متن واقعی توافقنامه هسته ای

توافقنامه مذاکرات هسته ای پس از ساعتها مذاکرات فشرده به شرح ذیل مورد توافق طرفین قرار گرفت:

 1- قرار شد پول هتل محل مذاکرات را هیئت مذاکره کننده ایرانی در قالب یک برنامه زمانبندی شده سه ماهه بپردازد. شستن ظرفها و کار در آشپزخانه مورد قبول نخواهد بود.
2- دادن تیپ یا انعام به مستخدمین زحمت کش و شریف هتل  که در این مدت زحمت زیادی کشیده اند شامل بند شماره قبل میشود . لازم به ذکر است که تا انعام بچه ها داده نشود تحریم های اعمال شده برداشته نمیشود.

3- طرف ایرانی قول داد تعداد سانتریفیوژها را یا کاهش دهد و یا اگر  حاضر نیست این کار را بکند لااقل سرعت چرخیدن آنها را یه خورده کمتر کند و یا اگر این کار را هم نمیتواند بکند بگذارد سانتریفیوژها کار کنند ولی داخل آنها کیک زرد و اینجور چیزها نریزد بلکه یا بگذارد خالی بچرخند و یا اگر دلشان خواست تویش شیر و ماست محلی بریزند تا از آنها کره بگیرند.
4- مقرر گردید بازرسان آژانس هر ماهه از ماست و کره های تولیدی سانتریفیوژها بازدید بعمل آورده و مقداری از آنها را بچشند و اگر مزه آنها را تایید کردند بخشی از تحریم ها را بردارن مشروط به اینکه مبلغ تحریم های لغو شده از میزان کره و ماست های تولید شده بیشتر نباشد.

5- کشورهای 1+5 توافق کردند که ایران به غنی سازی اورانیوم و حتی ساخت بمب اتمی ادامه دهد مشروط به اینکه این کار فقط در زیر زمین خانه صورت بگیرد آنهم توسط یک دختر سیزده ساله.
6- به منظور توسعه صنعت توریسم در ایران و همچنین آشنا شدن شهروندان کشورهای غربی به فرهنگ ایرانی و مخصوصا غذاهای ایرانی (بویژه چلوکباب- قورمه سبزی و آبگوشت و کوفته تبریزی) آزانس بین المللی انرژی اتمی گروه گروه شهروندان غربی را برای نظارت بر حسن رفتار جمهور اسلامی به هر نقطه مورد تردید فعالیتهای هسته ای به ایران گسیل دارد.

7- جمهوری اسلامی قبول کرد که دیگر به فکر ساختن بمب اتمی نباشد و مسابقه تسلیحات هسته ای در منطقه را شروع نکند ولی اگر خواست حقوق بشر را رعایت نکند و همچنان مقام اول در تعداد اعدام را داشته باشد عیبی ندارد. بالاخره چهاردیواری و اختیاری. این مشکل مردم ایران است و نه کشورهای غربی.

8- مقرر گردید از این پس مذاکرات همچنان ادامه یابد ولی نه خیلی فشرده. کشورهای 1+5 از آقای هیئت ایرانی دعوت کردند این دفعه مقام عظما را با خنم بچهها بردارند بیاورند اینجا. هم مذاکره میکنیم و هم بساط منقل و دود و غیره هم فراهم میکنیم. دور هم باشیم بد نمیگذره.

9-  قرار شده مذاکرات تا ظهور آقا امام زمان ادامه یابد و وقتی ایشان تشریف آوردند توی هتل برایشان یک اتاق رزرو خواهد شد و مذاکرات با حضور ایشان ادامه خواهد یافت.

10- از آنجایی که ملت ایران هیچ وسیله تفریح و شادی ندارند مقرر شد هر سه ماه یکبار ما توافقنامه جدیدی امضا کنیم تا ملت به خیابانها بریزند و یک قر کمری بدهند و حال کنند.

امامزاده ابگرمکن


ﺟﻮﺷﯿﺪﻥ ﺁﺏ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺩﺭﺧﺖ ﺩﺭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﻫﻤﺪﺍﻥ ﺣﺎﺷﯿﻪﻫﺎﯼ ﺟﺎﻟﺒﯽ ﺩﺍﺷﺖ. 
ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺎ ﺍﺯﺩﺣﺎﻡ ﺩﺭ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﺩﺭﺧﺖ، ﺍﺯ ﺁﺏ ﺁﻥ ﺑﻄﺮﯼﻫﺎ ﭘﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻔﺎﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭﺍﻥ ﺑﺮﺩﻧﺪ. ﻋﺪﻩﺍﯼ ﺑﺎ ﺷﺴﺘﻦ ﺩﺳﺖ ﻭ ﺭﻭ ﻭ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻭﺿﻮ ﺗﺒﺮﮎ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ یک مقام مسئول در شرکت آب و فاضلاب همدان رد شدن لوله انتقال آب شهری از کنار این درخت را تائید کرد و گفت کارشناسان این شرکت برای یافتن ترکیدگی لوله به منطقه اعزام 
شده اند  
ﺍﻣﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺑﻪ «ﺷﻔﺎ ﮔﺮﻓﺘﻦ» ﻣﺸﻐﻮﻟﻨﺪ. ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﯿﺎﻥ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ میﮔﻔﺘﯽ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺁﺏ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺗﺮﮐﯿﺪﮔﯽ ﻟﻮﻟﻪ ﺍﺳﺖ، ﺟﻮﺍﺏ ﻣﯽﺩﺍﺩﻧﺪ: ﺁﻗﺎ، ﻟطفا ﺑﻪ ﻣﻘﺪﺳﺎﺕ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﻧﮑﻦ !!!!!

مغزشویی مذهبی

چند کلام درباره داعش

ما که نفهمیدیم جریان داعش چطوری درست شد و بقول معروف اینها تخم و ترکه چه کسانی هستند. بعضی از دایی جان ناپلئون ها میگویند اینها را امریکا و انگلیس درست کردند تا یک خورده جمعیت دنیا کم بشود. خفه شدیم از این همه شلوغ پلوغی. از در و دیوار مثل مور وملخ آدم می بارد. داعش آمده که تنظیم خانواده بشود.
عده ای هم میگویند این داعش را عربستان و قطر درست کرده اند تا جلو نفوذ آخوندها در عراق و سوریه را بگیرد. من نمیدانم اگر عربستان و قطر اینقدر قدرتمند و کارآمد بودند یک فکری به حال یمن و بحرین نکردند که مزدورهای جمهوری اسلامی تا حیاط خلوت آنها هم نفوذ کرده اند. اگر اینها عرضه داشتند اول یک فکری برای بیخ گوش خودشان میکردند.
عده ای هم میگویند داعش را حکومت اسد با همیاری جمهوری اسلامی درست کردند تا دنیا قدر حکومت بشار اسد را بداند و در صدد تغییر رژیم نباشد.
در آخر یک نظر متفاوتی هم هست که معتقد است داعش را هیچ کس درست نکرد. داعش از هزار و چهارصد سال پیش وجود داشت. منتها تحولات سالهای اخیر در منطقه به آنها این فرصت را داد تا اعتقادات و باورهای خود به اسلام را عملی کنند.
ما که در طول تاریخ هرچه از اسلام دیدیم همین کارهای داعشی ها بوده است. همیشه اینها سر هم را بریده اند و چوب توی ماتحت هم کرده اند. 
بنابر این من پیامد ظهور این داعشی ها را برای بشریت مفید می بینم.  دنیا متوجه شد که اسلام چه سم مهلکی است. دنیا باید به سوی خلع سلاح هسته ای و خلع مذهب بطور همزمان پیش برود. اینگونه اعتقادات مذهبی از بمب اتم هم مخرب تر است و سلامت بشریت را تهدید میکند.
ای کاش همانطور که برای ویروس بیماری ابولا واکسنی کشف کردند یک آمپول و قرص و شربتی هم برای این بیماران فکری پیدا میکردند.

خامنه‌ای: مذاکره در زمینه تحریم فایده‌ای نداشته‌است!

ای بر کله پدر دروغگو!
اگر این مذاکرات برای هیچکس فایده ای نداشت لااقل برای تو پفیوز الدنگ خیلی هم فایده داشت. تا چند ماه پیش که از بی پولی داشتی له له میزدی و پیش حسن نصرالله و دیگر مفت خورهای منطقه شرمنده شده بودی که حقوق ماهانه شان دیر شده بود حالا از خیر سر نرمش قهرمانانه مقداری از پولها آزاد شدند تا دوباره یک نفسی تازه کنی و چند روزی را بیشتر خون این ملت را توی شیشه کنی.
آقاجان! دروغ و دروغگویی و حقه بازی از اجزاء غیرقابل تفکیک یک آخوند است. مثل سگ دروغ می گویند این بی پدرها.
(با عرض معذرت از سگهای گرامی و معظم)

بحران کمبود آب را باور کنیم یا ضرورت افزایش جمعیت؟

یک ضرب المثل بنگلادشی میگه: یارو به دشمن اش لج کرد و رید توی شلوارش!
حالا شده قضیه این حاکمان جمهوری اسلامی.
بخاطر اینکه به امریکا و اروپا ثابت بکنند که حرفهای آنها غلط است و سیاست کنترل جمعیت یک برنامه استکبار جهانی است امند و بوغ و کرنا راه انداختند که افزایش جمعیت از نان شب هم واجب تر است و همه باید دست به کار بشوند و تند و تند بچه درست کنند.
خب. بدبخت بیچاره بیسواد! تو مثلا داری به غرب لج میکنی یا دو دستی داری این مردم را از این وضعیت فلاکت باری که توی این سی و چند ساله گرفتارش کردی را بدبخت تر و گرفتارتر میکنی؟
از این طرف اعلام میکنید که بحران بی آبی جدی است و همه زمین های کشاورزی تبدیل به کویر شده است و فاتحه کشاورزی و باغداری را باید خواند. دریاچه ها و رودخانه ها یکی پس از دیگری خشک شد و کم کم باید آب را هم از خارج وارد کنیم.
خب. الاغ! مملکتی که آب ندارد افزایش جمعیت را چگونه میخواهد پاسخگو باشد؟
آب که نباشد آبادانب هم نیست. زاد وولد در چنین شرایطی غلط زیادی است.

نه دلم برای غزه میسوزد نه برای هیچ جای دیگر

این روزها هرکس برای مردم غزه و فلسطین بیشتر سینه چاک کند به این معنی است که خیلی روشنفکر است و طرفدار حقوق بشر. هرکانال تلویزیون را که می چرخانیم صحبت از محکوم کردن جنایات اسرائیل است و کشته شدن مردم مظلوم فلسطین. بعضی ها هم بخاطر اینکه از قافله عقب نمانند یکی به نعل میزنند و یکی به میخ. هم حماس را بخاطر اینکه از داخل خانه ها و مدارس و مساجد موشک اندازی میکند محکوم میکنند و هم اسرائیل را بخاطر کشته شدن مردم غیرنظامی.
راستش را بخواهید برای من اصلا مهم نیست چی دارد در فلسطین و غزه و لبنان و سوریه و عراق میگذرد. ریشه این همه بحران در اعتقادات مذهبی و مخصوصا نوع افراطی ان است.
آقاجان! کرم از خود درخت است و مخصوصا از جمهوری اسلامی.
برای من جمهوری اسلامی باطل مطلق است. اهریمن مجسم است. اسطوره پلیدی است. من هیچگاه با ساز جمهوری اسلامی هم ساز نخواهم شد.
فلسطین و غزه شده است پیراهن عثمان. هر وقت بخواهند اغکار مردم را از بدبختی های روزمره خودشان منحرف کنند روضه مظلومیت مردم بی پناه فلسین را برای ما میخوانند. یک عده از ما هم که آماده ایم براحتی جوگیر بشویم.
من اگر بخواهم دلسوزی کنم برای مردم بیچاره خودم دلسوزی میکنم که با فقر و فلاکت زندگی مشقت باری را میگذرانند. نه امید به آینده دارند. نه آزادی نه رفاه نه حقوق انسانی نه هوای پاک نه آب آشامیدنی نه بهداشت.
دغده های من اگر بخواهم دغده ای داشته باشم اینهاست نه اینکه حماس حق است یا اسرائیل.
اگر این غربی ها شناخت شان از حماسی ها کم است و برای انها دلسوزی میکنند ما چرا؟ ما که خودمان ضربه خورده همین جماعت هستیم. گور پدرشان. همه شان سر و ته یک کرباسند. تنها فرق حماس با جمهوری اسلامی این است که حماسی ها فاقد قدرت و ثروت هستند و الا پوست مردم منطقه را میکندند.
خلاصه بی خیال غزه و لبنان.