۱۳۹۲/۰۸/۲۸

من تروریسم را محکوم می کنم ولی ای کاش بیشتر منفجر میکردند

منت خدای را عزو وجل که جلو سفارت در لبنان بمبی منفجر کرد و چند حزب الللهی لت و پار.
هر بمبی که منفجر شود ممد حیات است و مفرح ذات.
از دست و زبان که برآید
دستش درد نکند آنکه این کار را کرد.
 
دمش گرم ولی کاش یه خورده ملاتش را زیادتر میکرد.
 
 
 

۱۳۹۲/۰۸/۱۸

ظریف: ما از اول فعالیت هسته ای نداشته و نداریم. اینها را بدترجمه کرده اند!

وزیر خارجه جمهوری اسلامی در راه بازگشت به ایران در مصاحبه با یکی از خبرگزاریها که نخواست نامش فاش شود اظهار داشت: ما توی ایران اصلا هسته مسته نداریم... مطلقا نداریم....این تن بمیره نداریم. همه اینها را لابی صهیونیسم بد ترجمه کرده اند و شما غربی ها را به اشتباه انداخته اند. ما اصلا غنی سازی نداشته و نداریم و نخواهیم داشت. ما اصلا اورانیم نداریم. مواد رادیواکتیو نداریم. هسته نداریم. البته چند نوع هسته داریم که خشکبارفروش های ما اینها را به خارج صادر می کنند و این خارجی ها چون فارسی را خوب بلد نیستند "هسته شفتالو" را "غنی سازی" هسته ای ترجمه کرده اند. ما هزار بار از این آقای آماتو دعوت کرده ایم بیاید انبار هسته های زردآلو خودمان را به ایشان نشان بدهیم که قبول نکرد.
ما در مذاکرات با امریکایی ها گفتیم: شما بیایید این تحریم ها را بردارید ما یه خورده نفس بکشیم بعد ما در عوض صادقانه قول میدهیم بمب اتمی مان را زود درست می کنیم و بیشتر از این لفتش ندهیم.
 

۱۳۹۲/۰۸/۱۳

جزئیات مکالمات بی سیم محافظان خامنه ای که توسط امریکا شنود شد:

تیم محافظ: از ابوذر به یاسر... یاسر جواب بده
قرارگاه حفاظت: یاسر یاسر...ابوذر...موقعیت خودتان را گزارش کن
تیم محافظ: ما نیم ساعت است که پشت در مستراح منتظر هستیم. آقا اون تو هستن.
قرارگاه حفاظت: ابوذر! خاک بر سرتان...مواظب باشید زبانم لال بلایی سر آقا نیامده باشد.
تیم محافظ: یاسرجان! قبلا همه چیز توسط گردان عاشورا چک و بازرسی شده و چندین بار مستراح توسط  سردار فیروزآبادی امتحان شده.
(در این موقع صدای مهیبی از داخل دست به آب به گوش می رسد)
قرارگاه حفاظت: یاسر یاسر...ابوذر... ابوذر جواب بده... اون صدای چی بود؟ توپ 106 توی اونجا چیکار میکنه؟
تیم محافظ: یاسرجان! توپ 106 نبود. آقا گوز فرمودند
تیم حفاظت: ابوذر ابوذر... خوشا به سعادت تان... خبر خوشی بود. معلوم شد آقا حالشان خوب است الحمدلله.
 
چند دقیقه بعد:
تیم محافظ: از ابوذر به یاسر... یاسر جواب بده.... موقعیت اضطراری.... فورا یک لشگر هوابرد را بفرستید اینجا. قفل درب مستراح خراب شده و آقا اونجا گیر کرده اند... فورا کمک برسانید.
قرارگاه حفاظت: یاسریاسر...ابوذر ابوذر....نیروها توی راه هستند. به آقا روحیه بدهید. الان نیروهای کمکی از هوا و دریا می رسند.
چند دقیه بعد:
تیم محافظ: یاسریاسر...دیگه لازم نیست نیروی کمکی بیاد. آقا خودشان یاعلی گفتند و در باز شد. هق هق گریه....
قرارگاه حفاظت: هق هق گریه....
 
حالا این امریکایی های بدبخت چهار پنج سال است که دارند روی این شنود کار میکنند تا این مکالمات رد و بدل شده را شاید بتوانند تحلیل و آنالیز کنند.

۱۳۹۲/۰۸/۰۵

سیاست وادادن در خارج-سرکوب در داخل

این روزها جمهوری اسلامی در سیاست خارجی دست ها را بالا برده و برای عبور از گردنه بحران پرونده هسته ای حاضر است همه خواسته های غربی ها را تمکین کند. این ذات جمهوری اسلامی است که هرگاه احساس ضعف میکند فورا ننه من غربیم بازی درمی آورد و تا زانو در مقابل کانون قدرت خم میشود.
اما سیاست داخلی جمهوری اسلامی طور دیگری است. این رژیم در داخل احساس قدرت مطلق و بلامنازع میکند و درنتیجه همه چیز را با مشت آهنین و اعدام و ترور و زندان و شکنجه و بگیر و ببند جواب می دهد.
این خیلی مسخره است که عده ای از زندانیان را به تلافی حمله هم مسلک و یا هم گروه شان به مرزبانان در بلوچستان بیاورند واعدام بکنند. اصولا کسی که زندانی است دستش از همه جا کوتاه است و در اتفاقاتی که در بیرون زندان رخ میدهد بی تقصیر است.
در واقع اینجور اقدامات وحشیانه در داخل به تلافی وادادن در خارج است. اینها زورشان به امریکا و کشورهای غربی نمی رسد تلافی اش را سر نیروهای مخالف داخلی درمی آورند.
البته یک نکته را این رژیم باید یادش باشد. اینطور نیست که استفاده از مشت آهنین همیشه برای حکومت ها اقتدار بیاورد. گاهی اینگونه اقدامات جرقه ای در انبار باروت کینه و خشم مردم می شود که هیچ قدرتی را یارای مهار آن نیست. مگر اتفاقات سوریه از کجا شروع شد؟ رژیم سوریه چند تا کودک شعار نویس بر روی دیوارها را دستگیر کرد و فردای آن روز جنازه هایشان را در خیابان انداخت تا درس عبرتی برای دیگران شود درحالی که نمی توانست تصور کند این کبریتی که می کشد چه آتشی را خواهد افروخت.
من حالم از همه کسانی که دنبال کون دولت تدبیر و امید راه افتادند بهم میخورد. اینها در انحراف و فریب افکار عمومی شریک هستند. طوری از اعتدال و تدبیر و عقلانیت حرف میزنند که فقط مبتلایان به آلزایمر ممکن است حرف آنها را باور کنند و عملکرد سی و چند ساله این حکومت مذهبی را فراموش کنند.
این دوران هم خواهد گذشت و تق دولت تزویز و فریب بزودی درخواهد آمد. این حکومت نمی تواند خودش را از این مهلکه بیرون بکشد. هر امتیازی هم که بدهد خودش را بیشتر به مرحله مات شدن در بازی شطرنج اقتصادی و اجتماعی نزدیکتر میکند.
اینها فقط دارند زمان سقوط خودشان را طولانی تر میکنند.

۱۳۹۲/۰۸/۰۱

سفر زیارتی به کوبا و ملاقات با حوریان بهشتی

جای همه شما خالی. خدا قسمت کند شما هم مشرف بشوید به کوبای مٌعلا. خیلی سفر روحانی و پر از معنویتی است. این حاج آقای فیدل کاسترو هم مثل مقام مزخرف رهبری خودمان گند زده است به سرنوشت یک ملت و تا کپه مرگش را نگذارد و به ملکوت اعلی نرود آب خوش از گلوی این مردم بدبخت پایین نخواهد رفت.
مردک عوضی با شعار مبارزه با امپریالیسم و اینجور شر و ورهای پوسیده مردم را به چنان فلاکتی رسانده که حاضرند برای سیر کردن شکم خود و خانواده شان تن به هر ذلتی بدهند. باورتان نمیشود توی کوبا دستمال کاغذی جزو اقلام لوکس محسوب میشود. مستراح ها فاقد دستمال کاغذی هستند و در بعضی جاها جیره بندی است. یعنی بیرون مستراح یکنفر ایستاده و درازای مبلغی ئول خرد یکعدد و انهم نه بیشتر فقط یک عدد دستمال کاغذی میدهد. تصور بفرمایید این ملت بدبخت توی این سالها چه زجزی توی توالت کشیده اند بخاطر حماقتهای رهبرانشان.
متوسط درآمد ماهیانه یک کوبایی بین 15 تا 20 دلار است. بیش از هشتاد درصد مردم کشور زیر خط فقری که خود دولت کوبا آنرا ترسیم کرده بسر می برند. خط فقر در کوبا درآمد ماهیانه 200 دلار است.همه چیز در اختیار خانواده کاسترو است و بغیر از عده ای خاص بقیه مردم با فقر و تنگدستی دست و پنجه نرم میکنند. بیشتر درآمد حاصل از توریسم بجای اینکه صرف رفاه مردم شود صرف بازسازی آثار تاریخی انقلاب کوبا میشود که احتمالا تا سالهای سال ادامه خواهد داشت.
در گذشته های نه چندان دور کوبا صادرکننده شکر بود و در حدود 170 کارخانه شکر داشت. شوروی بخاطر حمایت از آرمان های مقدس مارکس و لنین بیشتر شکرتولید شده کوبا را با قیمت بالا میخرید. وقتی که شوروی متلاشی شد اینها نتوانستند شکرهایشان را بفروشند. تازه فهمیده بودند که کارخانه هایشان و محصولاتشان در رقابت های جهانی حرفی برای گفتن ندارند و به همین دلیل به تدریج کارخانه های شکر یکی پس از دیگری تعطیل شد تا جایی که امروز فقط 45 کارخانه شکر برایشان باقی مانده.
این کشوری که درهایش را برای دنیا بسته بود و شعار خودکفایی میداد اکنون بعد از هفتاد سال شعارهای توخالی به یکی از وابسته ترین کشورهای دنیا تبدیل شده است. تخم مرغ از برزیل می آید. شیر از کانادا. حبوبات از پرو. گوشت از هندوراس و بنزین از ونزوئلا.
بخاطر مبارزه با امریکا و غرب ورود کالا به کشور ممنوع است. البته اخیرا از روی ناچاری انها نیز به "نرمش قهرمانانه" روی آورده اند و اجازه داده اند تا ماشین های کره ای به کشور وارد شود.
مردم عادی کوبا نیز مثل مردم عادی خودمان عاشق امریکا هستند و مهاجرت و زندگی در امریکا برایشان یک رویاست. در کوبا هیچگس اجازه خروج از کشور را ندارد و باید بزور از نعمت رهبری داهیانه کاسترو و اخوان بهره بگیرند.
 
دختر هیجده ساله را با 25 دلار میشود به اسلام ناب محمدی دعوت کرد. بشتابید که از قافله عقب نمانید. در روایت هست هرکس زیارت کوبا کند خداوند در قیامت هفتاد هزار حوری را که قبلا میخواست به او بدهد را نمیدهد و میگوید: مرد حسابی! دخترهای کوبایی که از حوری های من خوشگل تر بودند. تو قبلا خودت را به فیض اکمل رسانده ای پس اینجا چکار میکنی؟

خلاصه هرکشوری که با امریکا درافتاد عاقبتش اینچنین میشود. من فکر کنم این امریکا سید است. آهش هرکس را میگیرد بدبخت میشود.
 

۱۳۹۲/۰۷/۲۱

نظر صریح حضرت امام در رابطه با امریکا

یک روز خدمت امام رسیدم حاج احمدآقا پسر امام گفت: امام رفته اند دست به آب.  مدتی منتظر شدیم خبری نشد. به حاج احمد آقا گفتیم برود و سر و گوشی آب دهد مبادا زبانم لال امام افتاده باشد توی چاله مستراح و خدای ناکرده بلایی سرش آمده باشد
حاج احمد آقا رفت و بعد از چند دقیقه با دست اشاره کرد که فلانی بیا. جلو رفتم . حاج احمد گفت: امام میخواهد از همان پشت درب مستراح موضوع مهمی را به شما بگوید. اشک توی چشمانم جمع شد و پرسیدم چرا اجازه نمیدهند داخل شوم و دستش را ببوسم. احمدآقا با اشاره گفت: امام دستش گیر است! فوری فهمیدم که چه خطایی کردم. عرض کردم: سراپا گوش هستم. فرمایش تان را بفرمایید.
امام در حالی که زور میزدند فرمودند:
مبادا با امریکا طوری بشود که اگر اینطور نشد بگویند چه و چه لاکن چنین نشود که اینطور بشود که باید باشد و آنطور نشود که  بهتر است بشود.
از خاطرات رفسنجانی جلد هشتم صفحه چندم
 
 

۱۳۹۲/۰۷/۲۰

روایات و احادیث در مورد مذمت فوتبال دستی

نقل است از ابو پشمک که روزی حضرت از مکانی میگذشت جوانانی را دید مشغول بازی کردن فوتبال دستی. فرمود: زنهار زنهار زنهار از نفس اماره و تخمه آفتابگردان و فوتبال دستی و زن فاحشه .
اصحاب عرض کردند: رابطه این چهار چیز در چه باشد؟
حضرت فرمود: کسی که نفس اماره را اطاعت کند لابد میرود و تخمه آفتابگردان میخرد و بعد با یک زن فاحشه  می رود سینما و با هم تخمه می شکنند و آشغالهایش را زیر صندلی سالن سینما میریزند و البته قبل از شروع فیلم ممکن است یک دست فوتبال دستی هم زده باشند که این از گناهان کبیره است و ملائک او را تا قیامت لعن و نفرین و فحش خوار مادر دهند.
اصحاب تا این سخن بشنیدند شیحه ای زدند و جملگی جان به جان آفرین تسلیم کردند.
حضرت هم راهش را گرفت و رفت.

۱۳۹۲/۰۷/۱۷

نظر آقای نتانیاهو به نظر من نزدیکتر است

باور کنید شناخت این آقای نتانیاهو از درک و شعور خیلی از تحلیل گران ایرانی بیشتر است.  از روز اول آوردن حسن روحانی به صحنه و شامورتی بازی های آخوندها فورا این آقای نتانیاهو قضایا را درست تشخیص داد و دقیقا زد وسط خال.
او به دنیا هشدار داد: سیاستهای جمهوری اسلامی عوض نشده بلکه مثل روباه مکار دارد از در دوستی و سازش  وارد میشود.
بارک الله به آقای نتانیاهو. دمت گرم.
ضمنا دمت گرم یک خورده دیگه بزن کون این فلسطینی ها پاره بشود. حال کنیم.
 

۱۳۹۲/۰۶/۱۹

آقای اوباما! تو اینکاره نیستی!

یکروز یک معتادی رفته بود توالت عمومی. دو ساعت آن تو نشسته بود و هی زور میزد ولی کاری نمیتوانست انجام بدهد. اینقدر لفتش داد که صدای مردمی که پشت در توی صف منتظر بودند به اعتراض بلند شد. عاقبت یک داش مشتی در توالت را باز کرد و با صدای بلند گفت: داداش! بلند شو بیا بیرون! تو اینکاره نیستی!
حالا شده قضیه این آقای اوباما. سر قضیه حمله به بشار اسد و حزب الله و سپاه قدس اینقدر لفتش داد و اینقدر من و من کرد تا مایه مسخره همه شد. باباجان! تو اینکاره نیستی. بیخود وقت مردم سوریه را نگیر!

۱۳۹۲/۰۶/۱۷

هذیان گویی خامنه ای در مورد سوریه

آقا فرمودند: امریکا اگر به امریکا حمله کند و نیروهای برادر بشار را درهم بکوبد و پایگاههای نظامی حزب الله لبنان و سپاه قدس را با خاک یکسان کند و ماشین نظامی آنها را پودر کند آنوقت امریکا ضرر کرده!
ترا خدا ببینید کی شده رهبر؟

۱۳۹۲/۰۶/۰۹

ماجرای سوریه و آن جوک معروف

میگن یک روز مردی که به سفر رفته بود پس از مراچعت به همسایه روبرویی منزلش برخورد کرد. همسایه به مرد گفت: رفیق! در مدتی که تو نبودی یک مرد غریبه ای آمد و با زن تو رابطه برقرار کرد.
مرد پرسید: همه جریان را با دقت بگو ببینم در غیاب من چه اتفاقی افتاده؟
همسایه گفت: وقتی تو نبودی یک مرد گردن کلفتی آمد و زنگ خانه شما را زد. من از پشت پنجره نگاه میکردم.
مرد پرسید: خب. بعدش چی شد؟
همسایه گفت: خانم  آمد و درب را باز کرد و با هم سلام و احوالپرسی کردند.
مرد دوباره پرسید: خب. بعدش پی شد؟
همسایه گفت: بعد هردو تا رفتند داخل خانه و یکراست رفتند توی اتاق خواب.
مرد پرسید: خب. بعدش چی شد؟
همسایه گفت: من از پشت پنجره دیدم. اولش خانم لباسش را درآورد بعد آن مرد هم همینطور.
باز مرد پرسید: خب. بعدش چی شد؟
همسایه گفت: خانم روی تخت دراز کشید.
باز مرد پرسید: خب. بعدش چی شد؟
همسایه گفت: دیگه این قسمتش بی تربیتی بود نگاه نکردم.
مرد با عصبانیت گفت: مرتیکه احمق چیزی را که خودت با چشمت ندیدی چرا تهمت میزنی؟

حالا شده قضیه کسانیکه میگویند چرا به دولت بشار اسد تهمت میزنید وقتی که مدارک کافی ندارید.
باباجان! تا به حال صد و چهل هزار نفر را دولت بشار اسد با همکاری جمهوری اسلامی کشته که فقط هزار و چهارصد نفر آنها با بمب شیمیایی بوده و بقیه با سلاح های دیگر بوده. اصلا گیرم که این هزار و چهارصد نفر را بشار اسد نکشته پس تکلیف آن صد و چهل ئنجاه هزار نفر چه میشود؟

البته شاید راست میگن که این کار بشار اسد نبوده. درست است. بشار اسد اینقدر وحشی نمیتواند باشد که بمب شیمیایی را بر سر مرد خودش بزند. این کار از عهده بشار اسد برنمی آید بلکه فقط از عهده برادران سپاه پاسداران و حزب الله لبنان برمی آید. آنها قبلا امتحان خودشان را در وحشیگری پس داده اند.

۱۳۹۲/۰۵/۲۷

قدم اول رشد و پیشرفت ایران : روشنگری درمورد اعتقادات مذهبی است

اگر میخواهیم کشورمان از این بدبختی و فلاکت آزاد شود و مردم ما هم مثل دیگر شهروندان کشورهای متمدن از حقوق انسانی و اجتماعی بهره مند شوند و اگر میخواهیم دوباره سر این ملت کلاه نرود و فریب عروسکهای خیمه شب بازی حکومت جهل و خرافه را نخورند و اگر میخواهید مردم چشمانشان باز شود و معنی زندگی و زندگانی صحیح را درک کنند و خلاصه اگر میخواهیم یک ایران آباد و آزادی داشته باشیم که مایه افتخار خودمان و نسل های آینده باشد نخستین قدم این است که کمک کنیم طناب های حلق آویز جهل مذهبی از گردن این ملت گسسته شود و ریشه مذهب و مخصوصا اسلام ازاین مرز و بوم ریشه کن شود.
تا زمانی که دکان دین در این مملکت برقرار است کالای "حماقت" و "بردگی فکری" مشتریان فراوان دارد و کاسبی نمایندگان خدا سکه است و پررونق.
شما ببینید هرجا که اسلام هست بدبختی هم هست و وحشیگری و خشونت از سر و کول مردم بالا میرود. شما نمیتوانید یک کشور اسلامی را  پیدا کنید که هم «اسلامی» باشد و هم در آن دمکراسی وجود داشته باشد. جایی که دمکراسی نیست پیشرفت و رفاه اقتصادی هم نیست.
شما باور نکنید که این حسن آقای کلید ساز خواهد توانست اوضاع اقتصادی ایران را درست کند بدون اینکه قبلا در آن فضای آزاد سیاسی و اجتماعی وجود داشته باشد. کشوری که نتواند و یا نخواهد آزادیهای فردی و اجتماعی را داشته باشد مسلما روی رفاه و توسعه اقتصادی را نخواهد دید.
تمام جوامعی که راه پیشرفت را پیدا کرده اند ابتدا از "جدایی دین از حکومت" شروع کرده اند. بعد هرچقدر ریشه های مذهب در آنجا ضعیف تر شود مردم خوشبخت تر میشوند و هرچه نفوذ مذهبی ها در جامعه بیشتر باشد موانع بیشتری در سر راه توسعه و ترقی خواهند داشت.
حالا اگر میخواهید عمق بدبختی مملکت خودمان را متوجه شوید به میزان وحشتناک آخوند و مجتهد و مرجع تقلید و روضه خوان و مداح و اینجور مفت خورها دقت کنید که مثل پشگل ریخته اند توی جامعه. هر جا را نگاه میکنی قیافه نحس اینها را می بینی. 
از این بدبختی بالاتر- این است که یک عده گاگول پیدا میشوند و میروند از این جماعت آخوند که مایه عقب ماندگی ایران و ایرانی شده اند کسب تکلیف میکنند و از آنها طلب فتوا میکنند! یعنی عقل و فکر خودشان را تعطیل میکنند و افسار خودشان را میدهند به دست یک آخوند تا هر چه او گفت همان را انجام بدهند.
ریشه تمام بدبختی ما اینهاست. باید شجاعت داشت و تیشه به ریشه اینها زد.

۱۳۹۲/۰۵/۲۶

خواب خرگوشی ملت

به نظر شما چند سال باید بگذرد تا ملت بفهمند از این کابینه " تدبیر و امید" آبی گرم نمیشود؟ و اگر هم گرم بشود آب گرم مصرف طهارت "آقا" خواهد شد و نه مصرف ملت.
آدم یا آن جوک بی تربیتی می افتد که یک آقای گردن کلفتی  توی یک جای خلوت داشت ترتیب یک بسیجی را میداد. اون بسیجی بیچاره دردش میآمد و شروع کرد به داد و هوار کردن و از در و همسایه کمک خواستن.
اون مرد گردن کلفت به بسیجیه گفت: فکر می کنی مثلا داد و بیداد کنی و در و همسایه ها را خبر کنی اینها به کمک تو می آیند یا به کمک من؟!
حالا این ملت اسهال طلب دلشان را خوش کرده بودند به آمدن دولت تدبیر  امید. غافل از اینکه این حاج حسن آقا به کمک مقام مزخرف رهبری آمده و نه به کمک مردم بیچاره.
حالا از ما گفتن بود و از شما نشنیدن. این روحانی آمده که جمهوری اسلامی را از سقوط حتمی نجات بدهد. دلش که برای شما نسوخته. اوآمده تا ماموریتش را انجام بدهد.
بالاخره سرنوشت هیچ ملتی تغییر نمیکند مگر آنکه آن ملت تنبلی و کون گشادی را کنار بگذارد و خودش سرنوشتش را عوض کند.
امید واهی داشتن به حل مشکلات از طریق جابجایی مهره ها ساده ترین کار است. این نظام ظرف این سی و چند ساله ایران را از بیخ و بن ویران کرده اند و با این حرفهای من بمیرم تو بمیری درست نمیشود. اقتصاد کشور ورشکسته شده. تورم و بیکاری بیداد میکند. آدم حسابی ها یا خانه نشین شده اند و یا از کشور فرار کرده اند. بدیهیات زندگی اجتماعی از بین رفته و چارچوب های رفتاری و فرهنگی فرو ریخته و از در و دیوار این کشور نکبت و بدبختی می بارد. آنوقت چطور انتظار دارید که این بابا بیاید و همه چیز را درست کند؟

۱۳۹۲/۰۴/۱۲

فرق دو عروس مصری و ایرانی

سال پیش یک خانم خوشگل و جوان مصری با یک مرد ریشوی نتراشیده و نخراشیه اسلامگرا ازدواج کرد. هنوز ماه عسل نرفته بودند که دید ای دل غافل! عجب سرش کلاه گشادی رفته. با این موجود ناموزون که نمی شود زندگی کرد. حاج آقا از صبح تا عصر به فکر اسلامی کردن در و دیوار خانه است و از کار و درآمد و زندگی و عشق و صفا خبری نیست.
خب. این خوشگل خانوم مصری زود دوزاری اش افتاد و دیگه نگذاشت طرف عمرش را تباه کند و میخ اش را بکوبد. عقلش را به کار انداخت و تصمیم کبرایش را گرفت و گفت الا و بالله من طلاق میخوام. مهرم حلال و جانم آزاد!
خلاصه با کمی کشمکش و من بمیر و تو بمیری و وساطت گردن کلفت فامیل یک اردنگی زد ماتحت اون داماد ریشوی اسلامگر و خلاصه به این وصلت نامیمون خاتمه داد و زندگی جدیدش را از سر گرفت.

اما ایران خانوم خودمان را می شناسید؟ سی و چند سال پیش یک خانومی بود خوشگل تر از ماه چهارده. از هر انگشتش صدتا هنر می بارید. خیلی نجیب و اهل کمالات بود. از خانواده اصیل و اسم و رسم دار بود. خلاصه یک خانومی بود بی همتا. 
از بخت بد رفت شوهر کرد به یک ملای ناقلا. از همان روزهای اول فهمید که سرش کلاه رفته. این ملای بی شعور پاک آبروی این بیچاره را توی در وهمسایه برد. اهل دعوا وجنگ و چاقو کشی بود. این شوهر عوضی هر روز یک بلا و مصیبتی برای ایران خانوم درست میکرد. یکروز با همسایه جنگ و دعوا راه می انداخت. یک روز فرش و اثاثیه خانه را برمی داشت و می برد تحویل سید حسن نصرالله (چاقوکش سربازارچه) میداد. یک روز با سنگ میزد شیشه همسایه و آبروریزی میکرد. یکروز هم حیاط خانه را پر کرده بود از سرنج و گوگرد و اینجور چیزا و میخواست ترقه درست کند بیاندازد توی حیاط بغل دستی.
این ایران خانوم توی این سی و چند ساله دندان روز جیگر گذاشت و تحمل کرد. هر وقت میخواست یک کاری بکند و خودش را از شر این شریک نااهل عوضی خلاص کند عده ای میامدند و او را نصیحت میکردند و میگفتند: ایشالله درست میشه. یک چند سال دیگه ای صبر کن. کم کم همه چیز اصلاح میشه.
خلاصه این ایران خانوم بیچاره سی و چند سال است که گیر این مردک نااهل افتاده و عمر و دارایی و آبرو و حیثیتش به باد رفته و هنوزهم معلوم نیست چطوری میخواهد خودش را نجات بدهد و مثل آدمها یک زندگی آبرومندانه و با آرامش را شروع کند.

۱۳۹۲/۰۴/۱۱

جدول قیمت جرم و جنایت در چمهوری اسلامی

از سوی ستاد نظارت بر قیمت گذاری جرم و جنایت که زیر نظر دفتر مقام مزخرف رهبری اداره میشود آخرین تغییرات نرخ جرم و جنایت مسولین بشرح زیر اعلام گردید:
1- استعمال نوشابه به بازداشت شدگان : هر شیشه خالی 50 تومان
لازم به ذکر است اگر شیشه خالی را پس از استعمال بشورند و به این دفتر عودت دهند 50 تومان آنها عودت میگردد
2- حمله به خوابگاه دانشجویان و ضرب  شتم آنها به قصد کشت:  یک ریش تراش دست دوم آنهم درصورتی که در استطاعت مالی متهم باشد. در غیر اینصورت دانشجویان غلط کرده اند که کتک خوردند.
3- کشتن زهرا کاظمی در زندان توسط کوبیدن سرش به جسم سخت یا جسم سخت به سر آن مرحوم: هنوز جسم سخت پیدا نشده. هر کس جرات دارد آنرا پیدا کند تا حسابش را برسیم.
لازم به ذکر است این بخشنامه شامل آدمهای بدبخت و بیچاره و مردم عادی نمیشود. مثلا اگر یک نفر از فرط فقر و بیچارگی دزدی کند بر اساس قانون مجازات اسلامی دستش قطع خواهد شد و نظام با این افراد اصلا شوخی پوخی ندارد و قاطعانه برخورد میکند.
اگرچه نرخ تورم قیمت همه چیز در ایران را سرسام اور کرده ولی در عوض نرخ مجازات مسولین همچنان پایین است و در تمام دنیا پایین ترین نرغ را دارد.
 
                      

۱۳۹۲/۰۴/۰۸

معجزات الفاظی آشیخ حسن آقا

از قدیم عده ای میگفتند زبان فارسی زبان شعر است.این حرف درستی است.  شیوایی زبان فارسی باعث شده که مزاج ما ایرانی ها و فارسی زبانها با حرفهای خوب و دلنشین شیرین شود. ما ملتی هستیم که با شنیدن حرف ها و سخنان زیبا قند توی دلمان آب میشود وعقل و هوش از ما دور شده و سرمست و شنگول میشویم.

باباجان! دو مثقال عقل توی کله آدمی داشتن هم خوب چیزیه. حساب دو-دوتا چهارتاست. بن بستی که این حکومت در آن گیر کرده با حرف بوجود نیامده که بخواهد با حرف و لفاظی درست بشود. نه خامنه ای مرده که دلمان خوش باشد که اوضاع به سمت اعتدال و اصلاح پیش خواهد رفت. نه دست نظامیان از چرخه اقتصاد کوتاه شده نه نالایقان از مدیریت های کلیدی کنار گذاشته شده اند نه شورای نگهبان و نظارت استصوابی (نظارت استفراخی) از بین رفته است نه زندان سیاسی آزاد شده اند نه رفع محدودیت از اینترنت شده است. نه روزنامه ها و رسانه ها آزاد شده اند. نه رادیو تلویزیون از انحصار یک سلیقه خاص رها شده است . نه هیچ اتفاق مثبت دیگر!

هنوز سانتریفیوژها دارند میچرخند و نیروهای سپاه قدس در سوریه پا به پای ارتش بشار اسد می جنگند. هیچ چیز تغییر نکرده و قرار نیست تغییر کند.
اینها آمدند تا یک مشت حرفهای توخالی را تحویل ملت بدهند تا لااقل خیالشان از طرف داخل کمی آسوده باشد و مقداری از این فشاری که در اثر گرانی ها و تحریم پشت مردم را خم کرده و آنها را در آستانه انفجار اجتماعی قرار داده کم کنند.
استراتژی این حکومت تغییری نکرده و همان است که بود منتها تاکتیک انها عوض شده.
اتفاقا بنظر من بکارگیری این تاکتیک توسط حکومت نه تنها آنها را نجات نخواهد داد بلکه باعث افسارگسیختگی حاکمیت خواهد شد. شما نمیتوانید هم اعتدال گرا باشید و هم دیکتاتور. هم طرفدار آزادی رسانه ها باشید و هم بیشترین روزنامه نگارها را در زندان داشته باشید.

 
فعلا که دوران خود را الکی به خوشی زدن است.
 بزک نمیر بهار میاد
امید و تدبیر با خربزه وخیار میاد


۱۳۹۲/۰۳/۲۵

پیام تبریک مقام رهبری به آقای جلیلی

میگن خامنه‌ای در شعبه ۱۱۰ رای‌اش را به جلیلی داده و امروز آمده توی خیابان و شعار داده : پس رای من کو؟
یا جلیل...زنجبیل!
یا جلیل...دسته بیل!
حالا از شوخی که بگذریم من تحلیل خودم را در چند جمله زیر خلاصه میکنم:
- بنظر من برنده واقعی این شبه انتخابات شخص خامنه‌ای و اراذل و اوباش سپاهی است که هرآنچه که میخواستند را با یک من وازلین با خوبی و خوشی به ماتحت این ملت فرو کردند.هم ملت خوشش آمد و هم رهبر به ارگاسم رسید.
فرق این بار با دفعه قبل همین استفاده و یا عدم استفاده از وازلین بود

۱۳۹۲/۰۳/۰۸

امسال سال حماسه است منتها در یک علامت منفی ضرب شده

یادش بخیر توی دوران دانشگاه استاد درس الکترومغناطیس ما یک پیر مرد باحالی بود. سوادش خیلی خوب بود ولی اصلا تمرکز حواس نداشت و توی محاسبات بسیار اشتباه میکرد. هر وقت میخواست مسئله‌ای را حل کند و یا قضیه‌ای را ثابت کند کل تخته سیاه را پر میکرد از محاسبات پیچ در پیچ و حسابی عرق میریخت و سر و صورتش پر گچ و گرد و خاک می‌شد و در نهایت جواب مسئله را بدست می‌آورد ولی همیشه با یک علامت منفی!
این قضیه برای ما دیگر عادی شده بود و میدانستیم که استاد در یک جایی  اشتباهی یا اشتباهاتی کرده و این علامت منفی از فرط پریشان حالی استاد پدید آمده. این بود که آن علامت منفی را زیر سبیلی رد میکردیم و از خیر کند و کاو بیشتر می‌گذشتیم.
حالا این قضیه پیش گویی‌های مقام مزخرف رهبری هم شده عین مسئله حل کردن آن استاد ما. منتها فرقش این است که آن استاد ما آدم با سوادی بود ولی پریشان خاطر و این دومی آدم بیسواد و خری است ولی پریشان مزاج . اما هردو آنها در یک چیز مشترکند و آن هم همراه داشتن علامت منفی در نتیجه کارشان.
این مقام مزخرف رهبری همیشه پیش گویی‌هایش یک علامت منفی همراه دارد. وقتی که اعلام کرد سال خودکفایی و خود اتکایی نتیجه‌اش این شد که در آخر مملکت بیشترین آمار واردات را رکورد زد و وابسته تر از قبل شد. وقتی اعلام کرد که سال جهاد اقتصادی و همت مضاعف  نتیجه‌اش این شد که اساس اقتصاد کشور درب و داغان شد و وضعیت کشور به بحران کشیده شد.
همین پارسال بود که گفت اصلا ما وضعیت‌مان شبیه وضعیت شعب ابی طالب نیست بلکه در وضعیت پیروزی جنگ احد و بدر هستیم. همین حرفش باعث شد که حلقه تحریم‌های اقتصادی بصورت بی‌سابقه‌ای تنگتر و تنگتر شد تا اینکه الان باید بگوییم خوشا به حال شعب ابو طالب. 
امسال را هم که اعلام کرده سال حماسه سیاسی و اقتصادی است. باور کنید امسال سال حماسه سقوط این نظام است. این خط و این نشان!

۱۳۹۲/۰۲/۳۱

جنتی! متشکریم جنتی! متشکریم

این چند روزه داشتم دق میکردم از اینکه میدیدم باز دوباره دارند گنجشک را رنگ میکنند و بجای بوغلمون به مردم می‌اندازند. از همه بدتر وقتی این جماعت دم‌دمی مزاج اصلاح طلب را میدیدم که میخواستند رفسنجانی با آن همه سابقه نکبت‌بار تروریستی و ضدحقوق بشری بجای ناجی و تنها راه خروج از بحران به ملت قالب کنند دلگیر شده بودم اما امروز با شنیدن خبر رد صلاحیت رفسنجانی دلم حسابی خنک شد. از خوشحالی نمیدانم چیکار کنم. کاش جنتی این دور و برا بود یک ماچ آبدار از اون لپ‌هاش میکردم و بعد یک پس گردنی محکم می‌خواباندم پس کله پوکش!
آخه خنده‌دار نیست که رئیس مجمع تشخیص یک نظام را رد صلاحیت کنند! واقعا باید دستشویی کرد به سرتاپای این نظام!
این کار واقعا تف سربالا است برای این نظام. خاک برسرتان که بیش از آنچه که تصور میرفت احمق‌هستید و همین حماقت‌تان مایه شادی و امید ماست.
جنتی متشکریم. جنتی متشکریم!

۱۳۹۲/۰۲/۱۲

دیگر طرح کلیتی به نام اسلام جواب نمیدهد

این جمهوری اسلامی عجب آش شله قلمکاری است به جان شما.
بعد از سی سال که اسلام را به زور به ماتحت ملت فرو کردند حالا یکی از مسولین نظام میگوید دیگر کلیتی به نام اسلام جواب نمیدهد. اگر این حرف را یک بی‌دین و از خدا بی‌خبر می‌زد لابد میگفتند بیچاره اسلام را درک نکرده و معامله اسلام هنوز به گوشش بخورده.
اما این حرف را ببین کی میزند؟ کسی که یک عمر نان اسلام خواهی را خورده و یکی از پست‌های حساس و کلیدی یک کشور اسلامی را اشغال کرده.
اولا اسلام کی جواب داده که حالا بدهد. از اول هم اسلام به درد شترچرانان صحرای عربستان میخورده و بس. ثانیا این فقط اسلام نیست که دیگر جواب نمیدهد بلکه اصولا دین دیگر جوابگوی نیازهای بشریت نیست.
از همه اینها که بگذریم من این روزها چنان دلم خنک میشود که می بینم اینها دارند مثل گرک همدیگر را می‌درند و شیرازه‌شان مثل پشمک دارد از هم پاشیده میشود.

راه اندازی سایت مشروطه

برای خواندن مطلبی درباره دروغگویی روحانیون از وبسایت مشروطه دیدن فرمایید. لینک اینجا