متن نامه قطع شدن یارانه‌ها منتشر شد

نظر به اینکه از هفته آینده امت همیشه در صحنه ایران یارنه‌هایشان قطع خواهد شد برای اینکه شما با دیدن نامه فدایت شوم دولت خدای ناکرده شوکه نشوید و از هم اکنون آمادگی روحی و روانی داشته باشید متن نامه مورد نظر که در اختیار رسانه‌ها قرار گرفته  بدین شرح به اطلاع شما میرسد:

شهروند عزیز و محترم و دوست داشتنی و جیگر طلا!
آخ جووون! قربونت بشم عزیز دلم! ای شهروند گوگولی مگولی !
الهی که درد و بلات بخورد توی سر استکبار جهانی و نیروهای سرکوبگر وال استریت جورنال!

نظر به استقبال گسترده امت همیشه در صحنه از طرحهای اقتصادی دولت و بدرخواست مکرر شما و نیاز مالی شدید مردم عزیز لبنان و سوریه و عراق با کمال احترام به اطلاع شما میرساند که از امروز یارانه‌های جنابعالی قطع میشود.
قطعا شما بهتر از هر کس دیگر استحضار دارید که راههای پول بدست آوردن در این نظام مقدس ماشاءلله زیاد است و شما با اندکی ذکاوت و هوش میتوانید چند برابر این مبلغ را از راههای دیگری که ما برایتان فراهم کرده‌ایم براحتی بدست آورید. بطور مثال میتوانید شبها جلو بانکها بخوابید و صبح زود با خرید هزار دلار و یا یک عدد سکه طلا به قیمت دولتی و سپس فروش آن در بازار آزاد نسبت به جبران قطع یارانه خود اقدام فرمایید.

بهرحال امید است که خدای ناکرده یک وقت ناراحت نشده باشید . بالاخره مال دنیا مثل چرک کف دست است یکروز می‌آید و یکروز هم میرود. ایشالله که غم آخرتان باشد.

دوستدار شما
جمهوری اسلامی ایران
آی لاو یو - محمود جان احمدی‌نژاد

بازداشت دانشمندان هسته‌ای در سوریه

حتما شنیده‌اید که استکبار جهانی چند تن از دانشمندان هسته‌ای ما را که تا کلاس دوم راهنمایی درس خوانده‌اند را در سوریه ربوده و آنها را ناجوانمردانه دستگیر کرده‌اند و هر روز دارند آنها را در بازداشتگاههای زیرزمینی ترور میکنند و این درحالی است که سازمان ملل و جوامع حقوق بشری در این باره سکوت کرده و این کار را محکوم نمیکنند. 

دانشمندان هسته‌ای ما رفته بودند زیارت. بعد یک روز که توی یکی از شهرهای دور افتاده سوریه تظاهرات بوده اینها تصمیم میگیرند که بروند آنجا ببینند جایی برای زیارت کردن هست یا خیر. بعد همین که به آنجا میرسند می‌بینند مردم به حمایت از رژیم مردمی جناب آقای دکتر محمود بشار اسد به خیابان‌ها ریخته‌اند و دارند به زبان عربی شعار میدهند. این دانشمندان هسته‌ای ما هم که عربی بلد نبودند خیال میکردند آنها دارند قرآن میخوانند. این بود که راهشان را کج کردند و رفتند یک مقداری تفریح بکنند. آنها هرکدام یک تفنگ دوربین‌دار کرایه کردند و به روی پشت بامها رفتند تا گنجشک شکار کنند. در این موقع ماهواره‌های جاسوسی امریکا و کشورهای غربی موقعیت آنها را شناسایی کرده و به نیروهای مخالف رژیم سوریه اطلاع دادند و آنها هم آمدند و برادران دانشمند ما را دستگیر کردند و بردند در صدا و سیمای خودشان از آنها اعتراف گرفتند.
آیا این است معنی دمکراسی و آزادی بیان؟ مردم اگر حق نداشته باشند بروند بالای پشت بام تفریحات سالم بکنند پس معنی آزادی بیان و حقوق بشرچیست؟ این دبل استاندارد بودن‌ها چه معنی دارد؟

نفت در مقابل مارکبری

من امروز نشستم و چند ساعتی را صرف فکر کردن درباره راهکارهای برون رفت از این وضعیت وخیم اقتصادی کردم. من به این نتیجه رسیدم که این جمهوری اسلامی عرضه جمع و جور کردن و مهار شرایط افسار گسیخته بحران مالی کشور را ندارد و ما باید خودمان یک فکری به حال نجات این نظام مقدس بکنیم و راه حل عملی پیدا کنیم.
بنظر من حالا که جمهوری اسلامی نمیتواند به کشورهای جهان نفت‌‌ بفروشد و اگر هم موفق شود به چین و هند و گواتمالا و جزایر فیجی نفت صادر کند نمیتواند دلار بگیرد و اگر هم موفق شود دلار بگیرد بدلیل اینکه بانک مرکزی از سوی همه کشورها تحریم شده قادر به نقل و انتقال دلار نخواهد بود و لذا بهتر است تا دیر نشده خود ما یک فکر اساسی بکنیم.

راه حل اول همان معامله کالا به کالاست. اتفاقا این به نفع اقتصاد کشور هم هست. براساس گفته‌های یکی از مسئولین اقتصادی هرساله ما برای تامین مایحتاج عمومی نیاز به هشتاد میلیارد دلار داریم که باید از طریق صادرات نفت انجام شود. خب. این چه کاری است که ما ابتدا نفت را صادر کنیم و دلار بگیریم بعد دلارها را بیاوریم توی بانک مرکزی آنها را بشماریم و دسته بندی بکنیم و بعد برای واردات اقلام مورد نیاز از خارج کشور ثبت سفارش کنیم و هزارتا کاغذبازی و بریز و بپاش و دردسر بکشیم تا این اجناس وارد گمرکات کشور شود. آیا بهتر نیست از همان اول نفت را بدهیم و کالا دریافت کنیم؟ حالا تنها اشکال کوچکی که این وسط هست این است که کشورهای خریدار نفت ممکن است کالاهای مورد نظر ما را نداشته باشند.
خب. این اشکال قابل رفع هست. ما بیاییم ببینیم کشورهای خریدار نفت ما چی دارند که میتوانند به ما بدهند. مثلا ما میتوانیم به هندوستان نفت بدهیم  مارکبری تحویل بگیریم. البته به همراه آن شیپور یا ساز مخصوص.
خب. شما ببینید با این کار چند تا کار را باهم انجام داده‌اید. هم کاغذبازی و ریخت و پاش‌های اداری را حذف کرده‌اید و هم اینکه کلی اشتغال زایی نیز ایجاد کرده‌اید. دولت باید بیاید و به هر جوان فارغ‌التحصیل دانشگاه که الان بیکار هست و سر کوچه و خیابان دختربازی میکند یک مارکبری و یکی از آن شیپورهای مخصوص بدهد و بگوید برو توی پیاده رو بنشین و کاسبی کن. هم آن جوان از بیکاری بیرون می‌آید و هم مردم سرگرم میشوند.

راه حل دیگر این است که ما بیاییم و به کشورهای خریدار نفت‌مان بگوییم آقاجان!ما اصلا از شما بابت معامله نفت هیچ پولی نمی‌خواهیم. نه دلار میخواهیم نه یورو نه روپیه و نه فیل نه مارکبری و نه هیچ زهرمار دیگه. ما همه نفت‌مان را حاضریم بدهیم به شما و شما مثل یک پیمانکار بیایید مایحتاج عمومی کشور ما را تامین کنید و بطورکلی کشور ما را اداره کنید تا ما فرصت داشته باشیم به کارهای مهم‌تری مثل مدیریت جهان و فرستادن میمون و بزغاله به کهکشانها بپردازیم. اصلا کلید کشور را بدهیم به آنها و خودمان برگردیم توی حوزه‌های علمیه تا به همان بحث‌های شیرین‌مان ادامه بدهیم.

آیا فقط ما آدمیم و ملت سوریه آدم نیستند؟

فکر نکنید فقط این مردم داخل ایران هستند که از تشدید تحریم‌ها به سختی می‌افتند. اوضاع مردم سوریه به مراتب وخیم‌تر و حادتر از اوضاع مردم ماست. سوریه قبلا روزانه یکصد و پنجاه هزار بشکه نفت خام صادر میکرد که الان ماههاست قادر به فروش یک قطره هم نیست. کلیه صادرات غیر نفتی‌اش که قبلا به کشورهای عربستان و کویت و ترکیه و اردن و مقداری هم به اروپا میرفت به طور صد در صد متوقف شده است. اوضاع معیشتی مردم بشدت به هم ریخته و رکود اقتصادی و کمبود ارزاق عمومی بیداد میکند.
من تا بحال نشنیده‌ام و یا در جایی نخوانده‌ام که مخالفان سوری در خارج کشور مثل روشنفکرنماهای ما جیغ بنفش بکشند که تحریم‌ها را بردارید چون مردم عادی سوریه به سختی افتاده‌اند. برعکس حرف معترضان سوری همیشه این بوده و هست که چرا شورای امنیت دخالت نمیکند و مجازات‌های شدیدتری را علیه حکومتشان اعمال نمیکند؟ چرا منطقه پرواز ممنوع ایجاد نمیکنید؟

من فکر کنم یا مردم عادی سوریه اصلا آدم نیستند و یا اینکه روشنفکرنماهای خارج نشین ما کاتولیک‌تر از پاپ هستند و دلشان برای مردم داخل بیشتر از خود آنها می‌سوزد.
راستش من با هرکس از بستگانم در ایران صحبت میکنم میگوید: پس کی امریکا به این مادرقحبه‌ها حمله میکند؟ خسته شدیم!

چه کسانی به کاخ سفید اطلاعات غلط میدهند؟


سناریوهای بعد از اعمال تحریم

اگر فردا صبح (یعنی روز دوشنبه) اتحادیه اروپا بانک مرکزی جمهوری اسلامی را تحریم کند بدون شک توان مالی ٰرژیم آنقدر ضعیف میشود که شیرازه حاکمیت‌اش از هم پاشیده میشود. اما سردمداران نظام دیکتاتوری هم دست روی دست نخواهند گذاشت و سعی خواهند کرد با عجز و التماس پای هر تعهدنامه‌ای را امضا کنند تا همچنان بر سر قدرت باقی بمانند. حالا ممکن است اتفاقات زیر رخ دهد که هر کدام نتیجه کاملا متفاوتی برای مردم ما خواهد داشت:

۱- یا جمهوری اسلامی با صدای بلند میگوید غلط کردم گه خوردم . انرژی هسته‌ای حق مسلم ما نیست . در آنصورت غنی سازی و ساخت بمب اتمی را کنار میگذارد و کشورهای غربی هم از فرصت استفاده میکنند حسابی آنها را میدوشند. یعنی در ازای متوقف ساختن غنی سازی پیمانکاران خودشان را میفرستند تا برای ایران نیروگاه اتمی درست کنند و سوختش را هم خودشان تحویل میدهند و پولش را میگیرند و کارهایی از این دست. در این حالت جمهوری اسلامی در مذاکرات موضعی بسیار پایین و عاجزانه‌ای خواهد داشت و قدرت چانه‌زنی از آنها گرفته میشود. بعبارت دیگر آنها برای جمهوری اسلامی دیکته خواهند کرد که چه بکند و چه نکند و اگر دست از پا خطا کرد دوباره گوشش را میگیرند.
این یعنی شکست هیمنه ولایت فقیه در بین سپاه پاسدارن و نیروهای خودی. همه خواهند گفت: اگر قرار بود اینطوری عقب نشینی کنیم چرا در زمان خاتمی که می‌توانستیم امتیازاتی هم بگیریم اینکار را نکردیم؟ این چجور بصیرتی است که مقام مزخرف رهبری دارد؟

بنظر من این اتفاق اگر بیفتد جمهوری اسلامی تا مدتی شانس بقا خواهد داشت ولی دیگر هارت و پورت بیخود نخواهد کرد. این وضعیت باعث میشود تا سالها حکومت اسلامی در کشور ما خیمه بزند
بنظر من این اتفاق به این شکل صورت نخواهد گرفت. ممکن است مقام مزخرف رهبری به غلط کردن بیفتد و مدتی عقب نشینی تاکتیکی کند ولی آنچه که مسلم است او با ادامه سیاستهای غرب ستیزی‌اش نهایتا با غرب درگیر خواهد شد.

۲- اگر تحریم‌ها ادامه یابد و جمهوری اسلامی حاضر به عقب نشینی نباشد و همچنان برای غرب شاخ و شانه بکشد در اینصورت هیچ تردید نکنید که راهی را خواهد رفت که قذافی و دیگران رفتند. کافی است یک ترقه‌ای در جایی بترکد و بهانه‌ای درست شود برای بمباران هوایی مراکز نظامی سپاه. در این حالت اگر جمهوری اسلامی حماقت کند و بخواهد مقابله به مثل کند در آنصورت توان نظامی نیروهای غربی در منطقه آنقدر هست که همه امکانات و دار و ندار جمهوری اسلامی را پودر کند. در اینصورت رژیم از هم پاشیده خواهد شد و کشور به یک دوره پر از تنش و کشمکش خواهد افتاد ولی نهایتا وضعیت طوری خواهد شد که از اوضاع کنونی بهتر است یعنی دیگر خبری از حاکمیت آخوند و اینجور مسخره بازی‌ها نخواهد بود.
امیدوارم این سناریو اتفاق نیفتد چون هزینه‌هایش به ملت زیاد خواهد بود اما بهرحال نسل بعد از شر چنین اراذل و اوباشی مثل خامنه‌ای راحت خواهند شد. ایران بعد از سقوط جمهوری اسلامی ایرانی به مراتب آزادتر و شاداب‌تری خواهد بود.

۳- ممکن است غرب با اعمال تحریم‌ها هیچ کار دیگری نکند. یعنی مدتی کج دار و مریز مذاکرات را کش بدهد تا تحریم‌ها حسابی اثر کند و تورم و مشکلات اقتصادی و اجتماعی در داخل رژیم را تهدید جدی کند. در این صورت اگر مردم قیام کنند و سرنوشت خودشان را عوض کنند این بار احتمال پیروزی مردم صد در صد خواهد بود زیرا رژیم هیچگاه اینقدر ضعیف و سردرگم و منزوی نبوده است.
این بهترین حالت و کم هزینه‌ترین راه نجات مردم است ولی فقط یک اشکال کوچک دارد و آن این است که فکر نمیکنم این مردم دوباره بخواهند سرپای خود برخیزند.شاید من خیلی از مردم مایوس شده باشم ولی سعی میکنم واقع‌گرا باشم تا بخواهم شعار الکی بدهم.اگر این را قبول ندارید چند روز دیگر صبر کنید خواهیم دید چطوری گله گله به پای صندوق‌های رای خواهند رفت و به این حکومت دیکتاتوری اعتماد به نفس تزریق خواهند کرد.

زمان آینده هسته‌ای

«دلار شده ۲۰۰۰ تومن» چه گزاره‌ای است؟
- ماضی نقلی
- ماضی بعید
- حال استمراری
- آینده هسته‌ای (یعنی از روزی که داد زدیم انرجی هسته‌ای حق مسلم ماست باید فکر این روزها را هم میکردیم و دلار دوهزار تومنی را هم می‌دیدیم)