ملا حسنی



ملا حسنی

کانون وبلاگ‌نویسان ایران

[Powered by Blogger]

Zeitoon
Balatarin
لیست وبلاگهای ایرانیان جهان ليست وبلاگهای به روز شده

-------------------

-------------------

Toronto: Click for Toronto, Ontario Forecast Tehran: Click for Tehran, Iran Forecast

-------------------

  • July 2005
  • August 2005
  • October 2005
  • November 2005
  • December 2005
  • January 2006
  • February 2006
  • March 2006
  • April 2006
  • May 2006
  • June 2006
  • July 2006
  • August 2006
  • September 2006
  • October 2006
  • November 2006
  • December 2006
  • January 2007
  • February 2007
  • March 2007
  • April 2007
  • May 2007
  • June 2007
  • July 2007
  • August 2007
  • September 2007
  • October 2007
  • November 2007
  • December 2007
  • January 2008
  • February 2008
  • March 2008
  • April 2008
  • May 2008
  • -------------------

    Subscribe in a reader

    Subscribe to
    Posts [Atom]

    Friday, May 23, 2008

    اسرائیل٬ اسرائیل٬ ما داریم می‌آییم:

    نظر به مذاکرات سازش بین سوریه و اسرائیل٬ دیگر هیچ کشوری را نمی‌توان پیدا کرد که با اسرائیل سر جنگ داشته باشد الا جمهوری اسلامی که آن هم عنقریب بنا به مصلحت و جهت حفظ نظام مقدس٬ نه تنها با اسرائیل سازش خواهد کرد بلکه از آن ور بام می‌افتد و اعلام میکند: ما کی گفتیم اسرائیل باید از بین برود؟؟ ما همیشه در کنار برادران اسرائیلی خود بوده و هستیم.
    از فردا کمکهای نقدی و خیرخواهانه بجای اینکه به حماس و حزب الله لبنان برود٬ برای بازسازی اورشلیم سرازیر خواهد شد. شهرداری تهران از حساب عوارض و نوسازی چندین میلیارد تومان را برای پروژه شیرین سازی آب دریاچه بیت اللحم هزینه خواهد کرد.

    کار و کاسبی کاروان‌های زیارتی که تا دیروز به سوریه و کربلا و نجف می‌رفتند٬ از این به بعد به بیت المقدس و تل‌آویو خواهند رفت. ممکن است آگهی تبلیغاتی یکی از آن کاروان‌ها چنین باشد:


    کاروان زیارتی حاج ماشالله ثبت نام می‌کند:

    به اطلاع علاقه‌مندان و عاشقان زیارت سرزمینهای اشغالی میرساند٬ ثبت نام از متقاضیان این سفر معنوی آغاز گردیده است. متقاضیان واجد شرایط می‌توانند در اسرع وقت با در دست داشتن شش قطعه عکس سه در چهار با حجاب اسلامی (برای خواهران) و بدون کراوات (برای برادران) و دو نسخه فتوکپی از صفحات شناسنامه به دفتر این کاروان مراجعه کرده و ثبت نام نمایند.
    برنامه‌های این سفر:
    - بالا رفتن از دیوار ندبه و خواندن دعای ندبه در روی دیوار بصورت دسته جمعی و سپس راهپیمایی بسمت بیت المقدس و خواندن نماز جماعت در وسط چهار راه‌های خیابان‌های تل‌آویو.
    - ملاقات با خاخام‌های یهودی و دیگر برادران رژیم صهیونیستی و غاصب اسرائیل
    - ملاقات با چند تن از خواهران خوشگل اسرائیلی و آموزش فحش‌های خوار مادر فارسی به آنها
    - تلپ شدن روی سر مردم رژیم صهیونیستی بمنظور صرفه‌جویی در هزینه‌های خورد و خوراک و ندادن پول هتل و مسافرخانه.
    - فروختن مقداری انگشتر عقیق و تسبیح شامقصود در خیابان‌های تل اویو به برادران و خواهران دشمن صهیونیستی به بالاترین قیمت و سپس خریدن سوغاتی برای بستگان و آشنایان از آنجا شامل زیرپیراهن و جوراب و روبالشی و روتخنی و دیگر خرت وژرت‌های ضروری.
    کاروان زیارتی حاج ماشالله و شرکاء




    | ___________________________________________________________________________________________________

    Tuesday, May 20, 2008

    امریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند؟
    (امام خمینی سابق)

    عرضم حضور شما٬ بحث شیرین به ارگاسم نرسیدن ملت همیشه در صحنه را موقتا تعطیل میکنیم و میرویم سراغ نقد اندیشه‌ها و دیدگاههای حضرت امام خمینی.
    بنظر من روشنفکران و منتقدین داخلی زمانی به بلوغ سیاسی میرسند که جرات کنند فقط بمدت نیم ساعت به فرمایشات بنیانگذار جمهوری اسلامی فکر کنند .البته لازم نیست که نتیجه فکر کردنشان را به زبان بیاورند و یا بنویسند. همین مقدار که جرات و شهامت کنند توی دل‌شان حرفهای ایشان را نقد کنند کافی است.

    یکی از فرمایشات تاریخی ایشان این بود که« امریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند».
    حالا ممکن است آنهایی که سرشان را توی برف کرده‌اند بگویند: خب راست میگفت دیگه. امریکا هیچ کاری نتوانست بکند.

    ولی بنظر من از زمان بیرون آمدن این جمله از دهان آقای خمینی تا همین لحظه٬ امریکا غلط های زیادی را تا دسته توی آستین شریف مان کرده که بطور اختصار به بعضی از آنها اشاره میکنیم:

    اولین غلطی که امریکا کرد این بود که نگذاشت نتیجه جنگ هشت ساله با عراق به نفع ما تمام شود. در همین اواخر جنگ ما واقعا زمین گیر شده بودیم. تمام تحرکات ما زیر نظر ماهواره‌های امریکایی بود.همه ذخایر و منابع کشور هزینه آن جنگ بی‌حاصل شد و نهایتا منجر به سرکشیدن جام زهر توسط همین آقا گردید.
    غلط دومی که امریکا کرد این بود که معادلات تقسیم بندی قدرت در جهان را بهم ریخت. اتحاد شوروی فروپاشید و ناتو تا عمق اروپای شرقی توسعه پیدا کرد و پایگاههای نظامی امریکا تا بیخ گوش‌مان پیشروی کردند. الان امریکایی ها حتی داخل زیرشلواری آقایان را هم زیرنظردارند.
    غلط سومی که امریکا توانست بکند و ما نتوانستیم هیچ غلطی بکنیم جلوگیری عبور خطوط لوله‌های نفت و گاز کشورهای تازه استقلال یافته شوروی سابق از مسیر ایران بود.
    اهمیت این کار را دوستان اقتصاددان بخوبی میدانند.
    غلط چهارمی که امریکا توانست بکند تحریم اقتصادی بود. واقعا بنشینید حساب کنید همین یک قلم کار امریکا چقدر برای ما هزینه ساز بوده است؟ چقدر از درامدهای ملی کشور صرف مقابله با تحریم امریکا شده و چقدر تلفات مالی و حتی نیروی انسانی داده‌ایم؟

    یکی دیگر از غلط‌هایی که امریکا توانست بکند منزوی کردن ایران در مجامع بین المللی است. قطعنامه‌های اخیر را یادتان هست. حتی روسیه و چین و هند و سوریه و بنگلادش هم از ایران حمایت نکردند. پاسپورت ایرانی تبدیل شده به سند حقارت ایرانیان. حتی خلیج نشین های حوزه خلیج فارس هم با دارنده این پاسپورت رفتار تحقیرآمیز دارند.
    نمی‌خواهم بگویم مسبب بدبختی‌های ما امریکاست بلکه میخواهم بگویم این حرف آقای خمینی چقدر غلط از آب درآمد. این ما بودیم که سی سال است که هیچ غلطی نتوانستیم بکنیم نه امریکا.
    دشمنی با امریکا بیش از آنکه فکرش را بکنیم باعث عقب ماندگی کشور ما شد. این نتیجه افکار مشعشع آقای خمینی بود.




    | ___________________________________________________________________________________________________

    Monday, May 19, 2008

    امان از وقتی که طرف به ارگاسم نرسد (قسمت دوم):

    این روزها کتابی از شادروان مرحوم مغفور جنت مکان «زیگموند فروید» بدستم رسیده که بی ارتباط با مطلب قبلی نیست.
    اصولا من که حال و حوصله خواندن کتابهای فلسفی را ندارم ولی بدلیل جذابیت موضوع نشستم و این کتاب را از اول تا آخرش ورق زدم و عکسهایش را نگاه کردم.
    بنظر من نظریه های فروید اگرچه ممکن است جامعیت نداشته باشد و در همه جا صدق نکند ولی صد در صد در مورد وضعیت فعلی ایران و مخصوصا جماعت آخوند و بروبچه های حزب اللهی کاملا صادق است.
    مرحوم مغفور زیگموند فروید که خدا نور به قبرش ببارد میگفت: منشا بسیاری از ناهنجاریهای رفتاری و نابسامانی های اجتماعی و حتی کشمکش های سیاسی ریشه در عقده های جنسی دارد که برمیگردد به دوران بچگی افراد که ممکن است دور از چشم دیگران یک کارهایی کرده باشند و یک بلایی سرشان آمده باشد که وقتی بزرگتر میشوند آنرا بصورت ناهنجاری از خود بروز میدهند.
    حالا با اجازه شما من میخواهم این نظریه شادروان خدابیامرز را در مورد وضعیت فعلی حاکمیت در ایران تحلیل و تفسیر کنم ولی از آنجایی که دقیقا نمی دانم این آقایون در دوران کودکی چه بلاهایی سرشان آمده و در کجا و توسط چه کسانی و طبق چه برنامه زمانبندی انجام شده از قسمت دوم این نظریه صرفنظر میکنم و به همان قسمت اول بسنده میکنم.
    آقاجان! این مرحوم مغفور فروید راست میگه والله. اگر خوب دقت کنید می بینید منشا همه گرفتاریهای جمهوری اسلامی با ما برمیگردد به عقده ها و کمبودهای جنسی. به عبارتی دیگر سرچشمه تقابل بین سکولارها و مذهبی ها برمیگردد به همان مطلبی که قبلا به آن اشاره کردم: عدم رسیدن به ارگاسم.
    برای اینکه خوب به عمق این مطلب پی ببرید چشم تان را ببندید و برای چند دقیقه خودتان را به جای یک دختر یا پسر حزب اللهی قرار دهید.
    مثلا فرض کنیم من یک دختر مذهبی هستم که توی ایران درس میخوانم و یا در یک شرکتی یا موسسه ای کار میکنم. خب من هم بالاخره آدم هستم. نیازهای طبیعی دارم. دلم میخواد مثل بقیه دخترها دوست پسر داشته باشم و با او یک کارهایی بکنم تا کمی آرام بشم. با نوازش و ابراز محبت و رد و بدل کردن بوسه روحم تسکین پیدا کند. خستگی روزمره از تنم بیرون برود. تنهایی و افسردگی از روح و جانم خارج شود. آب سردی بر آتش درونی ام بریزم و از زندگی و جوانی ام لذت ببرم.

    ولی متاسفانه نمی توانم! چرا؟ آخه یک زنجیری انداخته اند گردن من که هی مرا میکشد. نمیگذارد من آزاد باشم. توی کله من فرو کرده اند که اگر این زنجیر را پاره کنی یک جنده میشی.هرزه میشی. هرجایی میشی. از همه بدتر مورد غضب خدا قرار میگیری. روز قیامت مرا از ممه هایم آویزان میکنند و قیر داغ توی آنجایم میریزند. نه..نه... نمیشه. من هرگز نمیتوانم.
    مدتی میگذرد. بدجوری عذاب میکشم. اعصابم خراب شده. تمام بدنم کوفته است. نوک ممه هایم تیر میکشد... توی خیابون چشمم به دختر و پسر هرزه ای می افتد که دست یکدیگر را عاشقانه گرفته اند و تند و تند راه میروند. با خود فکر میکنم این بی شعورها اصلا به هم محرم هستند؟ لابد دارند میروند یک خانه خالی پیدا کنند و گناه و معصیت کنند. خدا کند سر و کله نیروی انتظامی پیدا شود و آنها را دستگیر کنند.
    اما راستش را بخواهید دلم میخواست من هم جای اون دختره بودم ولی مشروط به اینکه اون پسرخوش تیپه قبلا منو عقد کرده باشد که خدای نکرده کارمون حرام نشه و گرفتار آتیش جهنم نشویم.
    ولی این اتفاق هیچوقت نمی افته. آخه اون پسرهای خوش تیپ طرف ما دختر حزب اللهی ها نمی آیند. از ما می ترسند. خیال میکنند لولو هستیم. از ما خاطره خوشی ندارند. با ما راحت نیستند.

    بدشانسی آنجاست که توی خانواده ما یک دختر نمی تواند با یک نامحرم ارتباط برقرار کند و مثلا با یک همکلاس یا یک همکار توی یک پارک قرار بگذارند و یا با هم به سینما بروند و کمی با یکدیگر صحبت کنند و شریک زندگی آینده خود را با آگاهی و چشم باز پیدا کنند.
    توی خانواده ما یک دختر حق نداره بگه دلم شوهر میخواد. دختر باید اینقدر منتظر بماند تا یکی از همین خاله خانم باجی های فامیل و بستگان چشمش به من بیفتد و نه یک دل بلکه صد دل عاشق من بشود و مرا برای آقا پسر شاخ شمشادشون نامزد کنند.
    اگر خیلی شانس بیاورم و طرف هم پولدار باشد و هم تحصیلکرده و هم اینکه بتواند از امتحانات کتبی و شفاهی که توسط پدر و مادر و عمو و دایی و عمه و ننه بزرگ برگزار میشود سربلند بیرون بیاید و نتیجه تحقیقات محلی طرف هم قابل قبول باشد آنوقت من دیگر به خانه بخت میروم و دیگه یک دختر ترشیده نیستم.
    اما این تازه اول بدبختی است. آخه اینجور ازدواج کردن مثل هندوانه نبریده است. شما نمی دانید تویش چه جوری است. زمانی میفهمید که این هندوانه خراب است که کار از کار گذشته و لااقل یکسالی از ماجرا گذشته و شکم آدم بالا آمده و هیچ راه برگشتی وجود ندارد.
    تازه فرض کنید طرف خیلی هم خوب و باادب و خوش اخلاق باشد. از کجا معلوم که از نظر جنسی ما در یک سطح باشیم؟ اگر در یک سطح نباشیم آیا شوهرم به من خیانت نخواهد کرد؟

    پس برای پیدا کردن شوهر نمیشه دست روی دست گذاشت. باید کاری کرد. اولین کار این است که یک وبلاگ درست کنم و شروع کنم به نوشتن مطالبی که جلب توجه کنم.
    می پرسید چی می نویسم؟
    صبر کنید تا بعد.



    | ___________________________________________________________________________________________________

    Saturday, May 17, 2008

    امان از وقتی که «طرف» به ارگاسم نرسد!

    حتما شما هم در دوران دبستان این تجربه را داشته‌اید که خانم معلم‌تان بعضی روزها خیلی بداخلاق میشد و از همان دقیقه اولی که به کلاس وارد می‌شد سخت‌گیری را شروع میکرد. سر بچه‌ها داد میزد و دعوا راه می‌انداخت. به هر چیزی گیر می داد و از کوچکترین اشتباه بچه‌ها نمی‌گذشت. دیکته که میخواست بگوید از قسمتهای سخت کتاب و حتی از درسهایی که هنوز نخوانده بودیم میگفت. تازه٬ موقع تصحیح کردن دیکته‌ها از هیچ اشتباه کوچکی صرفنظر نمیکرد حتی وقتی توی دیکته کسی غلطی پیدا نمیکرد دو سه نمره را بخاطر کم رنگ بودن نقطه‌ها و یا تمیز نبودن دفتر دیکته٬ کم میکرد.
    خلاصه٬ آنروزهایی که خانم معلم اینقدر بداخلاق بود٬ شما یواشکی به بغل دستی‌تان چی میگفتید؟
    در چنین مواقعی آهسته به همدیگر میگفتیم: حتما خانم معلم٬ دیشب با شوهرش دعوا کرده و امروز تلافی‌اش را سر ما درمی‌آورد.
    آنروزها٬ ما نمی‌دانستیم ارگاسم چیه و چه تاثیری در بداخلاقی انسان‌ها دارد ولی کم کم که بزرگتر شدیم٬ موارد بیشتری را دیدیم و تاثیر آن را نه تنها در بدخلقی و رفتارهای فردی بلکه در طرز تفکر و حتی موضع‌گیریهای سیاسی هم شاهد بوده‌ایم.
    بنظر من بیشتر اشتباهات تاریخی و تصمیمات غلط تحت یکی از دو شرایط زیر صورت میگیرد:
    ۱- موقعی که آدم خیلی نیاز شدیدی به دستشویی رفتن دارد٬ در اینصورت فکر آدم درست کار نمیکند و در این شرایط اگر از او سوالی بپرسیم چرت و پرت جواب میدهد. چون مغزش فقط درگیر این است که دستشویی کجاست و چقدر طول میکشد تا به آنجا برسد و آیا قادر است خودش را تا رسیدن به آنجا خودش را نگه‌دارد و یا اینکه نه شلوارش را خراب میکند؟
    بنابر این از چنین فردی که در این شرایط خاص است نباید انتظار موضع‌گیری سیاسی اقتصادی فرهنگی درستی را داشت. همینطوری یک چیزهایی میگوید و بطرف دستشویی میدود. هر تصمیمی که توسط این فرد تحت این شرایط بگیرد منجر به فاجعه خواهد شد.
    بعنوان مثال : بسیاری از تصمیمات مهم جمهوری اسلامی توی راهروهای ریاست جمهوری گرفته میشود. مثلا وقتی که احمدی نژاد دستش را به شلوارش گرفته و دارد بسمت توالت میدود٬ از او می پرسند با صندوق ذخیره ارزی چی کنیم؟ نرخ بهره را بالا ببریم یا پایین؟... احمدی نژاد هم در همان حال عجله میگوید بکشیدش پایین این بهره را...

    ۲- و یا زمانی که طرف مدت زیادی است که کاری نکرده و با کسی نخوابیده. اینگونه افراد هم فکرشان درست کار نمیکند. مغز این افراد در قسمت پایین تنه‌شان قرار گرفته و همه موضع‌گیریها و تحلیل‌هایشان از اتفاقات محیط بیرونی از آن عضو شریف دستور میگیرد.
    البته تشخیص وضعیت این افراد با گروه اول که دستشان را به شلوارشان گرفته‌اند و دنبال پیدا کردن دستشویی میدوند کار ساده‌ای نیست.
    گروه اول را همه می‌توانند تشخیص بدهند اما گروه دوم بسیار پیچیده رفتار میکنند.
    مثلا ببینید تا بحال فکر کرده‌اید واقعا چرا مسولین جمهوری اسلامی اینقدر به لباس خانم‌ها گیر میدهد؟
    اگر با دقت زندگی اینها را بررسی کنید می بینید که بیشتر اینها بدلیل اعتقادات مذهبی و یا محرومیت‌های فرهنگی٬ یک عمر به ارگاسم نرسیده‌اند و مثل آن خانم معلم دوران دبستان٬ همش به این و آن گیر میدهند.
    این است که یک دفعه می‌بینیم فرمانده نیروی انتظامی٬ یعنی همان کسی که توی خیابون می‌ایستاد و به رژ لب خانم‌ها و یا قلمبه شدن باسن و کپل آنها گیر میداد و خودش را مجری قوانین شرع و قانون اسلامی معرفی میکرد٬ توی یک خانه همراه هفت خانم لخت و پتی دستگیر میشود.
    نکته ظریف داستان همان عدد هفت است. اگر این مجری قوانین شرع فقط با یک خانم دستگیر میشد٬ امری طبیعی و قابل قبول بود ولی اینکه یک تنه به جنگ هفت تا خانم لخت بروی یا باید کمر رستم دستان را داشته باشی و یا سادیسم جنسی.
    ادامه دارد...



    | ___________________________________________________________________________________________________

    Monday, May 12, 2008

    حکایت «برنج» و راهکار دولتمردان:

    این روزها یکی از تفریحات سالم٬ زیر نظر گرفتن واکنش دولتمردان جمهوری اسلامی نسبت به مشگل گرانی برنج است.
    در همه نقاط دنیا وقتی مشگلی نظیر همین گرانی برنج بوجود می‌آید بسته به نوع سیستم اقتصادی آن کشور٬ راه حل مناسب از سوی بخشهای دولتی و خصوصی اتخاذ میشود و عرضه و تقاضا به یک حالت توازن نسبی دست می‌یابد.
    ولی در جمهوری اسلامی٬ اینگونه نیست. در اینگونه شرایط دولتمردان و سپس رسانه‌های وابسته به دولت شروع میکنند به فراافکنی و اینقدر چرت و پرت تحویل مردم می‌دهند که مردم کم‌کم اصل قضیه را فراموش میکنند و بدین ترتیب مشگل از بیخ ریشه کن میشود.
    مثلا ببینید در مورد مشگل گرانی برنج چه میگویند:

    مقام معظم رهبری: آحاد ملت باید هشیار باشند و فریب دشمن را نخورند. امروز دشمن میخواهد به شما تلقین کند که برنج گران شده. بنده در همین جا عرض میکنم نخیر اصلا هم اینطور نیست. برنج گران نشده. هروقت شرایط گران شدن برنج ایجاد شد من خودم آنرا اعلام میکنم

    صدا و سیما: بنا به گزارش خبرگزاریها٬ بعلت کمبود شدید برنج در امریکا صدها تن کشته و بیش از هزاران تن زخمی شدند.

    خبرگزاری فارس: شورای امنیت نسبت به گرانی برنج در کشورهای اروپایی هشدار داد.

    خبرگزاری مهر: فرمانده نیروی انتظامی اعلام کرد طرح ضربتی علیه چلوکبابی‌ها از فردا در سراسر کشور آغاز میشود.

    آیت الله مکارم شیرازی: خوردن ته دیگ بدون اذن شوهر حرام است. خانم‌ها اینقدر ته چین درست نکنند.

    مجلس شورای اسلامی امروز طرح دو فوریتی غنی سازی برنج را به تصویب رساند.

    صبح امروز تعدادی از دانشجویان بسیجی مقابل سفارت تایلند تجمع کردند و پرچم تایلند را آتش زدند.

    روزنامه کیهان: چند تن از شالی‌کاران رشت که وابسته به جریان ضدانقلابی اصلاحات بودند دستگیر شدند.

    اعلام خبر خوش توسط رییس جمهور محبوب: سال آینده به همه جهان برنج صادر خواهیم کرد.




    | ___________________________________________________________________________________________________

    Saturday, May 10, 2008


    گزارش لحظه به لحظه از سفر مقام معظم رهبری به تورنتو:

    بر اساس گزارشات رسیده٬ مقام معظم رهبری شب گذشته به همراه هیئت همراه به تورنتو رسیدند و مورد استقبال گروه کثیری از عاشقان عصمت و ولایت قرار گرفتند.
    مقامات استان انتاریو و شهردار تورنتو و دیگر مسئولین محلی که از ماهها پیش در تدارک این استقبال باشکوه زحمت کشیدند در بدو امر مورد عطوفت رهبر مسلمین جهان قرار گرفتند و هریک چفیه‌ای از معظم له دریافت داشتند که آغشته به اخ تف و اندماغ بودند.

    بنا به گزارش خبرنگار واحد مرکزی خبر که نخواست نامش فاش شود مردم متعهد و همیشه در صحنه تورنتو و روستاهای اطراف از ساعتها قبل در مسیر تشریف‌فرمایی معظم له تجمع کرده و شعارهایی به حمایت از انرژی هسته‌ای و دیگر ارزشهای اسلامی سر میدادند.
    رهبر فرزانه جهان در اجتماع باشکوهی از جامائیکایی‌های مقیم مرکز که در استادیو چند ده هزار نفری « راجرز سنتر » انتظار دیدار معشوق‌شان را میکشیدند فرمودند:
    آحاد ملت باید از دشمن نهراسند.
    مقام معظم رهبری در بخشی دیگر از بیانات گهربارشان فرمودند: دشمن سعی میکند به شما بقبولاند که گرانی هست ولی شما گول نخورید همه چیز ارزان است.
    در پایان مقام معظم رهبری به ابراز احساسات یک یک حاضران پاسخ دادند و فرمودند:
    موید باشید!
    بسیاری از تحلیل‌گران متخصص در امور سیاسی که از درایت و تدبیر والای مقام معظم رهبری حیرت زده شده‌اند در یک گفتگوی اختصاصی با ما اظهار عقیده کردند که این فرمایشات تاریخی مقام معظم رهبری نقطه عطفی در تاریخ بشریت است. آنها همچنین اعتراف کردند که هیچ کس تا بحال چنین حرفی را نتوانسته است بزند.

    همچنین گزارش میرسد مقام معظم رهبری شب گذشته گروهی از نخبگان هنری تورنتو در یکی از استریپ کلابهای شهر را به حضور پذیرفتند و آنها را مورد تفقد قرار دادند. در این دیدار که در فضایی آکنده از شور و معنویت برگزار گردید چند بار مقام معظم رهبری فرمودند: به‌به به‌به!

    بنا به خبری که هم اینک بدستم رسید مقام معظم رهبری چند دقیقه پیش از «سی‌ان تاور» بازدید بعمل آوردند و رهنمودهایی به مامور مستقر در گیشه بلیط فروشی آنجا ارائه فرمودند و به یکی از خانم‌هایی که بلوز کوتاه پوشیده بود و شئونات اسلامی را رعایت نمیکرد تذکر اخلاقی دادند و فرمودند که حجابش را حفظ کند.

    قرار است مقام عظمای ولایت فردا بعد ظهر در آبشار نیاگارا حضور یابد و برای حاضران رهنمودهای تاریخی داشته باشند.




    | ___________________________________________________________________________________________________

    Thursday, May 08, 2008

    چه زنی بگیریم؟ ایرانی یا خارچی؟

    آقایون عزیز! اگر آب دست‌تون هست بگذارید زمین و بروید زن‌تان را طلاق بدهید و بیایید برویم زن خارجی بگیریم.
    زن خارجی محاسنی دارد که هیچوقت یک زن ایرانی نمی‌تواند داشته باشد. منظورم از «محاسن »٬ محاسن ملا عمر و ریش فرقه طالبان نیست. منظور از محاسن‌٬ یکسری خصوصیات «برجسته» است که در علم زن شناسی مبحث پیچیده‌ای دارد و ممکن است در آینده به بررسی این بحث شیرین بپردازیم.

    فعلا بروید و بگذارید ما به کارمان برسیم.



    | ___________________________________________________________________________________________________

    Home