چند کلام درباره داعش

ما که نفهمیدیم جریان داعش چطوری درست شد و بقول معروف اینها تخم و ترکه چه کسانی هستند. بعضی از دایی جان ناپلئون ها میگویند اینها را امریکا و انگلیس درست کردند تا یک خورده جمعیت دنیا کم بشود. خفه شدیم از این همه شلوغ پلوغی. از در و دیوار مثل مور وملخ آدم می بارد. داعش آمده که تنظیم خانواده بشود.
عده ای هم میگویند این داعش را عربستان و قطر درست کرده اند تا جلو نفوذ آخوندها در عراق و سوریه را بگیرد. من نمیدانم اگر عربستان و قطر اینقدر قدرتمند و کارآمد بودند یک فکری به حال یمن و بحرین نکردند که مزدورهای جمهوری اسلامی تا حیاط خلوت آنها هم نفوذ کرده اند. اگر اینها عرضه داشتند اول یک فکری برای بیخ گوش خودشان میکردند.
عده ای هم میگویند داعش را حکومت اسد با همیاری جمهوری اسلامی درست کردند تا دنیا قدر حکومت بشار اسد را بداند و در صدد تغییر رژیم نباشد.
در آخر یک نظر متفاوتی هم هست که معتقد است داعش را هیچ کس درست نکرد. داعش از هزار و چهارصد سال پیش وجود داشت. منتها تحولات سالهای اخیر در منطقه به آنها این فرصت را داد تا اعتقادات و باورهای خود به اسلام را عملی کنند.
ما که در طول تاریخ هرچه از اسلام دیدیم همین کارهای داعشی ها بوده است. همیشه اینها سر هم را بریده اند و چوب توی ماتحت هم کرده اند. 
بنابر این من پیامد ظهور این داعشی ها را برای بشریت مفید می بینم.  دنیا متوجه شد که اسلام چه سم مهلکی است. دنیا باید به سوی خلع سلاح هسته ای و خلع مذهب بطور همزمان پیش برود. اینگونه اعتقادات مذهبی از بمب اتم هم مخرب تر است و سلامت بشریت را تهدید میکند.
ای کاش همانطور که برای ویروس بیماری ابولا واکسنی کشف کردند یک آمپول و قرص و شربتی هم برای این بیماران فکری پیدا میکردند.

خامنه‌ای: مذاکره در زمینه تحریم فایده‌ای نداشته‌است!

ای بر کله پدر دروغگو!
اگر این مذاکرات برای هیچکس فایده ای نداشت لااقل برای تو پفیوز الدنگ خیلی هم فایده داشت. تا چند ماه پیش که از بی پولی داشتی له له میزدی و پیش حسن نصرالله و دیگر مفت خورهای منطقه شرمنده شده بودی که حقوق ماهانه شان دیر شده بود حالا از خیر سر نرمش قهرمانانه مقداری از پولها آزاد شدند تا دوباره یک نفسی تازه کنی و چند روزی را بیشتر خون این ملت را توی شیشه کنی.
آقاجان! دروغ و دروغگویی و حقه بازی از اجزاء غیرقابل تفکیک یک آخوند است. مثل سگ دروغ می گویند این بی پدرها.
(با عرض معذرت از سگهای گرامی و معظم)

بحران کمبود آب را باور کنیم یا ضرورت افزایش جمعیت؟

یک ضرب المثل بنگلادشی میگه: یارو به دشمن اش لج کرد و رید توی شلوارش!
حالا شده قضیه این حاکمان جمهوری اسلامی.
بخاطر اینکه به امریکا و اروپا ثابت بکنند که حرفهای آنها غلط است و سیاست کنترل جمعیت یک برنامه استکبار جهانی است امند و بوغ و کرنا راه انداختند که افزایش جمعیت از نان شب هم واجب تر است و همه باید دست به کار بشوند و تند و تند بچه درست کنند.
خب. بدبخت بیچاره بیسواد! تو مثلا داری به غرب لج میکنی یا دو دستی داری این مردم را از این وضعیت فلاکت باری که توی این سی و چند ساله گرفتارش کردی را بدبخت تر و گرفتارتر میکنی؟
از این طرف اعلام میکنید که بحران بی آبی جدی است و همه زمین های کشاورزی تبدیل به کویر شده است و فاتحه کشاورزی و باغداری را باید خواند. دریاچه ها و رودخانه ها یکی پس از دیگری خشک شد و کم کم باید آب را هم از خارج وارد کنیم.
خب. الاغ! مملکتی که آب ندارد افزایش جمعیت را چگونه میخواهد پاسخگو باشد؟
آب که نباشد آبادانب هم نیست. زاد وولد در چنین شرایطی غلط زیادی است.

نه دلم برای غزه میسوزد نه برای هیچ جای دیگر

این روزها هرکس برای مردم غزه و فلسطین بیشتر سینه چاک کند به این معنی است که خیلی روشنفکر است و طرفدار حقوق بشر. هرکانال تلویزیون را که می چرخانیم صحبت از محکوم کردن جنایات اسرائیل است و کشته شدن مردم مظلوم فلسطین. بعضی ها هم بخاطر اینکه از قافله عقب نمانند یکی به نعل میزنند و یکی به میخ. هم حماس را بخاطر اینکه از داخل خانه ها و مدارس و مساجد موشک اندازی میکند محکوم میکنند و هم اسرائیل را بخاطر کشته شدن مردم غیرنظامی.
راستش را بخواهید برای من اصلا مهم نیست چی دارد در فلسطین و غزه و لبنان و سوریه و عراق میگذرد. ریشه این همه بحران در اعتقادات مذهبی و مخصوصا نوع افراطی ان است.
آقاجان! کرم از خود درخت است و مخصوصا از جمهوری اسلامی.
برای من جمهوری اسلامی باطل مطلق است. اهریمن مجسم است. اسطوره پلیدی است. من هیچگاه با ساز جمهوری اسلامی هم ساز نخواهم شد.
فلسطین و غزه شده است پیراهن عثمان. هر وقت بخواهند اغکار مردم را از بدبختی های روزمره خودشان منحرف کنند روضه مظلومیت مردم بی پناه فلسین را برای ما میخوانند. یک عده از ما هم که آماده ایم براحتی جوگیر بشویم.
من اگر بخواهم دلسوزی کنم برای مردم بیچاره خودم دلسوزی میکنم که با فقر و فلاکت زندگی مشقت باری را میگذرانند. نه امید به آینده دارند. نه آزادی نه رفاه نه حقوق انسانی نه هوای پاک نه آب آشامیدنی نه بهداشت.
دغده های من اگر بخواهم دغده ای داشته باشم اینهاست نه اینکه حماس حق است یا اسرائیل.
اگر این غربی ها شناخت شان از حماسی ها کم است و برای انها دلسوزی میکنند ما چرا؟ ما که خودمان ضربه خورده همین جماعت هستیم. گور پدرشان. همه شان سر و ته یک کرباسند. تنها فرق حماس با جمهوری اسلامی این است که حماسی ها فاقد قدرت و ثروت هستند و الا پوست مردم منطقه را میکندند.
خلاصه بی خیال غزه و لبنان. 

جفتک بیانداز و حکومت کن

انگلیسها میگفتند: اختلاف بیانداز و حکومت کن ولی شعار آخوندا این است: جفتک بیانداز و حکومت کن!
شما ببینید اون خمینی لعنت الله علیه چطوری با چند تا جفتک زدن و دو سه تا یورتمه رفتن افسار انقلاب را بدست گرفت و سوار این مردم شد؟
بعد نوبت این یکی شد. لامصب دو سه تا جفتک زد به طاق طویله و یک شبه شد آیت الله!
بعد بادمجان دور قاب چین ها هم شروع کردند ازش سوال شرعی پرسیدن و طلب فتوا کردن.
کم کم طرف توهم گرفت که شاید راستی راستی ما هم یک خری بودیم و خودمان خبر نداشتیم!

همایش دل پیچگان رهبری

در پی برگزاری همایش دل واپسان توافق هسته ای ما هم تصمیم گرفتیم مراتب دل پیچگی خود را از نرمش قهرمانانه مقام مزخرف رهبری در برابر استکبار جهانی اعلام داریم:
ما از روزی که آقا فرمودند اوضاع خراب است و باید نرمش قهرمانانه کنیم دلمان پیچ و  پیچ میروند و گلاب به روی تان اسهالی شده ایم بدجور! البته امر بر شما مشتبه نشود که ما هم اسهال طلب شده ایم. نخیر! ما را با آنها کاری نیست.بلکه ما دلمان برای ارمان های انقلاب اسلامی و رهنمودهای مقام مزخرف رهبری می سوزد که تو زرد از کار درآمد و همه فرمایشات  معظم له عوضی از آب درآمد.
آخر چه شد آنهمه عزت و اقتدار نظام که در گرو برنامه هسته ای بود؟ چقدر ما جشن هسته ای راه انداختیم و گفتیم کیک زرد درست کرده ایم که یک وجب روغن دارد. چقدر دانشمندان هسته ای ما در زیر زمین خانه شان انرژی هسته ای درست کردند. چقدر برادران بسیجی ما در اطراف مراکز هسته ای زنجیر انسانی تشکیل دادند و به غربی ها و اسرائیل پیام دادند که مگر از روی نعش ما رد بشوی و به این مراکز آسیب برسانی. برای رسیدن به بمب اسلامی اتمی با چه رویاها که سر به بالین نگذاشتیم و  در خواب چقدر پنبه ها که تناول ننمودیم. همه اش دود شد و رفت هوا.
ای دنیا... مصبت بسوزد!
من که خیلی حرصم گرفته. از این که می بینم این همه رفتیم توی نماز جمعه ها و عربده کشیدیم و امریکا را محکوم کردیم و قرار گذاشتیم که امریکا از بین برود ولی الان می بینم برعکس شده و این خودمان هستیم که داریم از بین میرویم از دست آقا عصبانی هستم. البته فرمایشات ایشان همیشه درست است و گهربار است چون معظم له رهبر فرزانه است ولی خدایی اش تازه فهمیدیم که معظم له اصلا اندازه خر هم نمی فهمد و کلا آرمانهای امام راحل را به فضولات شل و ول گاو تبدیل فرموده اند.
البته ما همچنان در خط رهبری و ولایت هستیم و گوش به فرمان فرمایشات ایشان هستیم. الان ایشان وقتی دیدند پرونده هسته ای را گند زدند حالا رفته اند سراغ رختخواب های مردم تا آنجا را هم به همین سرنوشت گرفتار نمایند. ایشان فرمودند همه مردها و زنها باید دست در دست هم بدهند و تا میتوانند بچه تولید کنند و توی رختخواب اینطوری بکنند و آنطوری نکنند. ما که از این همه تدبیر و دوراندیشی مقام عظما خیلی خوشمان آمده و قرار است تا کمرمان یاری میکند و تا جایی که تخم مرغ هایمان قادر به تولید اسپرم هست به امر مقدس و جهادی تولید بچه اهتمام ورزم و دین خود را به جمهوری اسلامی و ارمانهای امام راحل ادا نمایم. مطمئن هستم آقا با آن دوراندیشی که در مورد پروند هسته ای داشتند برای آینده فرزندان تولیدی ما برنامه دارند و فکر همه چیزش را کرده اند.
آی خانوم کجایی؟

تماشاگه راز

مدتی است دستم به نوشتن نمی آید. نه بخاطر کم سوژه ای بودن اوضاع. ماشالله بزنم به تخته این آخوندا روز نیست که یک سوژه ای برای این ملت بدبخت درست نکنند. من مثل یک آدم متحیر کنار جاده ای ایستاده ام و صحنه پرت شدن ابوطیاره جمهوری اسلامی را به قعر دره نگاه میکنم.
واقعا وضعیت این آقایون دیدن ندارد؟ کو آن همه عربده کشی و آی نفس کش سردادن مقام مزخرف رهبری؟ یادتان هست قرار بود ذره ای از حق مسلم هسته ای کوتاه نیایند؟ یادتان هست این مردک میگفت هرکس با امریکا مذاکره کند با الفبای سیاست آشنا نیست؟ کجا رفت عزت اسلامی و مدیریت جهانی؟زپلشک!
این هم از وضعیت اقتصادی و گرانی بی حساب و کتاب. آقایون واقعا گه گیجه گرفته اند. یکروز میگویند جلو کنترل جمعیت را نگیرید و و جمعیت باید زیاد شود و روز بعد از مردم التماس میکنند که ترا خدا برای گرفتن یارانه ئبت نام نکنید چون پول مول در کار نیست و محمودآقا همه را هپلی هپول کرد و رفت.
این یارو روباه مکار هم دو سه ماهی خارجی ها را سرکار گذاشت و صحبت از تدبیر و اعتدال و اینجور چیزها کرد بعد که حالا بادش خالی شد و معلوم شد حتی عرضه آب خوردن هم بدون اشاره مقام مزخرف ندارد. دیگر خبری از آزادی زندانی سیاسی و حقوق شهروندی رفت پی کارش خلاص.
اینها اینقدر بدبخت شده اند که پول فروش نفت را باید بصورت قطره چکانی دریافت کنند. آنهم اگر به شرط اینکه هربار آزانس تایید کند که بچه خوبی بوده اند و بیخودی نگوزیده اند!
واقعا تماشایی است مششاهده به خفت افتادن این آخوندهای جنایتکار.
بقول شاعر:
باش تا صبح دولتت بدمد
کاین همه از نتایج سحر است