اگر فردا صبح (یعنی روز دوشنبه) اتحادیه اروپا بانک مرکزی جمهوری اسلامی را تحریم کند بدون شک توان مالی ٰرژیم آنقدر ضعیف میشود که شیرازه حاکمیتاش از هم پاشیده میشود. اما سردمداران نظام دیکتاتوری هم دست روی دست نخواهند گذاشت و سعی خواهند کرد با عجز و التماس پای هر تعهدنامهای را امضا کنند تا همچنان بر سر قدرت باقی بمانند. حالا ممکن است اتفاقات زیر رخ دهد که هر کدام نتیجه کاملا متفاوتی برای مردم ما خواهد داشت:
۱- یا جمهوری اسلامی با صدای بلند میگوید غلط کردم گه خوردم . انرژی هستهای حق مسلم ما نیست . در آنصورت غنی سازی و ساخت بمب اتمی را کنار میگذارد و کشورهای غربی هم از فرصت استفاده میکنند حسابی آنها را میدوشند. یعنی در ازای متوقف ساختن غنی سازی پیمانکاران خودشان را میفرستند تا برای ایران نیروگاه اتمی درست کنند و سوختش را هم خودشان تحویل میدهند و پولش را میگیرند و کارهایی از این دست. در این حالت جمهوری اسلامی در مذاکرات موضعی بسیار پایین و عاجزانهای خواهد داشت و قدرت چانهزنی از آنها گرفته میشود. بعبارت دیگر آنها برای جمهوری اسلامی دیکته خواهند کرد که چه بکند و چه نکند و اگر دست از پا خطا کرد دوباره گوشش را میگیرند.
این یعنی شکست هیمنه ولایت فقیه در بین سپاه پاسدارن و نیروهای خودی. همه خواهند گفت: اگر قرار بود اینطوری عقب نشینی کنیم چرا در زمان خاتمی که میتوانستیم امتیازاتی هم بگیریم اینکار را نکردیم؟ این چجور بصیرتی است که مقام مزخرف رهبری دارد؟
بنظر من این اتفاق اگر بیفتد جمهوری اسلامی تا مدتی شانس بقا خواهد داشت ولی دیگر هارت و پورت بیخود نخواهد کرد. این وضعیت باعث میشود تا سالها حکومت اسلامی در کشور ما خیمه بزند
بنظر من این اتفاق به این شکل صورت نخواهد گرفت. ممکن است مقام مزخرف رهبری به غلط کردن بیفتد و مدتی عقب نشینی تاکتیکی کند ولی آنچه که مسلم است او با ادامه سیاستهای غرب ستیزیاش نهایتا با غرب درگیر خواهد شد.
۲- اگر تحریمها ادامه یابد و جمهوری اسلامی حاضر به عقب نشینی نباشد و همچنان برای غرب شاخ و شانه بکشد در اینصورت هیچ تردید نکنید که راهی را خواهد رفت که قذافی و دیگران رفتند. کافی است یک ترقهای در جایی بترکد و بهانهای درست شود برای بمباران هوایی مراکز نظامی سپاه. در این حالت اگر جمهوری اسلامی حماقت کند و بخواهد مقابله به مثل کند در آنصورت توان نظامی نیروهای غربی در منطقه آنقدر هست که همه امکانات و دار و ندار جمهوری اسلامی را پودر کند. در اینصورت رژیم از هم پاشیده خواهد شد و کشور به یک دوره پر از تنش و کشمکش خواهد افتاد ولی نهایتا وضعیت طوری خواهد شد که از اوضاع کنونی بهتر است یعنی دیگر خبری از حاکمیت آخوند و اینجور مسخره بازیها نخواهد بود.
امیدوارم این سناریو اتفاق نیفتد چون هزینههایش به ملت زیاد خواهد بود اما بهرحال نسل بعد از شر چنین اراذل و اوباشی مثل خامنهای راحت خواهند شد. ایران بعد از سقوط جمهوری اسلامی ایرانی به مراتب آزادتر و شادابتری خواهد بود.
۳- ممکن است غرب با اعمال تحریمها هیچ کار دیگری نکند. یعنی مدتی کج دار و مریز مذاکرات را کش بدهد تا تحریمها حسابی اثر کند و تورم و مشکلات اقتصادی و اجتماعی در داخل رژیم را تهدید جدی کند. در این صورت اگر مردم قیام کنند و سرنوشت خودشان را عوض کنند این بار احتمال پیروزی مردم صد در صد خواهد بود زیرا رژیم هیچگاه اینقدر ضعیف و سردرگم و منزوی نبوده است.
این بهترین حالت و کم هزینهترین راه نجات مردم است ولی فقط یک اشکال کوچک دارد و آن این است که فکر نمیکنم این مردم دوباره بخواهند سرپای خود برخیزند.شاید من خیلی از مردم مایوس شده باشم ولی سعی میکنم واقعگرا باشم تا بخواهم شعار الکی بدهم.اگر این را قبول ندارید چند روز دیگر صبر کنید خواهیم دید چطوری گله گله به پای صندوقهای رای خواهند رفت و به این حکومت دیکتاتوری اعتماد به نفس تزریق خواهند کرد.