قرآن قبلا سه جلد بوده و دو جلدش را موش خورده

Last Moment 10 24 18 B / پنل سیاسی - گفتگوی مهم با نماینده شبکه فرشگرد ع...

Stop Russia annexing the Caspian Sea



Herewith for the following reasons, we the undersigned, as part of the concerned Iranian people, declare our unequivocal condemnation of the Convention recently signed under a media blackout by the representatives of the five littoral states of the Caspian Sea (CS) on Aug 12, 2018 (Mordad 21, 1397) in Aktau, Kazakhstan.

I- This Convention overrides and overwrites the 1921 and 1940 treaties between Iran and the Soviet Union, which authorized an overlap ownership (Condominium) of the entire wealth and potentials of the water mass.

II- This Convention subliminally and by default recognizes the secluded bilateral agreements between other parties on sharing seabed reserves ignoring the Iranian side.

III- This Convention forces Iran to acknowledge the ongoing exploration and exploitation activities for oil and gas reserves by other states.

IV- This Convention nonchalantly relieves itself of imposing proportional responsibilities for the harms to the unique environmental characteristics of the CS and the grave consequences of potential ecological accidents caused by the parties with oil and gas reserves, while Iran will have only to absorb the undue damages.

V- The Article 14 of this Convention, which authorizes installation of seabed pipelines for member states without reserving a veto right for Iran, undermines the geopolitical stature of Iran-o

VI- This Convention deploys a questionable platform that leaves Iran with at best 13% of the seabed ownership which holds less than 1% of the proven oil and gas reserves of the CS.

VII- This Convention generously leaves Russia almost the entire water mass to enjoy an uncontested military prowess.

According to the Article 78 of the Iranian Constitution, a resolution to any dispute regarding the demarcation of the Iranian sovereign domain borders, including coastal borders, has to be recognized as such and then ratified by at least 80% of the Majlis (Parliament) representatives.

Needless to say, any decision by the Iranian government under current unconventional and murky circumstances will culminate in harm to the interests of the nation and the future generations of Iran. We believe the ratification of this Convention by the Majlis is not only a disservice to the present, but creates a titanic task for the future to undo it.

We the undersigned declare in no uncertain terms, the finalization of such fateful Act is beyond the capacity and legitimacy of any branch of the state and even the Majlis. Thus, for the aforementioned reasons, we demand that the approval of this Convention will have to gain a great majority upvote through a national referendum regardless of its potential ratification. In the absence of such outcome, this Convention is deemed void and null by us.

This DECLARATION is addressed to the Iranian government, four other signatory parties, and the international community.


چرا متعصب ها، حتی اگر اقلیتِ مطلق باشند، می توانند قاعده شان را به هنجار جامعه تبدیل و تحمیل کنند؟

فرض کنید شما به یک میهمانی خصوصی وارد می شوید. در این میهمانی، 10 زن و تعدادی مرد حضور دارند. یکی از خانم ها، چادر به سر دارد. 8 نفر از خانم ها، شکلی از حجاب را دارند، اگر چه که ممکن است این حجاب، کاملِ کامل نباشد. 1 نفر از خانم ها بی حجاب است. این میهمانی خصوصی است، بنابراین قانون حجاب اجباری در کار نیست. نتیجه گیری شما:

90
درصد خانم های این جامعه به حجاب اعتقاد دارند، اگر چه که ممکن است تعریفشان از حجاب متفاوت باشد. 10 درصد از خانم های جامعه به حجاب اعتقاد ندارند.

درست است نه؟ نه لزوما. می خواهم برای شما توضیح بدهم که ممکن است که در این جامعه ، تنها 10 درصد خانم ها به حجاب اعتقاد داشته باشند.

حالا یکی از میهمان ها، برای شما تعریف می کند که قبل از ورود شما به جمع، چه اتفاقاتی رخ داده (این مثال واقعی است؛ و مربوط به روزهای آخری که نگارنده در ایران حضور داشت):

«
تعدادی میهمان، زن و مرد، با هم اختلاط می کرده اند و کسی هم حجاب بر سر نداشته است. ناگهان میزبان به همه اعلام می کند که میهمان آخر، آقای ر، به همراه خانمش همین الان زنگ زده اند و دارند می رسند. میزبان ضمن معذرت از همه، اطلاع می دهد که آقای ر به شدت مذهبی است، بنابراین اگر خانم بی حجابی در جمع باشد داخل نخواهد آمد. و از آن جایی که آقای ر خیلی عزیز هستند، از همه ی میهمانان می خواهد که حجاب بر سر کنند. میهمانان، بعضی با بی تفاوتی و بعضی غرولندکنان حجاب بر سر می کنند. یک نفر اما لجبازی می کند و حجاب بر سر نمی کند. آقای ر و خانم چادری اش داخل می شوند. آقای ر، وقتی متوجه زن بی حجاب می شود، سرش را پایین می اندازد و سکوت می کند؛ اما میهمانی را ترک نمی کند. جمع دوباره شروع به صحبت می کند و میهمانی دوباره گرم می شود

چه اتفاقی افتاد؟ در واقعیت امر، 90 درصد این جامعه به حجاب اعتقادی نداشته اند، و تنها 10 درصد واقعا معتقد به حجاب بوده اند. نتیجه گیری شما به عنوان یک ناظر بیرونی این بود که 90 درصد جامعه باحجاب بوده اند. 180 درجه غلط. چرا نتیجه گیری شما این همه غلط بود؟ و چرا آقای ر ، برخلافِ پیش بینیِ میزبان، جمع را ترک نکرد؟

این اساسِ بحثی است که می شود آن را قاعده ی اقلیتِ متعصب نام گذاشت،
این قاعده، در مورد یک طرفه بودن خیابانِ تعصب است، و این که چه طور متعصب ها، حتی اگر اقلیتِ مطلق باشند، می توانند قاعده شان را به هنجار جامعه تبدیل و تحمیل کنند.

در ضیافت های دیپلماتیکی که 5 + 1 میزبان ایرانی ها هستند، مشروبات الکلی سرو نمی شود، چرا؟
طرف اروپایی، هم سر میز بدون مشروب می نشیند، و هم سر میز با مشروب. اما طرف ایرانی، فقط سر میز بدون مشروب می نشیند. نتیجه: میز بدون مشروب.

در این جا  اگر ناظری از کره ی مریخ بیاوریم و از او بخواهیم که در مورد تمایل اکثریت به صرف مشروب اظهار نظر کند، بی برو برگرد نتیجه می گیرد که خواسته ی اکثریت این بوده که مشروب سرو نشود. این برداشتِ طبیعیِ هر کسی از دموکراسی و قاعده ی اکثریت است. در حالی که، ناظر زمینی، برخلاف ناظر مریخی، اطلاع دارد که سر این میز، تنها یک نفر از هفت نفر با سرو مشروب مخالف بوده است. این خواسته، صرفا خواسته ی طرفی بوده که متعصبانه تر و لجوجانه تر بر تمایلش پافشاری کرده است. بنابراین، اقلیتِ متعصب، می تواند به دو شکل بر جامعه تاثیر بگذارد:

اولا) جامعه را به هنجار مورد علاقه ی خودش تسلیم کند.
ثانیا) ناظر ناآگاه را، به این نتیجه گیری غلط بیندازد که آن چه که در جامعه رخ داده، خواست اکثریت جامعه بوده است.

(برگرفته از مطلب طولانی آقای مهدی حیدری)