدن پای خدا و پیغمبر و امام زمان و روح شهیدان و غیره برگزار میشود که همین بزرگترین موهبت است.
بهر حال منتظر می‌مانیم ببینیم چه حزبی قدرت را تصاحب میکند. بهرحال هر خری هم که برنده شود دوران زمامداریش موقت است و اینطور نیست که تا ظهور امام زمان قدرت را در اختیار بگیرد. دمکراسی همینش خوب است بقیه چیزهایش قرتی بازی است.

السلام علیک یا وال استریت:

در روایات آمده است وال استریت مکانی است در بلاد اجنبی که شاخص سهام در آن٬ آیینه اقتصاد در بقیه ممالک است الا در جمهوری اسلامی که اقتصاد آن خرکی است و شاخص سهام آن نیز خرکی. اگر شاخص خر سیخ شود وضع بازار سکه میشود و اگر کوچک شود٬ حاکی از خرابی بازار است.
بهرحال در روایت آمده است هرگاه بحران مالی و رکود اقتصادی بر شما وارد شد رو به نیویورک بایستید و با خلوص نیت این دعا را بخوانید:

السلام علیک یا وال استریت
السلام علیک یا معدن الکردیت فی الدنیا و الاخره
بابی و انت و امی یا وال استریت
(یعنی پدر و مادرم فدای تو ای شاخص‌های وال استریت . برو بالا تا اوضاع یه خورده خوب بشه)
اعوذ بالله به پایین رفتن‌ات
تبارک الله به بالا رفتن‌ات

اکنون رو به سوی واشنگتن بایستید و سه مرتبه بگویید:
لعن الله علی کاخ الابیض و اصحابه
لعن الله علی بوش ابن بوش الی قیام یوم الدین با این وضعی که درست کردی


اکنون به سوی جمهوری اسلامی بایستید و با حال نزار این دعا را بخوانید. اگر میتوانید دوتا بامیچه هم به سر خود بزنید تا حسابی حال معنوی به شما دست دهد:

السلام علیک یا مولای٬ یا حمار
شاخص‌‌ات گشته کوچک سی سال آزگار
وضع و اوضاع بازار راکد است
کی رود بالا آن مبارک شاخص‌ات؟


اللهم بحق محمود و هاله
بحق گرانی شیر و ماست کاله
بحق افتادن مردم از چاه به چاله
ببر بالا آن «شاخص» خر را
بکن بهبود اوضاع فلک را


التماس دعا


شرطهای بی‌بی سکینه:

توی محله قدیمی ما پیرزنی زندگی میکرد که اسمش بی‌بی سکینه بود و سالها از نعمت شوهر محروم بود و بقول معروف مرد به روی خودش ندیده بود.
یکروز یکی از جوان‌های محل میخواسته سربه سر بی‌بی سکینه بگذارد و او را سرِکار بگذارد٬ با ماشین جلوی پای بی بی سکینه ترمز میزند و میگوید:
بی‌بی! میای بریم صفا کنیم؟؟

بی‌بی سکینه هم که با شنیدن این حرف حسابی به شوق آمده بود ولی برای اینکه زود «بله» را نگوید و بقول معروف کمی تاقچه بالا بگذارد٬ پاسخ داد:

- من دو تا شرط دارم.
- چه شرطی؟
- اول اینکه چون گوش‌های من سنگین است٬ یکبار دیگه حرفت را تکرار کن تا مطمئن بشم درست شنیدم.
شرط دوم این است که یالا ! زودباش دیگه